تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
راههای دوست پسریابی(غیراینترنتی)

نمایشگاه یه دوست

راههای دوست پسر یابی غیر اینترنتی
همونطور که شماها بهتر از من و من بدتر از شماها و بقیه هم مث شماها می دونین و می دونم و می دونن...دوست پسر یابی به دو قسمت عمده تقسیم می شه.
1)دوست پسریابی غیر اینترنتی
2)دوست پسریابی اینترنتی
که می خوام امروز راههای دوست پسریابی غیر اینترنتی رو بهتون یاد بدم:
اول از همه باید بگم که دوست پسریابی غیر اینترنتی مخصوص حرفه ایاس.پس اگه حرفه ای نیستی خواهشا دست به ساز نزن که کوکش در می ره.
خوب.واسه پیدا کردن یه دوست پسر اولین چیزی که لازمه آینه س.خیلیم مهمه.اول از همه می ری جلو آینه وایمیسی و دقت می کنی که ببینی اصلا قیافه داری یا نه.خوب از همینجا خانما به دو گروه تقسیم می شن:
۱) قیافه دارها
2) قیافه ندارها

قیافه دارها خودشون دو گروهن:
الف) قیافه دارهای پول دار
ب) قیافه دارهای پول ندار

قیافه دارهای پولدار کارشون یه مقدار راحت تره.یه مقدار بتونه و رنگ روغن می خرن از بازار ، می مالن به صورتشون.البته نه بخاطر زیبایی.بلکه بخاطر اینکه به همه بفهمونن که آآآآآآآآآآآی...ایها الناس...من دنبال دوست پسرم آ.بعد یه مانتو غیر مشکی می پوشه...یه شلوار جین...ترجیحا پاکتی یا دمپا گشاد...یه کیف رودوشی ترجیحا نارنجی یا قرمز یا سفید...شال...کفش تق تقی...بعد همین دیگه.می رن سر خیابون اصلی.تو محله خودشون سنگین رنگین راه می رن که همه بگن بهههههه دختر عزت الملوک چه خانم و سنگینه.ماشالا جای پاش زمین گود می شه...یا مثلا دختر حاج فتاحه آ...می بینی چشم از زمین برنمی داره.سوراخ شد زمین بسکه نگاشو ازش برنداشت...بعد سر کوچه که رسیدن...دیگه آره دیگه.ماشینا میان رد می شن و چراغ می زنن و بوق و خلاصه از اینجور چیزا و طرف هر وقت انتخاب کرد بله رو میگه و می پره تو بغل چیزه...یعنی تو بغل ماشینه.بعدشم پرواز به بهشت موعود.البته به شرطی که یکی از این ماشینا که مث آمبولانس چراغ دارن نیفته دنبالشون.این ماشینا هس که چراغ قرمز دارن آ...ولی برعکس آمبولانسه کارشون.آمبولانس میاد که جون آدمو نجات بده ولی این ماشینا میان که جون آدمو بگیرن.البته یه خوبیم دارن.کلی هیجان می دن به قصه.تازه آخر دوستیتونم می شه مث فیلم آواز قو.

قیافه دارهای پول ندار باید یه روش دیگه استفاده کنن.چون پول خرید رنگ روغن رو ندارن می تونن ترجیحا از رنگ پلاستیکی استفاده کنن...یا اینکه هر روز جلوی پنجره موهاشونو شونه کنن تا بالاخره یه نفر که از زیر پنجره رد می شه ببیندشون و دیگه بله...

قیافه ندارها هم خودشون به دو گروه تقسیم می شن:
الف) قیافه ندارهای پولدار
ب) قیافه ندارهای پول ندار

قیافه ندارهای پولدار یه ذره با مشکل مواجه هستن.یعنی حالا که دیگه خودمونیم و غریبه نیست...در حقیقت خیلی با مشکل مواجه هستن.کلی باید جون بکنن تا یکی رو خر خودشون بکنن.اولین کار اینه که کلی بتونه و رنگ روغن و پگینک پودر و نشاسته و واکس کفش و خلاصه هر جور عنایت کبوتر گیر میارن بمالن به سر و صورتشون بلکه رنگی شن.آخه این روزا سیاه سفید خریدار نداره.خلاصه اصل جنسو که ردیف کرد باید یه مانتو بخره مینی ژوپ...بلندتر نه آ...بعد دکمه های مانتوئه (که قرمز مایل به سبز کپکیه)رو باز بذاره...زیر مانتوئه یه تاپ می پوشه مینی تاپ...نه دیگه این یکی خیلی ضایه س...همون تاپ بندی کافیه.ترجیحا تاپ راه راه سفید و زرد...یا سفید و نارنجی.یه شلوار می پوشه پدرجد شلوار برمودا.یه کفش می پوشه پاشنه هفتاد و سه سانت...یشمی خال خال پشمی.بعد اینجا یه فرق دیگه م با قیافه دارا داره.اینکه از همون دم در خونه باید شروع کنه قردادن.اینجا پسرا دنبالش می افتن و همه با هم می خونن:اینور و اونورش نکن...بذار نگاش کنم...منو سر لج ننداز...بذار نگاش کنم(نکته کنکوری).بعد یکیشونو انتخاب می کنه که نگاش کنه.حالا یه خوبیم که این گروه دارن اینه که از اون ماشین چراغ قرمزا اگرم دنبالشون افتاد سریع می پرن تو خونه.خوبه آ...به خودت امیدوار باش.

قیافه ندارهای پول ندار خیلی بیچارن.گناه دارن بخدا.ثواب داره.یه کمکی بهشون بکنین...لابد فکر میکنین الان می خوام بگم باید برن خودشونو بکشن نه؟ولی نه...اینجوری نیست.واسه این گروه عزیز حقیر سراپا تقصیرم یه فکری کردم.یعنی دخترای ایرانی اینقدر باهوش بودن و اینقدر وقت داشتن که فکر کنن و یه راهی واسه خودشون پیدا کنن.نیس که جمعیت این گروه خیلی زیاده؟؟اینه که یه راهی پیدا کردن.البته این روش احتیاج به نشونه گیری دقیق داره.تو انتخاب دوست پسرم محدودیت ایجاد می شه...ولی خوب...یکیشم خیلیه.یه مو از خرس غنیمته.تازه قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود...و خلاصه با این حرفا به خودتون روحیه بدین.خلاصه اینکه یه لباس که کش داشته باشه رو انتخاب می کنین و به طرف حیاط همسایه ای که پسر داره نشونه گیری می کنین و بسم الله هم می گین و کشو ول می کنین.اگه افتاد تو حیاط خونه همسایه باید بشینین و کشیک بدین چه وقت پسر همسایه میاد تو حیاط...شمام تندی برین در بزنین و بهش بگین فلان لباسم(بی ادبیه دیگه...)افتاده تو حیاطتون و...وقتیم پسره با چشمای بسته لباسه رو اورد براتون شما بهش یه لبخند بزنین انگار خجالت کشیدین و بعدشم دیگه...

"سی دی دوم را چند روز دیگر در دستگاه می گذارم تا ببینید"

********

خوب بریم سراغ عکس این سری...

