تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
پسر ایرونی(سی دی دوم)

 

هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که دختره خودش ، خودشو...(سانسور مخابراته این قسمت)
کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه ش.
"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
کم کم سوراخ دعا رو هم پیدا می کنه(نکته فوق کنکوری)...می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم...

********

قبل از اینکه بریم سراغ عکس این سری یه نکته ای رو بگم.از این به بعد گاهی عکسای رئال می ذارم و البته یه توضیح کوچیک زیر عکس:

لب گیری اسلامی

حرف عکس:من کاری ندارم که این دوستی چطوره.به کجا قراره برسه و اصلا درسته یا نه.مسئله اینه که ما ادعای مسلمون بودنو داریم.شاید بشه اسم این کارو گذاشت لب گیری اسلامی ...

********

من شدیدا قهرم:
یه عمر بنویس.یه عمر به عشق خنده دیگران گریه کن.یه عمر از قلبت مایه بذار.آخرش یکی میاد تو کنفرانس جلوی همه اسمتو می بره.اسمی که برای حفظ کردنش یه عمر زجر کشیدم.بهش می گم:

اگه آدم بودي سر قولت مي موندي:namak_paash
ديگه هيچوقت پي ام نده:namak_paash
 يا حق...:namak_paash

ولی جوابش چیه؟

XXX ID: hame
XXX ID: amare hameye karato daran
XXX ID: hameye gand
XXX ID: kariyatttt

وقتیم برمی گردم بهش می گم:

 اگه دوست بودي:namak_paash
که ادعاشو داري:namak_paash
چيزي نمي گفتي:namak_paash
گرچه:namak_paash
بخاطر تهمتي که بهم زدي:namak_paash
مطمئن باش سر پل سراط يقه تو مي گيرم:namak_paash

برمی گرده و اینجوری جواب می ده:

XXX ID: to age ebe pole serat motaghed bodi
XXX ID: vazet az en behtar bod
XXX ID: bache shahrestoni

و چیزای دیگه که باهاشون کار ندارم.
من متن کامل چتو سیو کردم تو سیستمم.البته آیدی این دوستمو عوض کردم که کسی نفهمه کیه.بهرحال اون حق داشت نظرشو بگه و منم باید محرم اون باشم.متن چتو فقط برای این نگه داشتم که اگه بخواد یه جایی پشت سرم صفحه بذاره متنو بعنوان مدرک رو کنم.بهرحال.شاید منظور اون فقط انتقاد بود...که قطعا همینطوره.فقط می خواستم بدونین که من تو چه جوی می نویسم و خدا شاهده فقط به عشق خنده شما.گرچه کم کم دارم به این نتیجه می رسم که...
و اما یه خواهش:همینجا از همه می خوام.برای بار سوم تو این یه ماهه.اگه کسی کوچکترین دلگیری از من داره بیاد و بگه.نره بگه نمکپاش تو فلانی رو اذیت کردی.مسئله هر شخص به خودش مربوطه و نه به دیگران.هر کسی خودش از دستم ناراحته.من آزارش دادم یا به قول این دوست عزیزم باهاش گند کاری کردم مدیونه اگه نیاد بگه.

********

خ.ن.ب.د.ز۱:خدا چقد بزرگه.دوشب پیش فکر شلم گل(خواستم طبق عادت بگم عزیزم که نمی شه دیگه.آخه تاکید شده نگم عزیزم) بودم.حس می کردم دلم خیلی براش تنگ شده.بعد یه دفه دیشب که ان شدم شلم بهم پی ام داد.قربونت برم خدا.
خ.ن.ب.د.ز۲:دلم واسه آفتابگردون دوست داشتنی هم خیلی خیلی تنگ شده بود.جالب اینه که امروز که ان شدم دیدم واسه م نظر گذاشته.
خ.ن.ب.د.ز۳:خوشحالم که مث قبلا به من لطف می کنین و با اینکه خیلی کم فرصت می کنم بهتون سر بزنم به دشمنا ثابت می کنین که قدر نمکپاشو می دونین.کوچیک همه شمام.اینو با تمام وجود می گم و دست همه تونو می بوسم.البته همونطور که می دونین برای حفظ شئونات اسلامی دست خانما رو از نزدیک و دست آقایونو...جانم؟ببخشید انگار کارم دارن...من برم...
خ.ن.ب.د.ز۴:خانم عزیزی که می گی من گند کاری کردم.اگه من مقصر بودم تو اون قضیه مطمئن باش با همون اسم مستعار نوشته نمی نوشتم.می رفتم با یه اسم دیگه می نوشتم.پس اونقدر شجاعت داشتم که اینطوری ثابت کنم مقصر اون قضیه من نبودم.محض اطلاع شما.
خ.ن.ب.د.ز۵:ابوالهول جان.فیلتری اینجا آ...می دونستی؟
خ.ن.ب.د.ز۶:
پدری با پسرش گفت به خشم
که تو آدم نشوی خاک به سر

