تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
عمه ( قسمت دوم )
"عمه" تنها موجودیه که بعد از گذشت قرن ها ، هنوز هم شکل اصلی خودشو حفظ کرده و با همون ظاهر و باطن همیشگی مونده.
ظاهر "عمه" عموما به این شرحه:
یه کلاه مشکی منگوله دار ، یه ساریفان ( لباس یک سره ، شبیه به دشداشه عربها) مشکی کوتاه ، شلوار تنگ مشکی ، چکمه های نوک تیز ، موهای زردی که از زیر کلاه بیرون زده و دندونهای زرد و نوک تیز.
اما ابزار دست عمه ها در طی این مدت تغییر کرده.
قبلا عمه ها ، یه جارو دستشون می گرفتن ، که با اون پرواز می کردن. ولی ابزار دست عمه های امروزی فرق می کنه.
عمه های (خواهر شوهرهای) امروزی دیگه پیشرفت کردن و طبیعتا دیگه هیچ عروسی ، زیر قالی اتاقش ، قورباغه مرده پیدا نمی کنه. هیچ عروسی ، گوشه حیاط خونه ش گنجشک مرده ای نمی بینه که گردنش رو شکسته باشن ، یا مثلا عروسکی که تو قلبش ، سوزن فرو کرده باشن.
قبلا عمه ها ( خواهر شوهرها ) ، با باز و بسته کردن قیچی ، و برعکس کردن دمپایی و آبجوش ریختن توی حیاط خونه برادر و تازه عروس ، زندگی زن برادرشون رو بهم می زدن.
اما الان دیگه دوره این "جواط" بازی ها گذشته. دیگه هیچ عمه ای ( خواهر شوهری ) تو غذای برادرش ، پیشاب ( پیش آب) پسر نابالغ و ناخن مرده نمی ریزه. دیگه دوره آتیش زدن نخ کفن مرده و چال کردن دعا زیر درخت قبرسون گذشته. و خیلی مثالای دیگه...
امروزه روز عمه ها مدرن شدن و از روشهای مدرن استفاده می کنن.
مثلا جلوی برادرشون ، به زن داداششون می گن : " زن داداش ، البته تو شوهر داری و به من ربطی نداره. ولی وقتی یه زن شوهر دار می خواد تنهایی بره پیش یه دکتر مرد ( مذکر) ، اینقدر آرایش نمی کنه ( این جریان واقعیه و عینا برای شخصی که من می شناسم ، اتفاق افتاده). و بعد ، خیلی سریع از اتاق می ره بیرون.
یا مثلا روی دیوار خونه جدید برادرش با زغال نقاشی می کشه و بعد جلوی برادرش ، به زن برادرش می گه : " زن داداش ، چقد بهت گفتم دیوارای خونه جدیدتون ، مث خونه قبلیه نیس که من بتونم نقاشیای بچه تون رو از دیوار پاک کنم؟ گفتی از رو تنبلی این حرفو می زنم. دیدی هر چی شستم پاک نشدن؟ البته به من مربوط نیست ؛ خونه خودتونه... "
یا مثلا جلوی برادرش به زن داداش بیست و یکی دو ساله ش می گه : " زن داداش اینقدر موهاتو رنگ نکن. والا ، بخدا ، موهای سفید ، بهت ابهت می ده. مگه نه داداش؟..."
یا مسائلی از این قبیل...
" لطفا سی دی سوم را درون دستگاه بتپانید "

********

خوب.بریم سراغ عکس این سری ، که فکر کنم با دیدنش اون حس بد حورا و مینا سس خور شدیدتر می شه...