گرگم به هوا 

من قهرم: یه قاچاقچی پاکستانی میاد تو تهران که شیش تن تریاک رو معامله کنه.گیر میفته.نوچه هاش بخاطر آزادیش دست به گروگانگیری می زنن.از پاکستان میان ایران.بیست و یه نفر از هموطنای ما رو گروگان می گیرن و از کشور خارج می کنن.مملکت اینقدر بی در و پیکر شده که یه عده خارجی احمق جرات کنن بیان تو کشور کوروش و داریوش...مردم ایران رو گروگان بگیرن.واقعا چه شانسی اوردیم که پلیس پاکستان به داد ایران رسید.به داد بچه های کوروش...

********

سوال: شلوار بابای من چه رنگیه؟

********

خ.ن.ب.د.ز۱ : آقا یه رفیقی داریم ما...یعنی داشتیم از قبلا.اسمش سعیده.سعیده نه آ...سعید.آره خلاصه.این سعید قصه ما یه وبلاگ داره که اگه بخوایم یه اسم واقعی براش بذاریم اسمش می شه یه صفحه.مثلا: اس ام اس ، عکس ، طنز صرف ، طنز سیاسی ، طنز اجتماعی ، اف ، کلیپ ، فیلم ، جوک های باحال ، از همه جا ، از همه چی ، حشیش ، سیگاری ، سیگار برگ کوبایی ، شراب ابسلوت ، ویسکی پنج پهلوان ، ودکای بلاک اند وایت ، عزیزم بگو برمی گردی ، منو این همه خوشبختی محاله ، آقا سعید آکتور سینما ، مرغ سحر ناله سر کن ، بگو منو کم داری بگو ، ورق ، پاسور ، حکم ، چهار برگ ، دفتر صد برگ ، دویست برگ ، کاهی ، سیمی ، میخی ، کوفی ، نستعلیق ... . ببین.این تازه یه ذره شه.برو ببین چطوره وبش.منکه خوشم میاد از وبش.فکر نکنم بدت بیاد.
خ.ن.ب.د.ز۲ : آپ قبلی من عقاید شخصی خودم بود.دلیل نمی شه چون من بهشون اعتقاد دارم درست باشن.شاید من اشتباه کنم.انسان جایزالخطاست.البته بماند که من آدم نیستم.فرشته م.
خ.ن.ب.د.ز۳ : آقا مام بالاخره کار گیر اوردیم...یا شایدم گیر کار اوردیم.بهرحال از پول خون گرفتن راحت شدم و از اورژانس زدم بیرون.به شرطی که اخراجم نکنن البته.
خ.ن.ب.د.ز۴ : آقا مخابرات ایران طرح دوباره فیلترسازی من رو در دست احداث داره.تبریک می گم.دارم رکورد می زنم.

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
ایران من

قبل از شروع بگم که این سری خبری از طنز نیست.امروز می خوام یه بحث کاملا رئال و واقعی رو شروع کنم.که البته صددرصد یه آپ بیشتر نیست ولی قطعا خیلی طولانی میشه.پس اگه حوصله بحث جدی رو نداری خروجی بالا دست راسته.به این دلیل این حرفو زدم که فکر نکنی مجبوری نظر بدی.این سری دنبال مخاطب خاص هستم.طنزی در کار نیست.در حقیقت چون دیدم خیلیا فکر میکنن من طرفدار براندازی دولت حاضر هستم گفتم این مطلبو بنویسم که همه بدونن ایده آل من چیه.
چون این بحث طولانی می شه از همین الان ازت می خوام یا نظر ندی یا کامل بخونی بعد نظر بدی.

من به سازمان اطلاعات ایران افتخار می کنم:
آره.درست خوندی.من به اطلاعات ایران افتخار میکنم.بیاین برای یه بارم که شده براساس شنیده ها قضاوت نکنیم بلکه بر اساس دیده ها قضاوت کنیم.
همه ما شنیدیم که اطلاعات ایران بدترین شکنجه ها رو نصیب زندانیای سیاسی می کنه.شنیدیم که میخ تو پاشنه پاشون فرو می کنه و مجبورشون می کنه راه برن.شنیدیم که یه کلاه فلزی رو سر متهم می ذاره و بدنشو با تسمه پروانه ماشین نوازش می ده که فریاداش تو کلاه فلزی بپیچه و زجرش بده.شنیدیم که اونا رو مجبور به بیخوابی دراز مدت می کنه.شنیدیم زنها و دخترا رو مورد تجاوز قرار می ده.شنیدیم بدترین و جدیدترین شکنجه های روحی رو برای گرفتن اعتراف دروغ اعمال می کنه.شنیدیم...
آره.ما همه اینا رو شنیدیم.ولی اگه می خوایم یه ذره عادل باشیم باید بگیم که هیچکدوم از ما این چیزا رو ندیدیم.کلا مردم یا رفتن زیر بازجویی اطلاعات یا نرفتن.حساب اونایی که نرفتن مشخصه.می مونه کسایی که توسط اطلاعات بازجویی شدن.اونام یا در مورد شکنجه شدن توسط اطلاعات دروغ می گن یا اگه واقعا شکنجه شده باشن از ترس شکنجه دوباره هیچوقت حرفشو نمی زنن.پس می بینیم که کسایی که در مورد شکنجه شدن توسط اطلاعات ایران حرف می زنن یه مشت دروغگو بیشتر نیستن.یا حداقل خودشون همچین چیزی رو ندیدن.چون اصولا اگه اطلاعات یه کشور نتونه اسرار خودش رو حفظ کنه که اطلاعات نیست.

چرا افتخار:
الان می گم.من به اطلاعات ایران افتخار می کنم بخاطر چیزایی که با چشم خودم دیدم.خوب یادمه که یه بار اسرائیل یه حرفی بر علیه اطلاعات ایران زد.کمتر از بیست و چهار ساعت بعد از این قضیه اطلاعات ایران یه عکس ماهواره ای رو تو اینترنت قرار داد.با این توضیح که اسرائیل درست در این محل ،پنجاه متر زیر زمین، داره یه پایگاه هسته ای احداث می کنه.
قضیه زهرا کاظمی رو یادتونه؟یه خبرنگار کانادایی(ایرانی الاصل)که با ضربه فنی کشته شده بود؟کاری به دلیل کشته شدنش نداریم چون برمی گرده به حدسیات و ما قراره براساس دیده ها حرف بزنیم.فقط می خوام بگم اطلاعات ایران از کجا فهمید این خانم خبرنگار و جاسوسه و چطوری اونو شناسایی و دستگیر کرد؟
قضیه سهمیه بندی بنزین رو می دونین؟می دونین چرا یه دفه ساعت دوازده شب اعلام شد از الان بنزین سهمیه بندی می شه؟کنگره سنای امریکا طرحی رو ارائه کرد که واردات بنزین به ایران تحریم بشه.دولت ایران گام به گام با این طرح پیش رفت و به محض اینکه این طرح تو کنگره امریکا مطرح شد ایران قضیه کارت سوخت رو مطرح کرد.به محض جدی شدن قضیه ایران کارتهای سوخت رو پخش کرد.به محض جدی تر شدن قضیه دولت ایران کنتورهای بنزین رو نصب کرد. و همینطور گام به گام با کنگره امریکا پیش رفت تا وقتی که قرار شد کنگره امریکا تحریم واردات بنزین به ایران رو از صبح اعمال کنه ، دولت ایران شب قبلش بنزین رو سهمیه بندی کرد.کی این اطلاعات رو از کنگره امریکا به ایران رسوند؟

تفاوت ساواک و سازمان اطلاعات کشور:
ساواک(سازمان اطلاعات و امنیت کشور)یه تفاوت عمده با سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی داشت و اون این بود که ساواک از زور بدون فکر استفاده می کرد.و اینطوری شد که همه مردم با اینکه ازش می ترسیدن ولی ازش متنفر بودن.