گر کسان جامع خیرند و شرند
از سراپای تو بارد همه شر

حیف از آن عمر که ای بی سر و پا
در پی تربیتت کردم سر

غضبش آمد از این حرف پسر
قصد فرمود به آغاز سفر

رفت از آن شهر به جایی که شود
فارغ از سرزنش تلخ پدر

از قضا منصب والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزی که گذشت از پی آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از آن راه دراز
وارد قصر شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر
به سراپای وی افکند نظر

گفت:ای پیر شناسی تو مرا؟
گفت:کی می روی از یاد پدر؟

گفت:گفتی که من آدم نشوم
حالیا حشمت و جاهم بنگر

پیر خندید و سری داد تکان
این سخن گفت و برون شد از در:

من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر
خ.ن.ب.د.ز۷:یه قسمتایی از شعرو یادم نبود که سعی کردم کلماتی رو جایگزین کنم.اگه کسی شعر درستو داره خوشحال می شم برام بفرسه.ممنون.
خ.ن.ب.د.ز۸:تا یکم کشیکم.فعلا از همینجا خدافظ

تعداد نظرات :۱۹۶ نظر

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
پسر ایرونی(سی دی اول)

 

یه توضیح حیاتی حیاطی:
راستش چون وب قبلیم تو خیلی از استانا فیلتر شده بود مجبور شدم خونه مو واسه چهارمین بار عوض کنم و به پنجمین خونه م بیام.
ولی در مورد اسم وبلاگ جدید:
توجه کنین که اسم وبلاگ جمهوری اسلامی نمکپاش نیست،بلکه جمهوری ایرانی نمکپاشه.این وبلاگ مخصوص مسلمونا نیست،ولی مال ایرانیا با هر مذهب و مرامیه.حالا بفرمایین مطلبو میل کنین:

عرضم به حضورتون که یه مدته احساس خطر می کنم . جرات بیرون رفتن از خونه رو ندارم . بعد از اینکه مطلب " دختر... دختر... ترشی بابا" نوشته من اسکار جهانی بهترین فیلم مستند رو گرفت تهدیدای زیادی از طرف دختر خانمای محترم(که الهی قربون همه شون برم) دریافت کردم . مثلا یه بار وقتی داشتم تو خیابون راه می رفتم حس کردم یه چیزی خورده تو سرم . بر گشتم دیدم یه کاغذ رو زمین افتاده . کاغذه رو برداشتم دیدم روش با ماژیک نوشته "آجر" .
یا مثلا یه نامه با پست به دستم رسید که توش آدرس نوشته بود که اگه جرات داری چهل شب ساعت سه شب بیا برو قبرستون بالای قبر فلانی دعا بخون . انشالا که به آرزوت می رسی .
یا مثلا چن بار ایمیلایی به دستم رسید که آلوده به ویروس سیاه زخم بودن . قضیه های دیگه ای هم بودن . مثلا یکی از دختر خانما می خواست یکی از پژوهای انفجاری ساخت ایرانو به من اهدا کنه که من سوارش بشم و به یه سال نکشیده بترکم .
و بالاخره گل سرسبد همه این اتفاقا خواهرام بودن که می خواستن وقتی خوابیدم منو با رختخواب ببرن و بندازن تو دریا . فکر کردن من حضرت موسی م که رو آب شناور بمونم . یا مثلا اردکم .
از اونجا که من متعلق به همه مردمم و در صورت صدمه دیدن من ، حق الناس ضایع می شد منم تصمیم گرفتم یه مطلبم در مورد پسرا بنویسم و به بخش فیلمنامه های تخیلی ارسال کنم . بلکه اینم اسکار بگیره و بورسیه بهش بخوره بره خارج واسه درس خوندن و سرپیری عصای دستم بشه...