من قهرم : بنزین سهمیه بندی... آب سهمیه بندی... برق ، خاموشی نوبتی... بعد از اینا چی؟ لابد هوا سهمیه بندی... خواب سهمیه بندی... و در آخر انرژی هسته ای ، که حق مسلم ماست.
********
خ.ن.ب.د.ز1 : یکی از بچه ها یه وبلاگ روبراه کرده که فکر کنم خیلیا ازش خوششون بیاد. یه وبلاگ مخصوص داونلود عکس و آهنگ به اسم سرزمین داونلود. فکر کنم روبراه شدن همچین وبلاگی یه خبر خوب باشه واسه طرفدارای آهنگ.
خ.ن.ب.د.ز2 : اگه می خواین عضو وبلاگ پرشین موبایل بشین ، عجله کنین. چون روز یکم تیرماه اولین کلیپ اختصاصی اعضا رو توی وبلاگ می ذارم. البته جوری که فقط اعضا بتونن استفاده کنن.
خ.ن.ب.د.ز3 : یه چیز دیگه در مورد وبلاگ پرشین موبایل . یه سری کلیپ اختصاصی توش گذاشتم. بد نیس یه سری بزنین.
خ.ن.ب.د.ز4 : نمی دونم این خبرو شنیدین یا نه؟ معاون دانشگاه زنجان اقدام به تجاوز به یه دختر دانشجو کرده ، که یه دفعه چن تا از پسرای دانشجو می ریزن داخل اتاقش و... یکی از پسرا هم فیلمبرداری کرده. کلیپ این جریان رو هم می تونین از وبلاگ پرشین موبایل داونلود کنید. ببینم حالا یه دو تا دونه کلیک رو تبلیغاتاش می کنید یا نه؟
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
عمه ( قسمت اول)
هیچ تا حالا این سوال براتون پیش اومده که اگه دو تا برادر یا دو تا خواهر بخوان به همدیگه فحش بدن ( البته به کس و کار همدیگه ) ، چه کسی رو هدف قرار می دن؟ مطمئنا نمی تونن به پدر ، مادر ، برادر یا خواهر همدیگه فحش بدن. چون اون فحش ، به خودشون هم برمی گرده. پس جواب سوال می شه : "عمه". درسته. به عمه همدیگه فحش می دن...
کلمه "عمه" در دستور زبان فارسی ، یه کلمه شناخته شده س. یه کلمه محبوب و پرکاربرد که آماج بیشترین محبتها قرار می گیره.
مثلا وقتی دو نفر به هم می رسن ، سریع یکی به دومی می گه : "فلانی سلام ، عمه ت چطوره؟" یا مثلا : "چطوری عمه فلان". حالا البته خودتون می تونین جای کلمه "فلان" تو جمله قبلی ، کلمه دلخواهتون رو بذارین. ولی مطمئنا اون کلمه هر چی باشه ، نمی تونه کلمه دوست داشتنی ای باشه.
اگه بخوایم دنبال ریشه یابی کلمه "عمه" بریم ، به نکات جالبی برمی خوریم. کلمه "عمه" از سه حرف تشکیل شده.
ع : عموم
م : مشکلات
ه : همگانی
نکته جالبتر در مورد کلمه "عمه" اینه که این کلمه ، فقط در بین ایرانیا محبوب نیست. بد نیس بدونین که "عمه" جزو معدود چیزهاییه که ایرانیا و غیر ایرانیا در موردش با هم اختلاف نظر ندارن.
مثلا در داستان "جادوگر شهر اُز (OZ)" ، وقتی "دوروتی" و سگش دوباره به خونه برمی گردن ، سگ دوروتی به حرف میاد و می گه : "هیچ دلم نمی خواد اینو بهت بگم دوروتی. اما جادوگر شهر اُز ، عمه ت بود..." و داستان با این جمله حکیمانه به پایان می رسه. که البته این قسمت شامل سانسور صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شد و با اینکه در کارتونی که از روزی همین کتاب ساخته شد ، موجود بود ، ولی از تلویزیون ایران پخش نشد.
احتمالا بخاطر ترس از عمه!!! ( اگه داستان جادوگر شهر اُز رو نمی دونین ، به آخر مطلب مراجعه کنین.)

داستان جادوگر شهر اُز :
داستان از این قراره که بر اثر یه طوفان شدید ، یه اتاق از جاش کنده می شه و توی سرزمین "اُز" ، به زمین می شینه. قهرمان ماجرا ، یه دختربچه س به اسم "دوروتی" که سکش هم همراهشه. بعد از ماجراهای زیاد این بچه به خدمت جادوگر شهر "اُز" می رسه و در آخر داستان ، همراه سگش به خونه برمی گرده...
" لطفا سی دی دوم را درون دستگاه بتپانید "

********
خوب. بی معطلی بریم سراغ عکس این سری که بعدش خیلی حرفا دارم.



من قهرم : اول قیمت پودر رختشویی و بعدش ریکا و پشت بندشون برنج و شکر و چای و... قیمت کلی از خوار و بار مصرفی مردم یه دفه رفت بالا. فشار اصلی رو هم قشر ضعیف جامعه متحمل شدن. هر چی گردن تاجرا و سرمایه دارا کلفت تر شد ، کمر قشر غالب جامعه بیشتر خم شد.وقتی این چیزا یادم میاد ، بی اختیار یاد ضرب المثل قدیمی ای می افتم که می گه : از نخورده بگیر ، بده به خورده...