من عاشق جمهوری اسلامی هستم:
شاید خیلیا فکر میکنن من مخالف دولت ایران هستم.باید بگم دولت به دو قسمت تقسیم می شه.
قانون : که من کاملا با قانون دولت ایران موافقم و صد در صد تاییدش می کنم.
اجرائیات : که با این یکی مشکل دارم.به نظر من اجرائیات دولت جمهوری اسلامی ضعیفه و اکثرا دست افراد بی عرضه س.

دولت ایرانی - اسلامی:
من طرفدار یه دولت ایرانی - اسلامی ایده آل هستم.یه دولت که براش ایران و اسلام در کنار هم مهم باشه ولی اول ایران بعد اسلام.ما ایرانی هستیم.ما زاده آتش پاکیم.ما نواده های کوروش و داریوش بزرگ هستیم.درسته که به اماما و پیامبرا احترام خیلی خیلی زیادی می ذاریم ولی بهرحال زاده کوروش و داریوشیم.می دونین؟هر کسی می تونه مسلمون بشه ولی هر کسی نمی تونه ایرانی بشه.مسئله اینه.

کوروش ظالم یا کوروش پیغمبر؟:
شاید خیلیا بگن که کوروش و داریوش شراب می خوردن یا ظلم می کردن.در جواب این عده باید بگم که اولا باز هم ما اینا رو شنیدیم و خودمون ندیدیم حالا فرض رو بر این می گیریم که شما درست می گین.خوب.اول از همه باید بگم تو قرآن از یه آدم بسیار خوب(که پیامبر نبوده)تعریف شده که خیلی از تاریخ شناسا این مشخصات رو به کوروش نسبت می دن.باز هم فرض رو بر این می گیریم که این مشخصات کوروش نبوده و کوروش ظالم بوده.یادتون نره که کوروش صاحب یه ملک خیلی خیلی بزرگ(از چین تا دریای سرخ و هند)بوده.اولا که طبعا اداره یه همچین سرزمین وسیعی نیاز به تحکم داره.دوما کوروش سلطنت رو از پدربزرگش(آستیاگ)که پادشاه ماد بوده یاد گرفته.همینطور زیر نظر پدر نجیب زاده خودش(کمبوجیه یا کامبیز)تربیت شده.که طبعا پدرش ملایمت با مردم و پدربزرگش خشونت برهه ای رو بهش یاد داده.پس اگرم کوروش گاهی ظلم می کرده نمی شه بهش خرده گرفت.

هوم مقدس:
تو جشنای ایران باستان همیشه از هوم مقدس(شراب مقدس)استفاده می شده.اصلا اگه بخوایم به تاریخچه سفره هفت سین برگردیم می بینیم که اصلش "هفت شین" بوده که بخاطر بودن شراب توی جمع هفت شین ، اونو تغییر دادن و تبدیل به هفت سین شده.

جدایی دین از سیاست؟:
سیاست از دین جداست(دکتر مصدق)
سیاست ما عین دیانت ماست(آیت الله مدرس)
من به شخصه نه موافق جدایی دین از سیاستم نه مخالف اون.به نظر من باید دین و سیاست کنار هم باشن ولی به این صورت که قانون رو براساس مصلحت کشور تصویب کنن و بعد به دنبال تبصره های دینی بگردن که به اون جلوه دینی بدن.مث خانه عفاف که طرح اون چند بار تو مجلس ارائه شد.مگه الان که خانه عفاف نداریم تعداد خونه های فساد و خونه های تیمی چندین برابر مساجد ما نیست؟مگه ایدز و هپاتیت و بیماریای خونی بیداد نمی کنن؟بابا بخدا هر مسجدی به توالت هم احتیاچ داره...

چراغی که به منزل رواست به مسجد حرامست:
برادر یکی از مسئولای مهم دولت ما(که ظاهرا اونم پست دولتی داشت)گفته بود که ایران هزینه ترمیم مجسمه بودا تو پاکستان رو پرداخت می کنه.جالبه نه؟یه کشور اسلامی هزینه می کنه برای بازسازی مجسمه یه دین غیر الهی.دولت ایران چندین و چند جلسه برای حل مشکل عراق با نماینده های امریکا تو عراق برگزار کرد.در صورتی که حتی یه بارم حاضر نشده برای حل مشکل خودش با امریکا جلسه برگزار کنه.امریکا قانون منع حجاب رو(حداقل علنی)تصویب نکرده ولی ایران روابطشو باهاش به حالت تعلیق نگه داشته ولی فرانسه و ترکیه که علنا این قانون رو تصویب کردن تو ایران سفارت و کاردار دارن.
تو جریان کشته شدن قضیه زهرا کاظمی صبح زود آقای ایکس نامه ای نوشت به دفتر رهبری و دفتر ریاست جمهوری که چون خانم زهرا کاظمی به قتل رسیده باید این چهارتا وزیر(از چهارتا وزیر اسم برده بود)عوض بشن.ولی تو قضیه قطار نیشابور(که مردم سه چهار روستا بخاطر انفجار مواد شیمیایی به معنای واقعی پودر شدن)هیچکس سراغ رئیس جمهور نفرستاد که آقا وزیر عوض کنین.به قول دکتر عباسی(دکترای علوم سیاسی و بین الملل)مهم نیست که خدا پشت سر مرده ها باشه ، مهم اینه که دولتای خارجی از مرده ها حمایت کنن...

خودروی ملی:
قیمت خودروی سمند معمولی تو ایران حدود دوازده میلیون تومنه.همین ماشین تو لبنان(که پدر من حدود یک سال پیش به اونجا سفر کرده بود) بین پنج تا شیش میلیونه.می دونین قضیه پرایدهای پوست پیازی چی بود؟اصلا پراید با رنگ پوست پیازی تو ایران وجود نداشت و قرار هم نبود تو ایران ارائه بشه.سایپا پنج هزارتا پراید پوست پیازی رو به سفارش یه کشور عربی زد و به اون کشور فرستاد.اون کشور دو روز بعد پراید رو به علت عدم ایمنی مناسب به ایران دیپورت کرد.و سایپا هم اونا رو ریخت تو بازار ایران.
قضیه پیکان ایرانی رو می دونین؟ایران دو هزارتا پیکان به پاکستان صادر کرد.دولت پاکستان لب مرز موتور یکی از پیکانا رو باز کرد و به علت نامرغوبی ، پیکانها رو از لب مرز برگردوند.