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه . اونم فقط یه بازی : کشتی . خودشم نمی دونه چرا ولی از کشتی گرفتن با اونا خیلی لذت نمی بره.تو نمی دونی چرا؟؟؟
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . رو یه آستینش پرچم انگلیسه و رو اون یکی پرچم امریکا . پهلوهاشم هر کدوم یه ردیف ستاره دارن ، به سبک پرچم اسرائیل . شلوارش ؟؟ وای وای وای... نگو خواهر... از این بیا منو...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...(این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد) .

"این داستان ادامه می خواهد داشت پس بمانید فعلا تو کف لطفا"

********

بریم سراغ عکس این سری :

 عشقو ببین چه می کنه

********

من قهرم:یه جریانی پیش اومد که گفتن همه سایتا و وبلاگا باید ثبت رسمی بشن.بعد با اعتراضای زیادی که شد گفتن وبلاگا اجباری برای ثبت ندارن.ولی نتیجه ش چی شد؟یه انتقام گیری.همینجوری دارن بدون دلیل وبلاگا رو فیلتر میکنن.مث وبلاگ قبلی خودم.

********

خ.ن.ب.د.ز۱: یه ناشناس مهربون از دو قسمت از مطلبم انتقاد کرده.نظرشو می ذارم و بعد جوابشو می دم

 

جمعه 10 فروردین1386 ساعت: 18:40

توسط:یک ناشناس مهربون

سلام نمکی...

1. بازم تسلیت...

2. مطلبت تکراری بود...

3. هیچ حال نکردم با اون قسمت پیک هات...به دوست عزیزتون جواد هم بفرمایین

لازم نیست می خوارگیشون رو جار بزنن...آدم واسه کار حرام که تبلیغات و افتخار

نمیکنه حتی به شوخی...

میتونی به نقد بکشی ایران و اما نه با نظرات مربوط به یه آدم .....

موفق باشی اما خیلی افول کردی..........

 وب سایت   پست الکترونیک

خوب.
۱.مرسی
۲.غیر ممکنه این مطلب تکراری باشه چون اونو همون روزی که آپ کردم نوشتم
۳.در مورد پیک ها...یادتون نره که ما ایرانی هستیم.ایرانی یه موقه آتش پرست بود.آتشی که مظهر قدرت و پاکی بود.ایرانی(آریایی)تو جشنهاش از هوم مقدس(شراب مقدس)می خورد تا شادیشو کامل کنه.من اینجا اعلام می کنم این مطلبو که من در مورد مسلمون بودن خودم ادعایی ندارم ولی در مورد ایرانی بودن دارم.من اول خودمو ایرانی می دونم بعد مسلمون.من یه مسلمون ایرانی نیستم بلکه یه ایرانی مسلمونم.
۴.به جواد توهین نکن.جواد ممکنه تند رو باشه ولی بر اساس دیده ها می نویسه نه بر اساس شنیده ها.اگه یکم فیلترشده تر بنویسه نویسنده خوبیه.منکه دوستش دارم.
خ.ن.ب.د.ز۲: یه ناشناس مهربون یه نظر دیگه هم داده.بخونین تا جواب بدم:

جمعه 10 فروردین1386 ساعت: 18:45

توسط:یک ناشناس مهربون

راستی لوگوی وبت اصلا مفهوم قشنگی نداره........

بعدشم اگه الان دارن به مملکت خیانت میکنن قبلش هم آقایون کوروش و داریوش

هم کم ظلم نکردن به این ملت مثل همینا....

