تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
جمهوری اسلامی جنگل
می گن یه کشوری بود...نه ببخشید یه جنگلی بود به اسم جنگل ایران.
این جنگل قصه ما کلی انبار داشت.انبار کاه ، انبار یونجه ، انبار سیب ، انبار خیار ، و...
یه انبار گوشتم داشت که یه خرگوش انبار دارش بود.این آقا خرگوشه خیلی سال با کمال صداقت و پاکدامنی تو جنگ ایران و عراق جنگید...نه ببخشید...خدایا چی دارم می گم؟الان میان می برنم...این آقا خرگوشه خیلی سال با صداقت از انبار گوشت مواظبت کرد و اصلام به گوشتا ناخنک نزد تا اینکه رئیس جنگل که یه لاک پشت بود(که جدا" م لاک پشته)به آقا خرگوشه بخاطر هشت سال انبارداری مقدس ترفیع داد و اونو کرد مسئول انبار هویج..
دو روز گذشت.روز سوم آقا خرگوشه اومد پیش آیت الله لاک پشت و گفت :"به من رحم کنین...نذارین یه خرگوش نجیب عیالوار از بین بره.من تا حالا هیچ کار خلاف قانونی ازم سر نزده."
حتی حاج آقا سگ آبی هم که معاون آیت الله لاک پشت بود تعجب کرد و دستی به محاسنش کشید و گفت :" چی شده آسید خرگوش؟ منظورت چیه؟مگه چی شده که باید بهت رحم کنیم؟ما که بهت بخاطر خدمت صادقانه هشت سال دفاع مقدس... نه ببخشید گوشت داری مقدس(نمی دونم چرا این دوتا اسمو اشتباه می گیرم مرتب...نه که شبیه همن؟)بهت ترفیع دادیم.دیگه چی می گی؟"
آسید خرگوش گفت :"شما صحیح می فرمایین ، اما آخه محل خدمت من انبار هویجه ! هویج ! ومن خرگوشم ! خرگوش و هویج ! هویج و خرگوش ! می فهمین؟؟؟
و اینجوری شد که برای اولین بار تو تاریخ آیت الله لاک پشت گفت :"پووووووف !گوزیدیم(با عرض معذرت) خیلی بد شد ! ولی آخه واسه ما افت داره گزارشی رو که فرستادیم و حکمی رو که زدیم پس بگیریم.به مصلحت نظام نیست.می فهمی آسید؟حالا تو یه مدت جلوی خودتو بگیر آسید جون تا ببینیم چی می شه.یه فکری می کنیم واسه ت.
خرگوش رفت.یه روز تحمل کرد ، دو روز زجر کشید ، اما کم کم دور چشماش کبود شد . روز سوم اول وقت خودشو به لاک پشت معرفی کرد . تمام بدنش می لرزید . چشماش ضعیف شده بود و گوشهاش نیمه کر . از اون خرگوش سالم فقط پوست و استخون مونده بود .
گفت :"آقا ! آقا ! من زن دارم...شیش تا توله دارم...ممکنه یه گندی بالا بیارم...دیگه نمی تونم جلوی خودمو بگیرم . منو عفو کنین..."
و شروع به گریه کرد.
آیت الله لاک پشت به حاج اقا سگ آبی نگاه کرد . حاج آقا گفت :"آقا چیکار کنیم؟"
و بالاخره خرگوش رو فرستادن سرکار ولی...ولی با یه قفل گنده روی لبهاش . نمی شه که حکم داده شده رو پس گرفت ؟ به سود نظام نبود .
فرداش بود که خرگوش برگشت پیش لاک پشت . البته اون دیگه خرگوش نبود فقط شکل خرگوش بود . گفت :"آقا منو عفو کنین . من نمی تونم این کارو بکنم . من دیشب یه کلید پیدا کردم که به این قفله می خوره ."
و اینطوری شد که آیت الله لاک پشت برای بار دوم در تاریخ گفت :"پوووووف" و تصمیم گرفت یه جلسه فوری تشکیل بده و مجلس تصویب کرد که روی قفل یه تخته اضافه کنن و هر روز صبح اونو مهر و لاک کنن . آخه می دونین ؟ نمی شد که حکم فرستاده شده رو عزل کرد . مردم حرف در می اوردن  و این به صلاح نظام نبود .
و اینطوری شد که یه نفر مسئول زدن مهر و لاک شد . یه نفر مسئول انجام عملیات مهر ولاک زدن شد . یه نفر مسئول زدن کبریت شد . یه نفر مسئول اوردن لاک و مهر و نخ شد . یه نفر مسئول مواظبت از تخته ، قفل و کلید شد . یه حسابدار مسئول نگهداشتن آمار انبار شد . یه نفر مسئول خریدن ابزار مهر و لاک شد و نفر آخر مسئول استخدام افراد بالا و حضور و غیاب اونها شد . مجموعا : نه نفر . بالاخره لغو کردم حکم صادره به سود نظام نبو و مردم ممکن بود فکرای بد بکنن .
البته خرگوش بنده خدا نتونست حتی یه دونه از هویجای بیت المال رو بخوره ولی کم کم در اثر فشار روحی که بهش وارد شد مریض شد . دکترا ازش قطع امید کردن و گفتن :"دو روز بیشتر زنده نیست !!!"
ولی ناراحتی آیت الله لاک پشت و حاج آقا سگ آبی از این موضوع نبود . ناراحتی اونا بخاطر نه تا کارمند دیگه بود که نمی تونستن اونها رو برکنار کنن . چون همه اون نه تا کارمند می دیدن و می دونستن که لاک پشت و اسب آبی چطور از انبار هویج برداشت می کنن و می ریزن به حساب شخصی خودشون.
باز ایت الله لاک پشت گفت :"پوووووف" و یه جلسه فوری تشکیل داد و یه طرح سه فوریتی به مجلس ارائه داد با این مضمون :