لوس انجلس امریکا یا لوس انجلس ایران؟:
می دونین ایالت لوس انجلس امریکا از ثروت ما ایرانیا به ثروتمندترین و باکلاسترین ایالت امریکا تبدیل شده؟هیچ می دونین چرا؟امنیت اقتصادی.یعنی یه سرمایه دار تا وقتی که از امنیت سرمایه ش مطمئن نباشه هیچوقت ریسک نمی کنه و سرمایه گذاری نمی کنه.تو ایران (که صادرات خشکبار و صنایع دستی دست آقای فلانیه و کارتلهای بزرگ اقتصادی و بنادر آزاد کشور دست پسرای اون آقاس و بازار مواد مخدر دست دختر بزرگ همون آقاس و صادرات دختر ایرانی دست دختر کوچکتر همون آقاس) کدوم سرمایه دار جرات می کنه سرمایه گذاری کنه؟

مرگ بر کی؟:
آقا آخرش که چی؟تا کی بگیم مرگ بر امریکا...مرگ بر انگلیس...مرگ بر فرانسه...مرگ بر دانمارک...مرگ بر اسرائیل...مرگ بر منافق...مرگ بر ضد ولایت فقیه...مرگ بر ترکیه...مرگ بر آلمان...مرگ بر کمونیست...مرگ بر مارکسیست... مرگ بر مائوئیست...و هزاران هزار مرگ بر دیگه؟هیچ دقت کردین شدیم مث پیرزنی که کاری از دستش برنمیاد و می شینه و با مشت به سینه ش می کوبه و نفرین می کنه؟

شهرک دانشمند نشین امریکا:
هیچ می دونین امریکا یه شهرک دانشمند نشین داره؟دانشمندا و مغزا رو از تمام کشورا(چه با تشویق و چه با تهدید و زور)کشور خودش می کشونه و ساکن این شهر می کنه.بهترین زندگی و بهترین حقوق و امکانات رو به ساکنان این شهر می ده و تنها محدودیت ساکنان این شهر اینه که هیچوقت نمی تونن از این شهر خارج بشن.هر موجود زنده یا غیر زنده ای که از چند کیلومتری این شهر رد بشه خیلی سریع تبدیل به پودر می شه.

رابطه جنسی:
به نظر من بی بند و باری روابط جنسی تو ایران بیشتر از هر کشور دیگه س.ببینین هر کشوری رو باید با عقاید خودش سنجید.اگر فرانسه از نظر ما ایرانیا بی بند و بارترین کشور دنیاس ، چون ما فرانسه رو با عقاید خودمون می سنجیم.
تو یه کشور اروپایی دختر و پسر(یا زن و مرد)رابطه جنسی و ارتباط قبل از ازدواج رو مثل تفاهم یه جزء مهم می دونن(که البته صد در صد هم غلط نیست چون افراد همونطور که از نظر روحی باید همدیگه رو بپسندن از نظر جسمی هم باید همدیگه رو بپسندن)و طبق عقاید خودشون این کارو انجام می دن.ولی تو ایران شاید یک درصد از پسرا هم نباشن که با دختری ازدواج کنن که قبل از ازدواج باهاش رابطه جنسی داشتن.
اگه یه پسر و دختر اروپایی یا امریکایی با هم رابطه برقرار می کنن و بعد با هم ازدواج می کنن هیچوقت گذشته همدیگه رو باز نمی کنن که ببینن همسرشون قبل از خودشون با چند نفر بوده.چون همونجور که خودشون با چن نفر بودن این اجازه رو به همسرشون هم می دن.ولی تو ایران...

مقابله به مثل سیاسی:
دولت جمهوری اسلام مصرف مشروبات الکلی رو طبق دین اسلام ممنوع اعلام کرد.بدون اینکه توجهی به اقلیت های مذهبی مث زرتشتیا و مسیحیا بکنه که شراب براشون مقدسه.پس چطوری انتظار داشته باشیم که فرانسه قانون منع حجاب رو لغو کنه؟

مشروبات الکلی ممنوع - الکل صنعتی آزاد:
هیچ دقت کردین تا حالا چن نفر تو ایران بر اثر خوردن الکل طبی یا صنعتی یا مشروبات الکلی تقلبی کور شدن یا مردن؟چرا مسئولای ما فکری برای توالت این مسجد نمی کنن؟واقعا این دولت ترجیح می ده جوونش بمیره یا کور بشه تا اینکه گاهی مست کنه؟

آزادی پوشش یا بی بند و باری؟:
گفتیم رفتار و قوانین هر دولتی رو باید با عقاید مردمش سنجید.مردم ما یه مردم سنتی و مقید هستن.اکثر پدر و مادرا از تیپ دخترا و پسراشون راضی نیستن.پسرا و دخترام اکثرا از مزاحمتای جنس مخالف ناراحتن.همه هم اگه عادلانه قضاوت کنیم می بینیم این نوع تیپ غیر سنتی و مخالف با عقاید خودمون رو یا از ماهواره یاد گرفتیم یا از مردم غیر ایرانی.

احمدی نژاد=رضاشاه دوست داشتنی:
اگه دقت کنین شباهتایی بین احمدی نژاد و رضا شاه می بینین و البته تفاوتایی.مثلا هر دو ایران رو دوست داشتن و هر دو متعصب بودن و هر دو سواد سیاسیشون کم بود.تفاوت اونا اینه که رضا شاه زیر سلطه و رهبری مستقیم امریکا تصمیم می گرفت ولی احمدی نژاد اینطور نیست.

میمون دوست داشتنی من:
من عاشق احمدی نژادم.اینو از همینجا می گم.به چن دلیل.یکی اینکه از بین خودمون بلند شده.اولین رئیس جمهوریه که خودمونی حرف می زنه و همه حرفاشو می فهمیم.یه مقدار زیادی کله شقی داره که من عاشقشم.خوب بلده بزنه تو پوز کشورای خارجی.با اینکه تجربه سیاسی نداره ولی خیلی خیلی باهوشه و بلده تو بدترین شرایط ، بدترین شوک ها رو به کشورای دیگه اعمال کنه.یه آدم تندرو و باهوش که با اینکه گاهی زیادی تندروی می کنه ولی اهداف قشنگی تو سر زشتش داره و همینم محبوبش کرده.

آقای دکتر شما دیگه چرا؟:
انتقاد اصلی من از احمدی نژاد برمی گرده به تنها حرفی که قبل از رئیس جمهور شدنش زد و روش نموند.خود احمدی نژاد چن بار گفته بود مگه مملکت لنگ چهارتا تار موی در اومده دخترا و ساق پاها و مچ دستاشونه؟مگه لنگ موی بلند و روغن خورده پسراس؟ولی الان طرح مبارزه با بدحجابی رو اعمال کرده.البته من با اصل طرح خیلی خیلیم موافقم فقط با تغییر موضع احمدی نژاد مخالفم.

جمهوری اسلامی دنباله رو دولت پهلوی:
راستش تمام اهدافی که دولت جمهوی اسلامی دنبال به تحقق به اونهاس ، اهدافیه که دولت پهلوی دنبالشون بود.مثلا قضیه از رده خارج کردن خودروهای فرسوده رو اولین بار هویدا(نخست وزیر وقت ایران)مطرح کرد.یا نیروگاه هسته ای بوشهر بازمانده رضاشاهه.یا مثلا تقسیم شربت تریاک بین معتادا دنباله قضیه تریاک دولتی شاه سابقه.