یه سر به کتابای معتبر تاریخی بزن حتما

 وب سایت   پست الکترونیک

من شدیدا به این حرفی که تو در مورد کورش و داریوش زدی اعتراض دارم.کورش کبیر و داریوش اگرم مالیات می گرفتن از مردم یا حق مردمو می خوردن چون اینو روش زندگی شاهی می دونستن.اینو از شاهای قبلی یاد گرفته بودن و فکر میکردن این روش درست زندگیه.ولی کی بود که اولین قطعنامه حقوق بشر رو صادر کرد؟کی اولین سکه رو ساخت؟کی جاده سازی کرد؟اولین کاروانسراها رو کی ساخت؟تجارت رو کی رونق داد؟راهها رو کی امن کرد؟ایران رو کی پهناور و قدرتمند کرد؟کی بود که از ایران یه ببر ساخت؟بسه یا بازم بگم؟اگه حتی کورش یا داریوش به مملکت ظلم کردن اینو از پدرشون یاد گرفته بودن که کشورو باید اینجوری اداره کرد.ولی می خوام بدونم مفهوم جمهوری چیه؟
خ.ن.ب.د.ز۳: مثل قبل آماده تبادل لینک با همه دوستان هستم.کافیه منو لینک کنین و تو کامنتینگ(نظرات)اعلام کنین.حداکثر ظرف یه روز لینک شما رو می ذارم.
خ.ن.ب.د.ز۴: مثل قبل آماده تبادل لوگو هم هستم.
خ.ن.ب.د.ز۵: طراحی لوگوی ثابت و متحرک فقط و فقط برای دوستان.
خ.ن.ب.د.ز۶: یه نفر بود که منو به اسم
NP صدا می کرد.دلم واسه ش تنگ شده...و واسه اینجوری صدا کردنم.البته فقط از زبون اون یه نفر نه از زبون دیگران
خ.ن.ب.د.ز۷:منگلا هم فیلتر شدن.قراره یه وب جدید بزنن.وقتی قطعی شد لینکشونو می گم.فعلا بمونین تو کف
خ.ن.ب.د.ز۸:
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مث یه جادو که بهم روحیه میده
این مهمه که می دونم واسه من چقد عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی چه بریزی

تعداد نظرات : ۱۱۹ نظر

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
تلخند:اینجا ایران است
ایران تنها جاییه که توش می شه با کمال نجابت هرزگی کرد
ایران تنها جاییه که توش "احمق" و "خفه شو" فحشه ولی پدرسگ و مادرفلان فحش نیست و موقع شوخی گفته می شه
ایران تنها جاییه که توش یه تاجر تا وقتی معروف نشده موفقه
ایران تنها جاییه که مردمش وقتی می خوان برن تفریح و گردش و پیاده روی سوار ماشین می شن
ایران تنها جاییه که بچه های زیر هجده سالش فیلمای منهای هجده نگاه می کنن و آدم بزرگاش برنامه کودکان
ایران تنها جاییه که فوتبالیستاش بخاطر گل زدن به تیم سابقشون از خوشحال غش می کنن
ایران تنها جاییه که پیر و جوونش همه دنبال فیلمای زبان اصلی هستن ، فقط بخاطر سانسورای مسجد ایران...ببخشید وزارت فرهنگ ایران
ایران تنها جاییه که هر چی مسئولش بیشتر رشوه بگیره بیشتر و زودتر ارتقا شغلی می گیره
ایران تنها جاییه که دانشگاهش جای دختر(یا پسر)بازیه
ایران تنها جاییه که سالن مطالعه ش مخصوص حرف زدن با موبایله
ایران تنها جاییه که پارکش مخصوص موتور سواریه
ایران تنها جاییه که چمنش جای آتیش روشن کردنه
ایران تنها جاییه که درختش مخصوص تاب بازیه
ایران تنها جاییه که وقتی شیر رفت جاش گرگ نشست و یه روباه تو نوبته که جای گرگ بشینه(نکته کنکوری
)
ایران تنها جاییه که روباهش مصلحت نظامشو تشخیص می ده
ایران تنها جاییه که روباه و کفتار و گربه جزو خبرگانش هستن
ایران تنها جاییه که وقتی دو نفر(دختر و پسر)با هم آشنا می شن می رن تو گذشته همدیگه می گردن که ببینن مثلا وقتی پسره سه سالش بوده مادر بزرگش اونو بوسیده یا وقتی دختره دو سالش بوده داییش لپشو کشیده
و بالاخره ایران تنها جاییه که با این همه بدی و در حقیقت گندی که داره خاکش عزیزه و همه مون عاشقشیم