********
خ.ن.ب.د.ز1 : فاطمه خانم تو وبلاگش یه شعر از پدر بزرگوار و هنرمندش گذاشته بود. آقا ما رفتیم و از دید یه آدمی که هیچی از شعر نمی دونه ، نظرمونو در مورد شعره گفتیم. بعد ، چون نظر ما سراسر تایید و تشویق نبود ، فاطمه خانم اومد و این نظرو برای من گذاشت. با هم بخونیم تا بعد بگم : " می خواستم نیام وبت دیگه ...
ولی کامنتاتو که دیدم دلم نیومد که نیام ...
در مورد اون شعر ... یادت نره که کاملا علمی نوشته شده ...
و نقصی نداره ... مثل شعرای الان نیس که جفنگ بگه ... چون کسی گفته شعرو که اعتقاد داره به چیزایی که مینویسه ... در زمن شعر نو بود ... شعر نو نه قافیه داره .. نه چیز دیگه ...
واسه همین آدم فکر می کنه خوب رو هم نشسته به قول تو .
فهمیدن معنی شعر نو هم خیلی سخت تر از شعرای قافیه داره .
"
خ.ن.ب.د.ز2 : عجبا. خوندین؟ بابا ملت... همه تون می دونین که من نمی شینم الکی از هر مطلبی تعریف و تمجید کنم. اگه قرار باشه یکی مطلبشو بذاره تو نت و همه بیان ازش تعریف کنن که فایده نداره. نه پیشرفتی حاصل می شه و نه چیزی. فاطمه خانم. تو منو شاید از خیلی از بچه ها بهتر بشناسی و بدونی که من همیشه میام صادقانه نظرمو می گم. در اینکه شاعری مثل پدر تو ، توی کارش حرفه ایه ، هیچ شکی نیست. ولی حرف من یه چیز دیگه س.
اگه از اینکه از شعر پدر بزرگوارت انتقاد کردم ، ناراحتی ، بیا و رک و راست بهم بگو تا دفه دیگه مث اکثر خواننده هات بشینم و تعریف و تمجید کنم. بهرحال تو یه دوست خوب برای منی. بخاطرت حاضرم از هر چیزی تعریف کنم. چه به حق و چه به ناحق.
خ.ن.ب.د.ز3 : تو مطلب قبلی یه عکس گذاشته بودم که بالاش یه همچین توضیحی داده بودم : "...که نجابت و بکارت جسم و روح و شرم و حیا و پاکی دختر ایرونی رو به بهترین وجه ممکن به رخ می کشه..." به یه تعداد از خانما برخورده بود این حرفم. همینجا از همه شون معذرت می خوام. باور کنید منظور من همه دخترای ایرانی نبود. فقط یه طعنه بود و یه یاد آوری که دخترا دارن عوض می شن. بازم معذرت می خوام.
خ.ن.ب.د.ز4 : چن تا از دوستان ، از جمله حاج خانم (لطفا گوسفند نباشید)
و مینا سس خور گفتن که آرشیو موضوعی چیز مفیدیه و نباید حذفش می کنم. در جواب این دوستان : بچه ها بخدا خیلی سعی کردم که کدای اضافه رو حذف کنم ، ولی دیگه هیچی نمونده بود. مجبور شدم آرشیو موضوعی رو ، با اینکه اصلا دلم نمی خواست ، حذف کنم. بهرحال آرشیو ماهیانه هس و با اینکه جای آرشیو موضوعی رو پر نمی کنه ، ولی بهتر از هیچیه.
خ.ن.ب.د.ز5 : من از همین تریبون استفاده می کنم و همینجا اعلام می کنم که سپیده پس پس ، همون نازنین خانمه.
خ.ن.ب.د.ز6 : یه دوست جدید پیدا کردم. اسمش هس : ریرا . قشنگ و جوندار و محکم می نویسه. نمی دونم شماها خوشتون میاد از نوشته هاش یا نه. ولی راستش من خیلی خوشم میاد. اگه اشتباه نکنم و درست خاطرم باشه ، هانی خانم وبلاگشو بهم معرفی کرد. خوشحالم که اینکارو کرد. ضرر نمی کنید اگه یار سر بزنین به وبش. فکر کنم مشتریشم بشین حتما.
خ.ن.ب.د.ز7 : دو نفر از دوستای قدیمی یعنی حورا و مینا سس خور یه حس بدی نسبت به من بهشون دست داده. از اون حسا که وقتی یه نفر می بینه دوستش قراره " ف*ی*ل*ت*ر " بشه ، نسبت به دوستش پیدا می کنه. این دوتا می گن ، حس می کنن قراره من چیز بشم. همونی که خط بالا گفتم. نظر شما چیه؟
خ.ن.ب.د.ز8 : خیلی از بچه ها نسبت به عکس اعتراض داشتن ، ولی چهارچشمی رفتن تو عکس که شاید بتونن شعره رو بخونن. شعر روی بازوی دختره این بود:

روزی که گذشته است بیداد مکن
"فردا" که نیامده ست "فریاد" مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
...
خ.ن.ب.د.ز9 : بچه ها یه خبر عجیب. یه رد پایی از ناشناس مهربون تو وبلاگ من پیدا شد. باور می کنین؟
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
دیگه ازت بدم میاد
مامانی جونم امروز زد پشت دستم ! یه نگاه تو چشاش کردم ، یهویی بغضم ترکید ! مامانی گفت : کوفت... مگه نگفتم شکلاتت رو مثه آدم بخور لباسات کثیف نشه ! حالا من از کدوم گوری پودر رختشویی گیر بیارم لباساتو بشورم !

تو دلم گفتم : ایشش... من نمیتونم مثه آدم شکلات بخورم... من فقط عین بچه ها میتونم شکلات بخورم ! عین بچه ها... عین بچه ها... میفهمی ؟

سر سفره مامانی پلو تو دهنم کرد در اوردم ! بابا جونم زد روی پام ! یهویی اشکام در اومد جیغ کشیدم ! باباجونم گفت : کوفت... برنج به این گرونی رو چرا در میاری میمون !