مترسک محبوب:
اول از همه اگه بخوایم شخصیت و رفتار فردی آیت الله خامنه ای رو بسنجیم فکر میکنم همه مون نظرمون این باشه که این فرد ، آدم خوبیه.ولی مشکل اینجاس که دیگه کاری از دستش برنمی آد.ولی مثل اینکه آیت الله خامنه ای یادش رفته که جانشین کی شده؟جانشین مرد جماران.جانشین کسی که سی میلیون نفر ایرانی رو پشت یه مشت متحد کرد.آقای خامنه ای...همه ما دوستت داریم منتهی از سکوت بیش از حد شما خسته شدیم.مگه امام صادق چن بار تاکید نکرده که رسوا کنید افرادی رو که نون لباس خودشونو می خورن؟پس چرا شما می بینی و ساکتی؟

صادرات غیر نفتی:
مهمترین و ناراحت کننده ترین مسئله ای که روح هر ایرانی رو آزار می ده صادرات دخترای ایرانی به کشورای عربیه.اینجا این گفته امام صادق معنی پیدا می کنه که می فرمایند:اگر مرد مسلمان از غصه بمیرد رواست...مردم.چرا ما نمی میریم؟واقعا باید تو مسلمونی خودمون شک کنیم یا تو مردونگی خودمون.بابا ناموسمون رو دارن صادر می کنن.بیدار شین.مسئولای مملکتی.مگه اینا ناموس همه ما نیستن؟پس چرا چشماتونو بستین؟

مواد مخدر:
واقعا این همه مواد از کجا میاد؟چرا جوون مملکت یا باید چت باشه یا نشئه؟واقعا می شه باور کرد که این همه مواد مخدر از خارج وارد می شه؟اول از همه باید یه معادله رو واسه تون حل کنم.از هر ده کیلو تریاک یه کیلو هروئین عمل میاد. با اضافات غیر مخدر و قرصای شیمیایی می شه دو کیلو.اونوقت قیمت یه مثقال تریاک باید پنج هزار تومن باشه و قیمت یه بسته هروئین دویست تومن؟عاقلانه س؟غیر از اینه که یه نفر یا یه گروه(شایدم یک یا چند دولت)هزینه می کنن تا جوون ایرانی معتاد بشه؟اول اینکه من خودم به چشم دیدم که تو مزارع گندم لرستان خشخاش کشت می شه.دوما چرا یه مامور مرزی باید حقوقش اونقدر کم باشه که بخاطر صد یا دویست هزار تومن حاضر بشه سلامتی جوون مملکتش رو بفروشه؟
یادتون رفته که دخترآقای فلانی کانتیکرای پلمب شده تریاک رو به اسم سازمان بهداشت وارد می کنه و بعد کانتینرا غیب می شن؟

عدالت اجتماعی:
یعنی چی؟عدالت اجتماعی به این معنی نیست که حقوق همه یه اندازه باشه.چون نمی شه حقوق یه نونوا با حقوق یه دیپلمات یکی باشه.عدالت اجتماعی معنیش اینه که اگه آقای ایکس یه قصر داره منم یه خونه نقلی از خودم داشته باشم.اگه آقای فلانی بنز آخرین سیستم داره منم یه سمند زیر پام باشه.اونوقته که دیگه دهن من با دیدن ماکسیمای همسایه آب نمی شه و شبونه رو بدنه ش خط نمی ندازم و لاستیکشو پنجر نمی کنم.

عشق ممنوع:
تو تمام فیلما و سریالای ایرانی می بینیم که یه پسر و یه دختر با هم آشنا می شن و با هم می رن بیرون و بعد از یه سری مشکلات بالاخره با هم ازدواج می کنن.و با این فیلما ناخودآگاه دوستی پسر و دختر رو بین جوونای مملکت جا می ندازن.ولی به محض اینکه یه دختر و پسر رو تو خیابون با هم ببینن...

کلاهک هسته ای ایران:
من معتقدم ایران بمب هسته ای ساخته.چون واقعا احمقانه س که یه کشور چرخه غنی سازی اورانیوم رو کشف کنه ولی برای حفاظت از مردم و خاکش از اون استفاده نکنه.پس اگه ایران کلاهک هسته ای ساخته کاملا با این کارش موافقم و اگه نساخته واقعا براش متاسفم.

دولت سابق یا دولت حال؟:
اگه بخوایم یه مقایسه عادلانه داشته باشیم و ببینیم دولت پهلوی بهتر بوده یا دولت جمهوری اسلامی به سر در گمی می رسیم.چون درسته که دولت جمهوری اسلامی تو این بیست و هشت سال حتی یه وجب از خاک ایران رو نداده ولی در ازاش چیزایی رو از دست داده که کم از خاک نداشتن.مث ناموس کشور که داره به دوبی صادر می شه.

بالاخره چی؟:
به نظر من جدا از همه این قضایا باید همه ما ایرانیا دست به دست هم بدیم و هر کسی تا اونجایی که می تونه واسه آبادی ایران تلاش کنه.یادتون نره که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

چرا ایالت ایرانی نمکپاش؟:
اینجاس که من می تونم به این سوال جواب بدم که چرا اسم این وبلاگ و وبلاگای قبلیم همیشه با یه مضمون ایران(و نه اسلامی)بوده.هیچوقت نگفتم جمهوری اسلامی یا ایالت اسلامی.چون عاشق این بودم که همه ما اول بگیم ایرانی هستیم و بعد دین و مذهب خودمون رو بگیم.آخه مگه همه ما ایرانیا مسلمونیم؟مگه ارامنه و اهل تسنن و آشوریا و بهاییا و بقیه اقلیتای مذهبی آدم نیستن؟من به همه اونا فقط و فقط بعنوان یه ایرانی احترام می ذارم و همه شونو دوست خودم می دونم.این دلیل مخالفت من با دین اسلام یا اهل تشیع نیست ، فقط می خوام یادآوری کنم که غیر از مذهب رسمی کشورمون(شیعه)اقلیت های مذهبی دیگه ای هم هستن که خیلی خیلی عزیزن ولی فراموش شدن.

********

خوب بریم سراغ عکس این سری که در مورد یه آدم بی شرف و بی ناموسه...

بی شرف

من قهرم :وجدان داری تو آخه؟خیلی مرد بودی جلوی صادرات دختر ایرانی به دبی رو می گرفتی بی ناموس. نه اینکه بیای به چهارتا تار موی دختره گیر بدی.با چهارتا تار مو هیچکس تا وقتی که خودش نخواد فاسد نمی شه.مردی تو؟...

********

سوال:آخرش مرگ برکی؟؟؟؟؟

خ.ن.ب.د.ز۱ : آقا یکی از رفقای خیلی خیلی قدیمی یه سری سوال که چه عرض کنم داد و بیداد از من پرسیده که لازمه جواب بدم.نظرشو بخونین اول...

تو چرا گیر دادی به تهراااااااااااااااان؟! مگه تهرانیا چی کارت کردن که همه پستات آخرش بالاخره یه جوری ختم می شه به تهران و مردمش؟!
این کار تو هم دست کمی از فحش دادن اون دختره به پسرا نداره!

منم الان ازت این سوالا رو پرسیدم ! جوابشونم می خوام ! حتماً جواب بده! هی هر دفه می خوام بپرسم یادم می ره!
1- چرا گیر دادی به تهران؟!
2- مگه تهرانیا چی کارت کردن یا چی کارت دارن؟!
3- خیلی به دخترای تهرانی گیر می دی! خوشم نمي ياد!!! آره خیلی از کسایی که تو تهرانن از شهرای دیگه اومدن اما همه مثه هم نیستن! تو همیشه همه رو با هم یکی می کنی. چرااااااااااااا؟!