پس می زنیم پیک اولو به سلامتی خاک ایران
پیک دوم به سلامتی سه تن : ناموس و رفیق و وطن
پیک سوم به سلامتی سه کس : غریب و سرباز و بی کس
پیک چهارم به سلامتی روباهی که داره سعی می کنه جای ببر بشینه...ببری که خودش جای شیر نشسته(نکته کنکوری
)
پیک پنجم سلامتی گاو...نه بخاطر گاو بودنش ، که بخاطر اینکه هیچوقت نمی گه "من".همیشه می گه"ما
"
پیک شیشم سلامتی همه نامردا...که اگه نبودن مردا مشخص نمی شدن
پیک هفتم سلامتی فائزه رفسنجانی...که اگه نبود دبی ورشکست می شد
پیک هشتم ... هیییییی کجایی بابا؟آب شنگولی از خودت نیست شنگولی که از خودته.بسه بابا.پاشو کاسه کوزه تو جمع کن.بخاطر همینه وضع ایران اینجوریه دیگه

با تشکر از دوست عزیزم جواد

********

خوب بریم سراغ عکس تا بعد:

اینجا هم ایرانه 

********

من قهرم:چه شکری خوردم تو مطلب قبل گفتم یه سال تکراری دیگه داره شروع می شه.خدا خواست منو شرمنده کنه و از تکرار مکررات جلوگیری کنه بخاطر همین مادربزرگمو کشت.البته نه اونجوری...ولی بهرحال کشت.خدا بیامرزدش.

********

خ.ن.ب.د.ز۱:نسل مادربزرگامم مث نسل پدربزرگام منقرض شد.
خ.ن.ب.د.ز۲:عجب عیدی.روز یکم فروردین مادربزرگه رفت.بازم خدا بیامرزدش
.
خ.ن.ب.د.ز۳:اگه مطلب این سری یه مقدار خالی از طنز بود شرایط روحی منو درک کنین و به بزرگی خودتون ببخشین
.
خ.ن.ب.د.ز۴:لطفا یه فاتحه بخونین براش.البته مدیون نیستین ولی اگه بخونین خوشحالم می کنین
.
خ.ن.ب.د.ز۵
:
خاکم به سر ، ز غصه ، به سر خاک اگر کنم
خاک وطن چو رفت ، چه خاکی؟چه خاکی به سر کنم
افسوس کلاه نیست وطن ، تا کز سرم برداشتند
فکر کلاهی ... کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کله اش(Kolah Ash) بر سر است و من
نامردم ار که بی کله (Kolah)آنی به سر کنم
من آن نی ام که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی ، خاک خصم را
ای چرخ زیر و روی تو ... زیر و زیر کنم
جائیست آرزویم اگر ، من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
بد هر چه می کنی بکن ای دشمن قوی
من نیز اگر قوی شوم از تو بدتر کنم
من آن نی ام که به مرگ طبیعی شوم هلاک
این کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
عشقت نه سرسریست کز سر بدر شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان بدر کنم

تعداد نظرات:۱۰۸ نظر

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
سال نو تسلیت

 

یک توضیح حیاتی حیاطی:
راستشو بخواین این مطلب قرار بود یکم فروردین آپ بشه ولی چون قراره جای یکی از دوستام برم کشیک مجبور شدم یکی دو روز زودتر آپ کنم.بهرحال شما به نوروزی خودتون ببخشید و به فروردینی قبولش کنین.

پیام تبریک یک قزوینی :
همسرم حمید جان ، سال عید نوت را با یک سبد سی دی ( حالا چرا CD ، نکته معما همین جاست ببینید CD ها چی دارن که گلا ندارن ) به تو تبریک می گویم
همسرت : علی!!!!!