تو دلم گفتم : بابای بی ادب... سیر شدم خوب ! تازه همه میگن من شکل بابا جونم شدم !

عصری که شد دوبار جیش کردم ! مامانی جونم پامو نیشگون گرفت بهم گفت : خرس گنده خجالت نمیکشی هی جیش میکنی ! میدونی پوشک بسته ای چنده انتر ؟

تو دلم گفتم : ایشش... چرا نیشگون میگیری مامانه بد... مامانه بی ادب ! من خرس گنده نیستم ! من خرس گنده نیستم... چرا نمیفهمی اینو ؟

شب تلویزیون یه آقایی رو نشون داد که داشت حرف میزد... بابا جونم به اون اقاهه گفت : بدبختمون کردی رفت... چی شد پول نفت ؟ از کجا بیارم پودر هزار تومنی بخرم ! برنج چهار هزار تومنی بخرم ! پوشک سه هزار تومنی بخرم ! مامان جونم یه حرف زشت زد

یه نگاهی به اون اقاهه کردم... پشت دستم درد گرفت... جای نیشگون مامانم سوخت... لب ورچیدم... چشام پر اشک شد ! از اون آقاهه بدم اومد... دلم خواست بهش حرفای زشت بزنم ! اما من که عین مامان بابام بی ادب نیستم که ... فقط تو دلم بهش گفتم : دیگه ازت بدم میاد... بدم میاد... بدم میاد...

********
بریم سراغ عکس این سری که نجابت و بکارت جسم و روح و شرم و حیا و پاکی دختر ایرونی رو به بهترین وجه ممکن به رخ می کشه...


من قهرم : امروز تیم شخصی(!!!) آقای علی پروین مقابل تیم دوم سپاهان اصفهان شکست خورد. اینم یه درس دیگه برای فوتبال ما و بخصوص آقای پروین که دیگه نگه : تیم خودمه ، دلم می خواد همه فک و فامیلامو بیارم توش. آقای پروین ، گنده لات جنوب شهر تهران!! یادت باشه از بین همین مردم بلند شدی و با سلام صلوات همین مردم رفتی تیم ملی و بخاطر حمایت همین مردمه که شکمت اینقدر بزرگ شده. نکنه آلزایمر دولتمردای سیاسی ما به شما فوتبالی ها هم منتقل شده؟ نشنیده بودم آلزایمر مسریه...

********
خ.ن.ب.د.ز1 : من آمادگی تبادل لینک با همه رو دارم. چه تو این وبلاگ و چه تو وبلاگ دیگه م یعنی پرشین موبایل. هر کسی تمایل داشت با هر کدوم از وبلاگای من تبادل لینک کنه ، اون وبلاگ رو لینک کنه و تو نظرات همون وبلاگ بهم خبر بده تا لینکش کنم. مرسی.
خ.ن.ب.د.ز2 : امروزم می خوام از یه دوست تشکر کنم. از سپیده پس پس که واقعا مطالب منو با دقت می خونه و با نظرات و سوالاتش منو برای نوشتن مطلب جدید سر ذوق میاره. ممنون خانمی.
خ.ن.ب.د.ز3 : دلم بدجوری برای ناشناس مهربون تنگ شده. واسه خودش نه آ. چون گهگاه باهاش چت می کنم. دلم برای نظراتش تو وبم تنگ شده.
خ.ن.ب.د.ز4 : راستی. تا اونجایی که می تونستم وبلاگ رو سبک کردم که راحت تر لود بشه. بخاطر دستورات شما. آرشیو موضوعی رو از قالب حذف کردم.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
بمب گذاری زیر شعور انسانی
در حاشیه بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز(87/01/24 - ساعت : 21/15).
اول اینو بگم که ، راستش قرار بود این موضوعو توی قسمت " من قهرم " عنوان کنم. ولی خوب ، دیدم خیلی جای بحث داره. بخاطر همین گفتم یه آپ رو مخصوص این موضوع بذارم.