خوب.خوندی؟نه جون من خوندی؟این سواله یا دعواس؟
اول از همه اینکه من چرا گیر دادم به تهرانیا...بخاطر اینکه بیشترین آمار خلاف و بزهکاری تو تهرانه.خیلی ساده س.توضیحات بیشتر در رساله مکارم نمکی.
این کار من دست کمی از فحش دادن اون دختره به پسرا داره عزیزم.خیلیم داره.چون من با دلیل حرف می زنم.در ضمن...مثلا تو مطلب قبلیم...من گفتم طرف تهرانیه؟؟تنها قسمتی که اسم تهرانو اوردم اینجاس که گفتم"اگه تهرانی هستی پارک ملت...اگه شهرستانی هستی نمی دونم..."همین.من نگفتم طرف تهرانیه.اینم از این.
1-باز گفتی چرا گیر دادی به تهران...بابا به جون خودت نباشه به مرگ خودت من گیر ندادم به تهران...تهران گیر کرده به من.میخ دارم انگار.
2-در مورد اینکه مگه تهرانیا چی کارم کردن یا چیکارم دارن باید بگم خیلی کار.در مورد بعضی(دقت کن گفتم بعضی نگفتم همه)از تهرانیای عزیز همین کافیه که بدترین فحش رو "بچه شهرستانی" می دونن و به شوخیای افتضاح می گن "شوخی شهرستان".
3-آره.من به دخترای تهرانی گیر می دم.اولا که تو از اون گروه نیستی پس چرا سنگشونو به سینه می زنی؟دوما من به هیچ دختر پاکی گیر ندادم.به هر کسی گیر دادم ناپاک و آلوده بوده.در ضمن.مسئله یه جنس و یه شهر نیست.مسئله یه فاجعه همه گیره.بابا فقط نوک دماغتونو نبینین.یکم دیدتونو وسیعتر کنین.کاری به اسم شهر نداشته باشین.ببینین که چی داره سر مملکتمون میاد.واقعا پیشی حداقل از تو یکی این انتظارو نداشتم و(چون می دونم با رک گویی من آشنایی و ناراحت نمی شی)باید بگم خیلی خیلی برات متاسفم که اینقدر داری میدون دیدتو کوچیک می کنی.حکایت تو حکایت آخوندیه که تو مجلسی نشسته بود.یکی از حضار داشت تعریف می کرد که دزدای شبرو چطوری نصفه شب بیدار می شن و سحر می رن دزدی خونه مردم.خواجه برگشت و گفت: پس کی نماز می خونن؟؟
خانه از پای بست ویران است...خواجه در بند نقش ایوان است
خ.ن.ب.د.ز۲ : ببخشید آپ این پست جدی بود ولی فکر می کنم لازم بود بعد از عمری یادآوری کنم که من چیکاره م.فعلا قصد ندارم این مطلبو ادامه بدم و از پست بعد بازم طنز می نویسم.
خ.ن.ب.د.ز۳ : امروز فقط دو تا "خ.ن.ب.د.ز" داریم
خ.ن.ب.د.ز۴ : نه ببخشید چهار تا

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
راههای خودکشی

عرضم به حضور انور شما که با توجه به فعالیت و تلاش شدید دولت عزیزمون برای جلوگیری از فساد و بالا بردن سطح علمی و دینی و مادی و معنوی کشور اسلامی ما و ساختن انواع و اقسام سرعت گیر و تابلوی ایست تو مسیر جوونا لازم دیدم که این بار یه سری از راههای خودکشی رو براتون بنویسم.به امید اینکه شما هم با عمل به روشایی که می گم به دولت کمک کنین و کشور پاکمون رو از وجود جوونای آلوده و ناسازگار پاک کنین...
اولین قدم برای خودکشی اینه که یه بهونه توپ گیر بیارین...
بهونه های موجه برای خودکشی:
الف) خیانت عشقتون به شما : بهترین دلیل برای خودکشی خیانت عشقتون به شماس.اگه حاضر نشد بهتون خیانت کنه می تونین از دوستاتون بخواین تحریکش کنن...یا مثلا مجبورش کنین.اگه متوجه نشدین یا تجربه ندارین می تونین به فیلم "نقاب"(پوکر)مراجعه کنید.
ب) بیکاری : شکر خدا تو مملکت عزیز ما چیزی که از در و دیوار می باره کاره...و الحمدالله که هیچ بیکاری تو این مملکت پیدا نمی شه که دستش به دهنش نرسه.ولی شما حتما باید خودکشی کنید.با هیچکسم شوخی ندارین.پس هر جوری شده با صاحبکار یا رئیستون دعوا کنین...یا حتی کتکش بزنین.شما که قرار نیست زنده بمونین تا دیه پرداخت کنین.پس حتی می تونین اونو کاردی کنین.
ج) بی پولی : خوب...وقتی بیکار باشین...بی پولم هستین دیگه...تعریف نداره دیگه.
د) بی پدر مادری : بطور کلی همه افراد قاچاقچی و بد و بی تربیت و پدرسوخته ایران بی پدر مادرن.پس شمام بخاطر اینکه هیچکدوم از اینا نشین می تونین ازش یه دلیل محکم واسه خودکشی بسازین.
ه) مرض خونی : با گرفتن یه مرض خونی می تونین خیلی راحت خودکشی کنین.من چن نمونه رو با توضیحات خدمتتون عرض می کنم و شمام هر کدومو که به نظرتون بهتر بود انتخاب کنین...انتخاب حق شماست.

1) ایدز : که فوق العاده بیماری با کلاسی شده این روزا و هر کی ایدز داشته باشه می گن طرف چقد حرفه ای بوده و با چن نفر چیز داشته که اینچوری شده.من خودم از بین بیماریای خونی ایدز رو بهتون پیشنهاد می کنم.
2) هپاتیت : که چن نوعه.هپاتیت آ ، هپاتیت بی ، هپاتیت سی ، چهل ، پنجاه ، پنجاه و هشت(پیروزی انقلاب اسلامی مبارک)
3) سل : اینم یه جورایی خونیه دیگه... هی خون بالا میارین و به همه کشور می تونین خون اهدا کنین.اینم بد نیست.هدفش خیره دیگه...
4) اسهال خونی : این برعکس بالاییه.سل خونو از پایین میاره بالا ولی اسهال خونی ، خون رو از بالا میاره پایین.این یکم بی کلاسه.آخه زشته دیگه...

و) مرض جسمی : مثل سرطان.خیلی راحت...البته نمی دونم چطوری می شه انواع سرطان رو گرفت ولی اگه حتما می خواین این راه رو انتخاب کنین مصرف زیاد سیگار به طور روزانه و مداوم رو بهتون پیشنهاد می کنم.هم واسه پوست خوبه هم واسه سرطان.
ز) مرض روانی : مثلا سادیسم...یا مارکسیسم...یا مائوئیسم...یا یه چیزی تو همین مایه ها.تازه موقه خودکشی هم احساس ناراحتی ندارین که می رین جهنم.چون عقل ندارین دیگه...دیوونه هام که می گن جاشون تو بهشته.
ح) مرض الکی : همینجوری واسه کلاس دادن به خودتون بدون بی دلیل خودکشی کنین.

راه های خودکشی:
الف) با کش خودتونو دار بزنین.
خوبی این روش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و قبل از مرگ کاملا تکونده می شین.مث فرش...
ولی بدیش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و هر چی تو دل و روده تون هس رو از بالا و پایین پس می دین و... طبیعتا این نمی تونه منظره قشنگی برای بقیه باشه.
توصیه : قبل از این روش چن روزی غذا تخورین و بجای غذا از قرص ملین یا مسهل استفاده کنین.

ب) با قرص رگتونو بزنین.
خوبی این روش اینه که چون با قرص مسکن رگتونو می زنین دیگه احساس درد نمی کنین چون مسکن درد رو ساکت می کنه.
ولی بدیش اینه که باید خیلی قرص بخرین.یعنی هی با قرص بکشین رو رگ دستتون تا بالاخره پاره بشه دیگه.
توصیه : از قرصای قوی مث ترامادول ، کلونازپام ، اگزوسپام یا لوراسپام استفاده کنین.مقام های بعدی رو به ترتیب دیازپام ده میلی ، دیازپام پنج میلی و استامینوفن کدوئینه در اختیار می گیرن.مقام آخرم به استامینوفن می رسه.