پیام تبریک یک ترک :
همسرم ( اسمتو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ) مبارک باشه ( علتشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببین ) باشد که همیشه کنارم باشی ( جاشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ).
همسرت : گضنفر

پیام تبریک یک لر :
عزیزوم فاطومه جان ، تنها پیا ( مرد ) ی زندگانی من ، دانی ( می دونی ) که چم ( چقدر ) دوستت دارم هان ؟ نمدانی ( نمی دانی ) باشید ( باشه ) بهرحال مبارکه .
همسرت : احسان

پیام تبریک یک عرب :
همسرم سکینه جان ، عینی ( عزیزم ) انی رایت گربتا ( یه گربه دیدم ) و یاد تو خورد تو سرم . همیشه یادتم ، تا آخرش کنارتم . راستی هر موقع رسید بهم خبربده(نکته کنکوری) . بچه هم که اومد ( به دنیا اومد ) برام پستش رو بفرست ( پستش کن ) مواظب باش تو آخن ( یکی از شهرهای آلمان ) گم نشی .
همسرت : عبدالواحد

پیام تبریک یک کرد :
همسرم کاک ( برادر ) جان سفیده ( سپیده ) ، یه دنیو ( یک دنیا ) رازقی با راز عشق برای تو . می بوسم دو چشمتو ، می پوسم ز دست تو . عیدت مبارک بمونه . کاش خوش باشی همیشه .
همسرت : یاشار

و بالاخره پیام تبریک یک تهرانی
اِوا همسر خوبم آوا . چشامو بستمو خواب تو دیدم... اِوا ، رو لبهام طعم لبهاتو چشیدم... اِوا . دوستت دارم با کلی از این گلای خوشبو . اِوا خدا مرگم بده . مطلبم طولانی شد ، الانه که چشمای نازت خسته بشن . می بویمت و می بوسمت .
همسرت : کیانوش

********

عکس سال نو:

سال نو تسلیت 

******** 

من قهرم:یه سال گذشت.یه سال کثیف دیگه هم گذشت.برای همه ما.من و تو و ما...
یه سال به عمر همه ما اضافه شد.یه ورق تکراری دیگه رو شد.مال من دو لو بود.دو لوی دل.یه تکرار همیشه تکرار دوباره شروع شد.تا کی تموم بشه و دوباره تکرار بشه.یه سال زشت و کثیف.یه سال که با همه سختیاش سعی کردم با نوشته هام همه رو بخندونم.یه سال که...
فروردین برای من خالی بود.اردیبهشت جشن تولد مرگم بود.یه تکرار همیشه تکرار به دنیا اومد.شما به اسم نمکپاش اونو می شناسین.چن ماه خالی از هر اتفاقی گذشت.گذشت و به تیر رسیدم.تیری که روز تولد وبلاگم بود.نمکپاش یک ساله شد.بازم چن ماه گذشت.رسیدیم به آذر.یه حادثه.آذرم برام سالگرد بود.سالگرد از دست دادن.بازم گذشت.رسیدم به بهمن.از یه رفیق...یه دوست...یه پسر ضربه خوردم.می دونین.به نظر من خیانت دو جوره.یکیش خیانت یه دختر به یه پسر یا برعکسه.حالا که دوست باشن چه نامزد چه زن و شوهر.و دومیش خیانت یه پسر به یه پسر دیگه س...یا برعکس.به نظر من خیانت دوم بدتر از اولیه.و من اینجور بهم خیانت شد.کاری به اصل قضیه ندارم.یه اتفاق بود که افتاد.شاید به نظر اون دوست این کار درست بود.
تو این سه سالی که وبلاگ می نویسم،چه سه نسل نمکپاش و چه علافستان،خیلی چیزا دیدم.خیلی چیزا یاد گرفتم.و خیلی ضربه ها خوردم.غریبه ها برام نزدیکتر از برادر و خواهر شدن...و نزدیکا برام دشمن تر از دشمن.کسایی که فکرشو نمی کردم منو دوست داشتن و ازم حمایت کردن...و کسایی که اونا رو دوست می دونستم...
هر وقت که بیشتر دلم می گرفت سعی می کردم شادتر بنویسم.تا شاید کسی نفهمه که ناراحتم.هر وقت از کسی ضربه خوردم سعی کردم کمتر نشون بدم.همیشه و با همه حرفای ناحقی که تو نظرات بهم می زدن نظراتو باز گذاشتم.دوست داشتم همه بدونن من تو چه جوی می نویسم.و بدونن که به عشق خنده دوستامه که می نویسم.دوستایی که برام عزیزن.بازم لطف کسایی که بهم فحش می دادن.به نظر من اگه کسی بهم فحش می ده حداقل به یادمه...و اگه پشت سرم بد می گه یعنی به من حسودیش می شه.خوب ترجیح می دم بهم فحش بدن ولی فراموشم نکنن.
چیه؟این حرفا از نمکپاش عجیبه؟شاید خیلیا این فکرو بکنن.به این خاطر که اونا فقط نوشته ها رو خوندن.نفهمیدن که یه آدم،یه قلب پشت این نوشته هاس.یه نفر که قلبش به عشق خندیدن دوستاش زنده س.ولی مگه قرار نیست قبل از سال نو خونه تکونی کنیم؟خب منم دارم خونه تکونی می کنم.خونه تکونی دل.اون دوست(یا نادوست)که هیچ.چون هیچوقت بخاطر اون خیانت نمی بخشمش.ولی هر کس دیگه اگه از من ناراحتی یا خدای نکرده کینه به دل داره،خواهش می کنم که بیاد و بگه.آره.درسته.من مقصر بودم.ندونسته می گم مقصر من بودم.هیچ اشکالی نداره.حاضرم از هر کسی که از دست من ناراحته معذرت خواهی بکنم.هر کسی غیر از اون نارفیق.که هیچوقت نمی بخشمش.
سال جدید اومده.روزگار برای من یه دو لوی دیگه رو کرد.واسه شما چی؟مال من یه تکرار همیشه تکرار بود.خوب به قول فروغ:
زندگی کردن
تلف بودن
نطفه ای را پرورش دادن
برای زندگی کردن
و این تکرار تکرار است
هیچکس نفهمید این زن چی گفت،چی کشید، و کی بود.اومد و ایستاد و حرفشو زد و رفت.کاش منم جرات اونو داشتم...