حتما همه تون قضیه بمب گذاری حسینیه سیدالشهدای شیراز رو شنیدین. بمبی که وسط مراسم منفجر شد و منجر به کشته شدن دوازده نفر ایرانی شد. خوب. اولا اگه تصویر این بمب گذاری رو ندیدین می تونین اونو از اینجا داونلود کنین. اگر ندیدینش و شرایطش رو دارین ، حتما اول کلیپ رو داونلود کنین و ببینین ، و بعدش بقیه مطلب رو بخونین.
اولین ساعتای بعد از انفجار بمب ، رسانه های ملی از قول آقایون اعلام کردن که بمبی در کار نبوده. بعدشم اینجوری توجیح کردن که این حسینیه موقت ، قبلا موزه آثار جنگ بوده ، و یه مین از موزه جا مونده و منفجر شده.
حتما می دونین که غیر ممکنه یه مین از موزه آثار جنگ ، توی محل جا بمونه. چون اولا همه چیز آمار داره ، دوما سلاح جنگیه و روش حساسیت بیشتره ، سوما چرا این همه مدت منفجر نشد و دقیقا وسط مراسم منفجر شد؟
اما این دلیلایی که گفتم ، برای دوستایی بود که کلیپ رو ندیدن. برای اونایی که دیدن یه دلیل محکمتر دارم. انفجار اون بمب ، یه مقدار خیلی کمی خاک بلند کرد. و البته شعاع انفجارش هم فوق العاده کم بود. یعنی چیزی حدود یک ، یک و نیم متر. حتی مین ضد نفر هم اینقدر شعاعش کم نیس.
نحوه و سرعت اشتعال هم نشون می ده ، که اون بمب ، از مواد محترقه ای مث "تی ان تی" یا یه چیزی تو همین مایه ها ساخته شده. چون خیلی سریع هوا رو مشتعل کرد.
این دلایل ثابت می کنه که مینی در کار نبوده.
حالا می خوام ثابت کنم که این بمب گذاری عمدی بوده.
اگر کلیپ رو دیده باشین ، می بینین که نقطه شروع انفجار ، دقیقا زیر داربسته. یعنی اینجور تصور می شه که نصفی از بمب ، طرف آقایونه و نصفی از بمب ، طرف خانما. آدم ممکنه تو نظر اول بگه که شاید به این دلیل بمب رو بین دو قسمت گذاشتن ، که دو طرف کشته بدن. ولی اگه بیشتر فکر کنیم متوجه می شیم که دلیلش این نیست. اونا بمب رو بین آقایون و خانما گذاشتن که کسی بمب رو از حسینیه خارج نکنه. یعنی آقایون فکر کنن کیف حاوی بمب ، مال خانماس و خانمام همین فکرو در مورد آقایون بکنن.
اما اینا چیزایی بود که هر کسی با دیدن کلیپ متوجه می شد. یه سری چیزا داره اتفاق می افته که...
اول اینو بگم که ، یکی از دوستان ( که از گفتن اسمش معذورم ) گفته که ، تو یکی از شهرای سنی نشین ایران ، شروع به سنی کشی کردن. البته قرار بود برای این حرفش مدرکی ارائه بده ، که متاسفانه نتونست. البته حرفش زیادم دروغ نیس. اگر فرض بگیریم که این دوستمون راست گفته ( که نود درصد مطمئنم راست گفته ) باید بگم که دارن یه اختلاف مذهبی شدید توی ایران راه می ندازن. اما کی؟ به نظر شما این کار برای کی سود داره؟
و البته یه نکته خیلی خیلی جالب و خنده دار هم این وسط هس.
فکر می کنم ده روز بعد از بمب گذاری شیراز بود که آقایون یه قصه جدید ساختن. قصه رو بطور خلاصه براتون می گم. آقایون گفتن که دو نفر عامل بمب گذاری شیراز بودن ، که بعد از بمب گذاری ، با هشت کیلوگرم مواد منفجره رفتن تهران ، تا اونجا بمب گذاری کنن. اما مواد منفجره همراهشون آتیش می گیره و یه نفر از بمب گذارا می میره. و نفر دوم هم در حالی که سعی داشته از مرز فرار کنه ، دستگیر می شه...
بابا خنده داره بخدا. مردمو خر فرض کردن اینا؟
من به چن دلیل می گم که این داستان چرته.
هیچ آدم احمقی ، مواد منفجره رو با خودش نمی بره اینور اونور. یعنی دلیلی نداشت صبر کنن شیراز کارشون تموم بشه ، بعد مواد منفجره رو با خودشون ببرن تهران. می تونستن بفرستنشون ، که اگه مواد منفجره لو رفت ، خودشون دستگیر نشن.
هیچ آدم احمقی هشت کیلو گرم ماده منفجره رو با خودش نمی بره تو اتاق هتل.
هیچ آدم احمقی ، وقتی می خواد تو تهران بمب گذاری کنه ، مواد منفجره رو نمی بره شیراز که از اونجا ببره تهران.
گفتن هشت کیلو گرم ماده منفجره بود که آتیش گرفت و یکیشون مرده و تازه دومیشونم اینقدر سرحال و سالم باقی مونده که موقه فرار از مرز ، دستگیر شده. بابا وقتی می خوان یه پل رو منفجر کنن ، نیم کیلو ماده منفجره استفاده می کنن. ربع کیلو اینطرف پل و ربع کیلو اونطرف پل. اینا هشت کیلو ماده منفجره رو واسه چی می خواستن؟ می خواستن کل تهرانو با هم منفجر کنن؟ بعدش هشت کیلو به قدرت خدا آتیش می گیره ، و فقط یکیشون می میره؟ دومی هم اونقدر سالم می مونه که بتونه ترتیب فرارش از مرز رو بده؟ به هتل هم هیچ آسیبی نمی رسه؟ یعنی آدمایی که تو اتاقای کنار بودن هیچیشون نشده؟ اصلا هیچ دیواری خرد نشده؟ بابا هشت کیلو ماده منفجره بوده آ.
و اما نکته آخر اینه که مطمئن باشین چن روز دیگه ، یه نفر رو می بینین که اومده جلوی دوربینای خبرنگارا و می گه من عامل بمب گذاری شیرازم. ولی امیدوارم وقتی داره این حرفو می زنه ، یاد چیزی بیفتین که الان می خوام بهتون بگم.
می گن برای مقایسه سازمانای جاسوسی جهان ، از پنج سازمان برتر ( سیای امریکا ، موصاد اسرائیل ، اینتلیجنت سرویس بریتانیا ، کا گ ب یونان و اطلاعات ایران ) تقاضا می شه که هر کدوم یه نماینده بفرستن. نماینده های پنج تا سازمان جاسوسی خودشونو معرفی می کنن ، و کسی که این مسابقه رو تشکیل داده ، بهشون می گه هر کدوم یه خرگوش بیارن براش. همه می رن و با خرگوش برمی گردن الی نماینده اطلاعات ایران که با یه خرس برمی گرده.
مسئول برگذاری مسابقه بهش می گه : این چیه مرد حسابی؟ من گفتم خرگوش. تو رفتی خرس اوردی؟
نماینده اطلاعات ایران یه دستی به ریشش می کشه و می گه : این خرگوشه.
مسئول مسابقات می گه : ما رو خر فرض کردی؟ کور نیستم. می بینم خرسه.
نماینده اطلاعات ایران باز تکرار می کنه : این خرگوشه. اگه باور نمی کنی از خودش بپرس.
مسئول مسابقات برمی گرده خرسه رو نگاه می کنه. که خرسه زود به حرف میاد و می گه : من خرگوشم... من خرگوشم...
********
خوب. بریم سراغ عکس این سری که در مورد دیدار یه زن بی تربیته که فکر می کنه رئیس جمهور ما چشم پاک نیس...