بسمه تعالی
نظر به اینکه مسئول انبار هویج ما در حالت استحضار( لحضات قبل از مرگ ) می باشد
و نیز با توجه به نهایت تبحر و تجربه خرگوشها در پست انبار داری هویج
( یا شایدم انبار هویج داری ) لطفا نسبت به استخدام و انتصاب یک
خرگوش به این پست
 اقدام عاجل بفرمایید
و من الله توفیق
آیت الله لاک پشت
۸۵/۵/۲۸

یادتون نره همه این کارا و دردسرا بخاطر این بود که به صلاح نظام نبود که حکم صادره از طرف دولت تغییر پیدا کنه...

********

و اما مسابقه هفته پیش برنده نداشت متاسفانه...
غلط املایی مسابقه هفته پیش کلمه " خرد " بود که من نوشته بودم " خورد "

********

و اما تصویر این هفته :

شانس اوردیم هر دو ماده ن...

********

مسابقه جدید ما هم اینه:
" چرا کلاغ سیاهه؟"

********

خ.ن.ب.د.ز۱: و اینم لینک جدید وبلاگ هک شده من همانم که بودم که با اسم جدید ققنوس دوباره راه افتاد
خ.ن.ب.د.ز۲:وبلاگ
فینقیلی هم که لابد می دونین هک شده بود...با اسم جدید فینقیلی بادوم دوباره راه اندازی شد منتها دو تا ایراد داره...اول اینکه خیلی خیلی سنگینه و دوم اینکه نمی دونم چرا لینک من توش نیست.
خ.ن.ب.د.ز۳:نظرتونو در مورد این مسابقه هم بگین
خ.ن.ب.د.ز۴:جوابهای مسابقه تون رو به آدرس "
ایران- صندوق پستی " بفرستین یا تو نظرات اعلام کنین

تعداد نظرات:۱۱۷

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com