ج) با غذای یه سالتون برین بالای برج میلاد و در پشت بومش رو قفل کنین و کلیدش رو از بالا بندازین پایین.بعد همون بالا می شینین و هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.اینقد می خورین و چون به دستشویی دسترسی ندارین می ترکین.
خوبی این روش اینه که اصلا احساس ضعف و گشنگی نمی کنین.
ولی بدیش اینه که بدجوری دچار فشار درونی - بیرونی می شین... و طبعا وقتی جنازه تونو پیدا کنن منظره قشنگی رو ندیدن.
توصیه : واسه کوتاهتر کردن زمان خودکشی با خودتون یه چوب پنبه درشت هم ببرین(نکته کنکوری)

د) با برق خودتونو گازانبری کنین.
خوبی این روش اینه که در جا می شین چوب خشک...مث چوب کبریت.ظاهرتونم خیلی قشنگ و تمیز می مونه.
ولی بدیش اینه که خیلیا فکر میکنن اتفاقی مردین و اصلا خودکشی در کار نبوده.
توصیه : افرادی که دچار مرض الکی هستن و واسه کلاس و جلب توجه می خوان خودکشی کنن می تون از روش "برق و گاز انبر" استفاده کنن.با این تفاوت که ظاهرا از روی اشتباه و هواس پرتی بجای سیم برق ، سیم تلفن رو تو دست می گیرن.

********

راستش دیدم یه مدتیه فیلتر نشدم.اینه که یه عکس گذاشتم که دولت خدمتگذار بتونه با فیلتر کردن وبلاگم به شما خدمت کنه...

نمکپاش 

من قهرم : یه نفر بود.یه سری حرفمون شد با هم.بعد یه دفه که نیاز به کمک داشت بهم زنگ زد.خیلی گرم برخورد کردم.وقتی کارش تموم شد...یه سری به شوخی بهش گفتم نگران برادرزاده تم.مواظب باش ترشیده نشه.گفت : چی؟؟؟؟؟ بی جنبه...فلان...خدافظی و قهر کرد و رفت.واقعا می خوام بدونم همه ما فقط با هم آشنا می شیم که از هم استفاده کنیم؟؟؟همین؟ارزش دوستی و آدما همین قدره؟این دوست عزیز الان مشهده.

********

خ.ن.ب.د.ز۱ : آقا یه چیز جالب.وقتی از مدیریت وبلاگ می رم تو نظرات ، اگه نظراتم مثلا یازده تا باشه وقتی خود وبلاگو باز می کنم و می رم تو نظراتش می بینم ده تاس.یعنی تعداد نظرات از مدیریت وبلاگ یکی بیشتر از نظرات تو خود وبلاگه.جالبه نه؟همه چیز ما طنز شده بخدا.چیکارش کنم این بچه مو؟
خ.ن.ب.د.ز۲ : منگل بزرگه که هیییییییییچ.اصلا نیستش.رفته زیر زمین.اون کوچیکه م فقط گاهی با آیدیش انلاین می شه.
وبشونم که شد صحرای بی آب و علف.دلم واسه شون تنگ شده
خ.ن.ب.د.ز۳ : قابل توجه علاقه مندان به موسیقی رپ...ببینین رپ چیه که یکی دوتا از خود رپرا گفتن که رپ دیگه خز شده.
خ.ن.ب.د.ز۴ :
این وبلاگ رو یه نگاهی بندازین.رفتم دیدمش.تمامش فحش به پسرا یا به قول خودشون توله سگا و سگا بود.دوست دارم بدونم چرا؟و دوست دارم بدونم همین خانمی که به پسرا توهین کرده خودش با چن تا پسر تا حالا...
دوست دارم بدونم چه خاطره بدی از پسرا داره که اینجوری بهشون توهین کرده.دوست دارم بدونم پسرا چیکارش کردن واقعا؟؟؟؟؟گرچه حدس زدنش زیاد سخت نیست.
خ.ن.ب.د.ز۵ : چشم و گوش و در و دهن شیطون کر انگار داره یه کاری واسه م جور می شه که از دست اورژانس راحت بشم...همگی بگین ایشالا
خ.ن.ب.د.ز۶ : یکی از دوستای خیلی خیلی گلم این افو واسه من گذاشته بخونین که بعدش کار دارم باهاتون:
میخوای آمار وبلاگت رو بالا ببری با حرفای مزخرف و آشغاله من... اصلا معلوم نیست از کجا آدرسم و پیدا کردی بدونه اینکه بخونی یه کامنت رو برا همه کپی میکنی ... رفیق کار درستی نیست.... کپی کردنه کامنت رو میگم.... از صد تا فحش خوار مادر هم بدتره ... بای. سند تو آل کردم واسه همه ! 37 تا آدمي که تو ادليتم زندگي ميکنن ....
خ.ن.ب.د.ز۷ : بچه ها خداییش تا حالا شده من تو وب یکی از شما بیام و نخونده نظر بدم.خداییش.مدیونین اگه دروغ بگین.لطفا به این سوالم جواب بدین.مرسی.
خ.ن.ب.د.ز۸ : دوما دوست عزیز من نیازی به بالا بردن آمار وبلاگم ندارم.نمی دونی بدون.اگه نمکپاش هر سه روز صد تا نظر داره بالای هزارتا بازدید کننده داره.من حتی از کشورایی بازدید کننده دارم که شاید به فکرتم نرسه.قصدم بخدا توهین نیست آ...ولی می گم که بدونی چون با عشق می نویسم به دل رفقا می شینه.اونام لطف می کنن و می خونن و گاهیم نظر می دن.نوکر همه شونم هستم.رفیق...اگه بخاطر یه قول نبود هیچوقت این تحقیرا رو تحمل نمی کردم.
خ.ن.ب.د.ز۹ : راستی بچه ها.بالاخره حورا هم رفت قاطی دانشجوا...حالا همه با هم...هوووووووووورا... حوووووووووورا... هوووووووووورا... حوووووووووورا
خ.ن.ب.د.ز۱۰ : آقا سامی از اینکه سوء تفاهم شد با کمال ادب ازتون معذرت می خوام.نوکرتم هستم رفیق. فدات شم.شرمنده.ببخشید.غلط کردمجدی ولی شرمنده.واسه اثبات حسن نیت لینکت می کنم رفیق.مرسی.