من قهرم : تو خبرا داشتیم آقای رئیس جمهور رفته و وساطت کرده تا فدراسیون علی کریمی رو ببخشه . یعنی اینقدر اوضاع مملکت ردیفه و هیچ کار دیگه ای برای مقام اول اجرایی کشور نمونده که بیاد و به همچین مسئله کوچیکی رسیدگی بکنه؟ واقعا اینقدر مملکت ول و بی صاحاب شده که رئیس جمهور کشور ، وقتشو برای همچین مسئله ای که بهش هیچ ارتباطی نداره بذاره؟ واقعا متاسفم...

********
خ.ن.ب.د.ز1 : محض اطلاع همه دوستای گلم بگم که وبلاگ پرشین موبایل هر روز چن بار آپدیت می شه. و از این موضوعات توش مطلب می بینید : کلیپ تصویری ، کلیپ صوتی ، زنگ خور ایرانی ، عربی و خارجی. امیدوارم برید و استفاده کنید و لذت ببرید و کلیک رو تبلیغاتش هم فراموش نشه. مرسی.
خ.ن.ب.د.ز2 : می خوام از یه دوست عزیز تشکر کنم. مینا سس خور که با وجود اینکه بخاطر امتحانات ، نمیاد نت و وبلاگشم به روز نمی کنه ، مرتبا به من سر می زنه. البته خیلی دوستای دیگه هستن که حتی وبلاگ ندارن ولی به من سر می زنن ، ولی بخاطر این از مینا تشکر می کنم که فکر نمی کردم اینقدر معرفت داشته باشه. مینا سس خور عزیز ، ممنون.