یا حق:دل نمکپاش
۱/۱/۱۳۸۶

خ.ن.ب.د.ز۱:یکی از دوستای قدیمی یه نظری داده آخرت نظر...بخونین:

نويسنده: مهساییییییییی....!!
سه شنبه 22 اسفند1385 ساعت: 11:25
نه من از اون چادرا میخوامممممممممم
نه دیگه من مانتو نمیخوام من از اون چادرا میخوامممممممممممممممم
وای چغذه خوشمل میشه ادماز اینا سر کنه

خوبی خودت
تو خودشو ناراحن نکن باشه
چرا میزنی میگم ناراحن نباش دیگهههههههههههههه
اینارو بیخی چهار شنبه وریو بچسب
چشم مهسا خانم.من خودشو ناراحت نمی کنم.تو هم خودشو ناراحت نکن.باشه؟بازم چشم.چارشنبه وری
رو می چسبم.تو هم بچسب.باشه؟
خ.ن.ب.د.ز۲:نرگس خانم که از دوستای جدید و گلمه یه نظر گذاشته واسه م این هوا...یعنی خیلی هوا که راستش خود نظرش یه مطلبه.ولی خداییش کیف کردم وقتی نظرشو خوندم.با اینکه خیلی طولانی بود ولی ثابت می کرد که با دقت مطلب منو خونده...ولی البته این نرگس خانم قصه ما یه اشتباه خیلی بزرگ مرتکب شده.
محض اطلاع همه اونایی که فکر میکنن من با چادر مخالفم.خانما و آقایون بدونن که مادر من و همه خواهرای من چادرین و من به این افتخار میکنم.افتخار میکنم.چادر حجاب برتره.نپوشیدن چادر هیچ چیزی از نجابت دختر و زن کم نمی کنه ولی پوشیدنش قشنگتره.نظر من اینه.
خ.ن.ب.د.ز۳:سال نو تسلیت
تعداد نظرات:۱۴۱ نظر
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com