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
یک روز با دولت(قسمت سوم)

آنچه گذشت:حوصله ت از همه چی سر می ره و می شینی پای تلویزیون دلت وا شه که با دیدن برنامه هاش سریعا اونو خاموش می کنی و می ری سراغ رادیو که اونم نا امیدت می کنه و اجبارا از خونه می زنی بیرون.وقتی می ری تو پارک نیومده ترجیح می دی پارک رو بی خیال بشی و بری کتابخونه.اینه که با هزار بدبختی می پری تو یه اتوبوس و با دوازده هزار و صد و پنجاه و یک بدبختی از اتوبوس فرار می کنی تا بقیه راه رو با تاکسی بری...
ادامه داستان:
تاکسی اول که اصلا نمی ایسته.یه دختر خوشگل عقب سوار کرده و...بسم الله.
تاکسی دوم بدون زدن حتی یه نیش ترمز میگه:در بست؟
تو هم که راننده ها رو می شناسی می گه : نخیر...
راننده م راهشو می گیره و می ره
تاکسی سوم به شدت فداکاری می کنه و احساسات عمیق تو رو با حرفش جریحه دار می کنه:سوار می شی یا سوار بشم؟؟؟
روتو برمیگردونی و منتظر تاکسی بعدی می شی:تاکسی بعدی با کمال از خود گذشتگی یه نیش ترمز می زنه.وقتی می گی مستقیم می ایسته و سوارت م کنه.وقتی می خوای پیاده بشی همون هزاری که یارو روش شماره نوشته بوده رو می دی راننده...که راننده می گه : خدا بده برکت.می مونی که یعنی چی؟؟؟می گی :چی چی رو خدا بده برکت.برکتو تو داری می بری.بده ببینم باقی پولمو...راننده م بی تعارف می گه:در بستی اوردمت.بده بخاطر اینکه راحت باشی مسافر نزدم؟جای دستت درد نکنه س؟...تو هم که می بینی چونه زدن فایده نداره به این ضرب المثل"باد آورده را باد می برد"ایمان میاری و از خیر باقی پول می گذری.
به خودت می قبولونی که بخاطر صرفه جویی می خوای بقیه راه رو پیاده بری نه بخاطر نداشتن پول...قدم دوم رو برنداشته یه گروه از جنس مبارک مخالف رو می بینی که مث دار و دسته نیویورکیا می ریزن سرت..."ساعت من برقش رفته ساعت تو چنده؟ارزون بگی خریدارم آ"..."حیف که دندونامو دوست دارم وگرنه جیگرتو می خوردم"..."اخماتو بخورم"...و تا وقتی که بهش نگی"بیا بخورش"ساکت نمی شن.خلاصه هر جوری هس خودتو از دستشون خلاص می کنی و سینه خیز خودتو به سمت هدف می کشی.وقتی تابلوی کتابخونه رو می بینی احساس می کنی خدا دنیا رو به تو داده.حس لاک پشتی رو داری که اورست رو فتح کرده.حس اوران گوتانی رو داری که پرواز کرده.حس گربه ای رو داری که شنا یاد گرفته.فقط یه خیابون.از این ورش بری اونور تمومه.خوب اینور و اونور خیابونو نگاه می کنی که نکنه جوونمرگ بشی.نخیر.خبری از ماشین نیست.تا میای رد بشی یه چیزی می گه"بوووووووووووووووووووق"فرصت نمی کنی سرتو برگردونی فقط احساس یه لاک پشتو داری که وقتی نزدیک قله اورست شده یه دفه برعکس می شه برمی گرده رو لاکش...حس اوران گوتانی که وقتی تازه می خواد اوج بگیره ترمز ای بی اسش قفل می کنه.یا گربه ای که تا شروع می کنه شنا کردن از خواب می پره.فقط فرصت می کنی مث یه قرقی از مهلکه فرار کنی.خودتو با نهایت سرعتی که داری مث زورو پرت می کنی عقب...که صدای یه قهقهه می شنوی و موتور سوار از کنارت رد می شه و می ره.اینبار با دوربین کنترل سرعت ، ماشینا و موتورا رو کنترل می کنی و سرعتشون رو تقسیم بر زمان بر رادیکال فاصله به علاوه شتاب اولیه ضربدر سرعت حرکت خودت می کنی تا مطمئن بشی که اینبار کسی نمی زنه بهت.یا حداقل امیدوار بشی که نمی زنن بهت.
با سرعت از خیابون رد می شی و مث یه سرباز زخمی که رسیده به بیمارستان صحرایی خودتو پرت می کنی تو کتابخونه که...
تا می خوای از کنار نمازخونه کتابخونه رد بشی یه سری صداهای عجیب غریب می شنوی.هر چی می خوای رد بشی این شیطون لعنتی دستتو گرفته و نمی ذاره.مرتب می کشدت طرف نمازخونه.به زور می بردت اونطرف.هنوز لای در کتابخونه رو باز نکرده پشیمون می شی و با سیزده برابر سرعت نور ، در رو می بندی و فرار می کنی(نکته کنکوری).
وارد سالن کتابخونه که می شی اولین چیزی که توجهتو جلب می کنه کف سالنه.معلوم نیست این همه پاکت پفک و چیپس و کرانچی و کوفت و زهرمار رو کی ریخته این وسط.اولویت دوم نگاهت با میزیه که داره با موبایلش حرف می زنه... یا بهتره بگم میزایی...یکی می گه و می خنده.یکی گریه می کنه.یعنی دعوا می کنه.یکی معامله ماشین می کنه.خلاصه اوضاع جوری می شه که یه تصمیم بهتر می گیری.برمیگردی از کتابخونه میای بیرون و اولین ماشین سفید با خط نارنجی که دیدی داد می زنی:دربست...
یک ساعت و نیم بعد با تلاش بی نظیر و "رام سید" رفتن و "گردش به چپ" راننده موفق می شی همونجوری که جلوی تلویزیون نشستی و داری اخبار مربوط به زلزله و سخنان مقام معظم رهبری رو یکی در میون تماشا می کنی نون و گوجه تو سق می زنی...

********

بریم سراغ عکس این سری که نمی دونم چرا اینقد منو یاد بعضی از مسئولای مملکتی می ندازه...

جناب مسئول

من قهرم : یه خاور...یه موتور دو ترکه...یه سه راهی خطرناک...و تمام.
ساعت دو شب بود که بهمون خبر دادن تصادف شده و ما رفتیم.یه موتور دو ترکه رام سید اومده بود و یه خاور پیچیده بود روش.هر دوشون مرده بودن.ولی نکته جالب بوی الکل توی فضا بود و خون خیلی خیلی رقیق موتور سوارا.هر دو مست بودن.بخاطر یه لذت دو سه ساعته جونشونو گذاشتن...

********

خ.ن.ب.د.ز۱ : سارا ویش مستر اگه در اولین فرصت جواب سوالمو ندی از همکار شدن با تو احساس پشیمونی می کنم و ممکنه سعی کنم جبران کنم.یعنی دیگه اسمتم نیارم.کاملام جدیم.
خ.ن.ب.د.ز۲ : آرام جان دلم می خواست تو این پست تولد وبتو بهت تبریک بگم ولی در عوضش باید بگم که دیگه هیچوقت نمی خوام هیچ نشونه ای ازت ببینم.حتی یه اف.اگه نمی دونی چرا از ......... بپرس.
خ.ن.ب.د.ز۳ : برای خودم متاسفم که پشت کیا رو می گرفتم تا حالا و به چه کسایی کمک می کردم.
خ.ن.ب.د.ز۴ : دیگه دوره مردم داری من تموم شد.هر کسی یه کشیده بزنه جاش دوتا می خوره.امتحانش مجانیه.
خ.ن.ب.د.ز۵ : متاسفانه به این نتیجه رسیدم که بعضیا مطلب منو کامل نمی خونن و نظر می دن.براشون متاسفم...و همینطور برای خودم.
خ.ن.ب.د.ز۶ : شدیدا دپرسم.شاید چن روزی نیام نت.فعلا...
خ.ن.ب.د.ز۷ : همونطور که اکثرا می دونین وبلاگ قبلی خواهرم رو بلاگفا مسدود کرد.آدرس جدید وبلاگ خواهرم اینه : شکوفه بهاری.خوش باشین...

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com