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
مصاحبه با آرش برهانی
امروز هم در خدمت آقای آرش برهانی ، مهاجم بلند بالا و گلزن استقلال هستیم و این افتخار رو داریم که مصاحبه ای رو با ایشون داشته باشیم.
نمکپاش : آقای برهانی سلام عرض می شه. خوب هستین.
آرش برهانی : به کوری چشم حسودا و بدبینا آره.
نمکپاش : انشالا که همیشه خوب و خوش باشین آقای برهانی.
آرش برهانی : فقط خدا از ته دلت خبر داره.
نمکپاش : یعنی چی آقای برهانی؟
آرش برهانی : هیچی آقا. بپرس سوالاتو.
نمکپاش : آقای برهانی مهاجم یکی از دوتیم پرطرفدار پایتخت بودن ، چه مزه ای داره؟
آرش برهانی : ترش. مث تمر هندی سیاه متالیک
نمکپاش : سیاه متالیک چرا؟
آرش برهانی : آخه ماشینم همین رنگیه.
نمکپاش : که اینطور... قشنگه. شما تو این فصل چن تا گل واسه استقلال به ثمر رسوندین؟
آرش برهانی : "بی ام و" مدل دو هزار و هشته.
نمکپاش : جان؟ چی؟
آرش برهانی : ماشینم دیگه.
نمکپاش : منکه نپرسیدم ماشینتون چیه.
آرش برهانی : ا؟ پس من اشتباه متوجه شدم منظور شما رو. می شه ازتون بخوام دوباره بپرسین.
نمکپاش : آره.
آرش برهانی : خوب؟
نمکپاش : خوب.
آرش برهانی : بگو دیگه.
نمکپاش : شما که هنوز ازم نخواستین.
آرش برهانی : آهان. اوکی. دوباره بپرسین.
نمکپاش : پرسیدم شما تو این فصل چن تا گل واسه استقلال به ثمر رسوندین؟
آرش برهانی : کرمان. استان کرمان.
نمکپاش : چی کرمان؟
آرش برهانی : استانم دیگه. مگه نپرسیدین متولد کجام؟
نمکپاش : آقای برهانی شما مثکه گوشتون فرکانسا رو اشتباه می گیره آ. من پرسیدم شما تو این فصل چن تا گل واسه استقلال به ثمر رسوندین؟
آرش برهانی : آهان. خوب از اول همینو بپرسین دیگه.
نمکپاش : منکه همینو پرسیدم. خوب حالا می شه جواب بدین؟
آرش برهانی : پنج گل.
نمکپاش : می شه بگین چرا اینقدر کم؟
آرش برهانی : نه!!!
نمکپاش : چرا آقای برهانی؟
آرش برهانی : ببین آقای خبرنگار " گل نزدن من تو استقلال فقط به خودم و کادر فنی مربوطه" "( جمله داخل کتیشن ، عینا از مصاحبه تصویری آرش برهانی استخراج شده).
نمکپاش : یعنی چی؟ پس حق تماشاچیا و طرفدارا چی؟
آرش برهانی : ببین آقای خبرنگار. شما حرف منو متوجه نمی شی. طبیعی هم هس. متوجه نمی شی چون شما تهرانی نیستی. فقط یه تهرانی حرف یه تهرانی رو می فهمه.
نمکپاش : شما که کرمانی هستی آقای برهانی.
آرش برهانی : نخیر. شناسنامه من مال تهرانه. تازه دوران بارداریم رو تو تهران گذروندم.
نمکپاش : منظورتون دورانیه که مادرتون شما رو باردار بود دیگه؟
آرش برهانی : حواست به حرف زدنت باشه آ... چیکار به ناموس من داری تو؟ اصلا من مصاحبه نمی کنم...
نمکپاش : آقای برهانی... آقای برهانی... آقای...
********
خوب. بریم سراغ عکس این سری که یه تیکه از یه روزنامه اوایل انقلابه...


من قهرم : نمی دونم سخنرانی رهبر ایران رو دیدین یا نه؟ سخنرانیش تو شیراز ، در مورد تخت جمشید.
گفته بود : تخت جمشید در وحله اول ، یاد آور ظلم و ستمیه که شاه های ایران به اسرا می کردن. و در وحله دوم نماد هنر پنجه ایرانی. آقای رهبر ، شما به چه جراتی می گین ستم شاه ایرانی؟ اصلا شما چیزی از دوره کوروش کبیر و داریوش بزرگ می دونی که می ری پشت تریبون و این قبیل خزئبلات رو به خورد مردم می دی؟ ستم به اسیر؟ تمام تخت جمشید رو بگرد. عکس یه اسیر رو می بینی؟ همه با گردنای افراشته و صاف ایستادن. فکر کردی اینجا کجاس؟ مصر؟ فکر کردی اینا مقبره های قمبل خاتون و توتان خاتونن؟ اینجا ایرانه. و اگه تو امروز جرات می کنی تو هر گوشه از این خاک ، پشت تریبون بایستی و خودتو مرد اول ایران بدونی ، از صدقه سری همون کوروش ها و داریوش هاست. حد و مرز خودتو بشناس.
********
خ.ن.ب.د.ز1 : هر کی در مورد سخنرانی رهبر ایران و انتقاد من نظری داره ، لطفا عنوان کنه. ممنون.
خ.ن.ب.د.ز2 : هانی خانم تو نظرات پرسیدن : "
دل نوشته هاتو از چند سالگي شروع كردي ؟ طنز رو از چند سالگي ؟ شعر هم گفتي تا حالا ؟ "
خ.ن.ب.د.ز3 : هانی خانم. عرض به خدمت شما که دل نوشت توی اینترنت رو حدود یه سالی می شه که شروع کردم. ولی قبلا توی برنامه " وورد پد " واسه خودم می نوشتم. و قبل از اونم روی کاغذای سفید. که البته هیچوقت اون کاغذا رو نگه نداشتم. در مورد طنز هم باید بگم که ، فکر می کنم طنز روی کاغذ رو راهنمایی بودم که شروع کردم. طنز در مورد افراد خونواده م. ولی طنز نویسی توی اینترنت رو از سال هشتاد شروع کردم. که متاسفانه وبلاگ اول و دوم من هک شد. وبلاگ سوم و چهارم و پنجمم هم فیلتر شد. و الان با نسل شیشم نمکپاش در خدمت شمام. شعر هم گفتم. بله. سه تا از شعرام رو هم تو وبلاگ گذاشتم. لینکشون رو برات می ذارم که اگه دوست داشتی بخونی. شعر اول اسمش اینه : بسیچ ارتش مخلص امریکاست. که بخاطر این شعر ، یه بار فیلتر شدم. شعر دوم اسمش اینه : هکر. که این شعرم برای کسی سرودم که وبلاگ دومم رو هک کرد. و اما گل سرسبد شعرام که خودم خیلی دوستش داره اسمش اینه : دارا انار دارد. اما چون جزو آرشیو وبلاگ اولم بود که هک شد ، تو آرشیو این وبلاگم نیس.
خ.ن.ب.د.ز4 : هانی خانم اگه احیانا خواستی شعر دارا انار دارد رو بخونی ، وقتی انلاینم بهم بگو تا بدمش بهت.
خ.ن.ب.د.ز5 : یکی از دوستان با اسم " مینروا" یه نظر عجیبی برام گذاشته. بخونیم با هم: "
امیدوارم این کار به یه کار جنبی تو زندگیت تبدیل بشه و بیشتر به فکر تعالیه خودت و زندگیت باشی تا جلب نظر دیگرانی که هر کدوم دارن زندگی خودشونو می کنن "
خ.ن.ب.د.ز6 : راستش من متوجه نشدم منظورش چیه ، ولی حس بدی بهم دست نداد. یعنی به نظرم هر چی که گفته ، چیز خوبی بوده. حالا یا انتقاد دوستانه بوده یا تعریف... بهرحال اگه مینروای عزیز این مطلب رو هم می خونه ، لطفا در مورد نظرش برام توضیح بده. ممنون.
خ.ن.ب.د.ز7 : و خبر جدید اینکه وبلاگ جدید من با اسم پرشین موبایل شروع به کار کرد. یه وبلاگ مخصوص کلیپ های صوتی و تصویری موبایل و زنگ خورهای ایرانی و خارجی و البته عربی. امیدوارم دوستان از این وبلاگم استقبال کنن.
 
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
نمکپاش... تولدت مبارک
سلام.
امروز (یکم خرداد) نمکپاش وارد چهارمین سال زندگیش شد. البته منظور از نمکپاش ، نمکپاش نسل دوم به بعده. چون عمر واقعی نمکپاش بیشتر از شیش ساله ، که سر قضیه هک شدن ، خیلی از آرشیو از دست رفت.
اول جا داره تولد نمکپاش رو به همه تبریک بگم و دوم اینکه به مناسبت تولد نمکپاش ، می خوام به سوالات جواب بدم. هر کسی هر سوالی در مورد دنیای نت و وبلاگ نمکپاش داره ، می تونه تو نظرات عنوان کنه تا من بهش جواب بدم. فقط این نکته رو بگم که به سوالات خصوصی جواب نمی دم.
و اما نکته سوم...
نکته سوم اینکه من ، به یه سری از سوالات متداول در مورد وبلاگم ، به صورت صوتی پاسخ دادم.
برای شنیدن جواب هر سوال ، روی خود سوال کلیک کنید و جوابش رو داونلود کنید. امیدوارم با شنیدن صدای من ، گوشتون تعجب نکنه. فقط یه نکته رو بگم که تمامی فایلای صوتی ، با فرمت amr و قابل اجرا روی تمام گوشی های موبایله. همین طور روی کامپیوتر با برنامه هایی که فایل های موبایل رو ساپورت می کنن.

چرا اسم نمکپاش رو برای وبلاگم انتخاب کردم؟ ( حجم : 299 کیلو بایت)

معنی عکس قورباغه ای که در کنار آیدی و وبلاگ من قرار داره چیه؟ و چه ربطی به وبلاگ داره؟ ( حجم : 101 کیلو بایت)

چرا سبک نوشته هام طنزه؟ و چرا با زبون طنز انتقاد می کنم؟ ( حجم : 140 کیلوبایت)

چرا بیوگرافی خودمو به هیچکس نمی گم؟ و این صحبتهایی که در مورد سن و اسم من گفته می شه ، از چه منبعی گفته می شه؟ ( حجم : 255 کیلوبایت)


خواهش من از شما خواننده ها و همراهای همیشگی وبلاگ نمکپاش چیه؟ ( حجم : 260 کیلو بایت)

قبل از تموم شدن این آپ ، بعنوان هدیه به شما همراهای همیشگی نمکپاش ، یه عکس تقدیم می کنم که تصویر یه استخر پر از زن و مرد ، تو ایرانه. تصویر کاملا واقعیه و به هیچ وجه میکس نیست.
برای دیدن تصویر این استخر اینجا کلیک کنید.

در آخر جا داره از همه تون تشکر کنم و ازتون بخوام که بازم کنارم بمونین. بازم یادآوری می کنم که هر کسی هر سوالی داره می تونه مطرح کنه. همه تونو دوست دارم. به شرطی که رو تبلیغات کلیک کنید.
خوشباشین. می بینمتون...

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com