تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
تاسوعا و عاشورا (قسمت دوم)
گذشت. بالاخره دسته زنجیر زنا موفق شدن و چشمای همه شون افتاد زمین. وقتی دسته رفت ، برگشتم تو هیئت ، که دیدم کلی ظرف یه بار مصرف تو هیئت ریخته. با یه پرس و جو متوجه شدم که شله زرد (آش زرد) نذری تو این ظرفا بوده. البته سابقا. ظاهرا گذاشتن وقتی مردمی که دلشون با امام حسین نیست ، از هیئت زدن بیرون برای شنیدن مظاهر غنا(!!!) ، اونوقت به حسینیای واقعی شله زرد بدن تا بریزن تو شکمشون و بهتر بتونن سینه بزنن. یعنی یه چیزی تو مایه های دوپینگ و از این حرفا. البته از نوع شرعیش!!!.
دیگه داشت دیر می شد و منم تصمیم داشتم به اون حسینیه اونور شهرم یه سری بزنم. این بود که از هیئت زدم بیرون و هیئتو دور زدم که برم طرف اون حسینیه که دیدم از در پشتی هیئت ، دیگ دیگ شله زرد داره صادر می شه به بیرون. احتمالا جزو صادرات غیر نفتی ، به خارج صادر می شد. از طرف سازمان تبلیغات اسلامی!!!.
همینجور که داشتم می رفتم ، از تو یه کوچه باریک یه صدایی شنیدم. صدای شق شق و در کنارش یه صدای ریز و آروم. یه کلماتی تو مایه های : آروم... یواش... آخ... افشین... یواش...
والا منکه تو تاریکی کوچه چیزی ندیدم. ولی احتمالا یه زن و شوهر بودن که اسم آقاهه یحتمل افشین بوده و هی گریه می کرده و تو سر خودش می زده واسه مظلومیت امام حسین. صدای شق شق هم مال همین بود احتمالا!!! خانمشم هی بهش دلداری می داده و می گفته : آروم گریه کن افشین. یواش. خودتو کنترل کن. آخ... نزن تو سر خودت. یا یه چیزی تو همین مایه ها(!!!).
آره خلاصه. زدم رفتم طرف حسینیه. رفتم داخل. مداح تازه اومده بود و قبل از شروع مداحی داشت با مردم چن کلمه خوش و بش می کرد. به اینجای صحبتاش رسیده بود که من رفتم داخل حسینیه نشستم : "ما مث مداحای بعضیا جاها نیستیم که بجای حسین بگیم سین... سین... سین... سین. اینجا ما می خوایم مداحی کنیم. ما با حسینیم و با خدا. مث بعضیا نیستیم که تظاهر کنیم..."
جل الخالق. چه آدم با خدایی. داره مردمو امر به معروف می کنه و نهی از منکر. یعنی دو تا ثواب می بره. کاش من بهش نزدیک بودم که تو لیوان نیم خورده چاییش ، چایی می خوردم. واقعا چه آدمای پاکی پیدا می شن!!!.
بی خیال این حسینه شدم و از حسینیه زدم بیرون. به اندازه کافی تو این شب مقدس مردممو شناخته بودم. رفتم خونه و ماهواره رو روشن کردم. دیدم "صور اسرافیل" داره حرف می زنه : این از محرمتون... این از تاسوعا و عاشوراتون... این از امام حسینتون. شماها به اسم دین گند زدین به اسلام...
********
خوب بریم سراغ عکس که یه برداشت آزاده از کارتون "عصر یخی"...




من قهرم : چیزی در مورد قرار داد "کرسنت" می دونین؟ طبق این قرارداد ایران موظف شد تا بیست و پنج سال ، به امارات گاز صادر کنه. خوب. تا اینجاش هیچی. ولی از اینجا به بعدش جالبه. طبق این قرارداد قیمت گاز ایران ، هفت سال اول ( ثابت ) هجده دلار برای هر متر مکعب گاز ، تعیین شد. و از سال هشتم قیمت هر متر مکعب گاز ، چهل دلار تعیین شد. چن روز بعد از امضای این قرارداد ، یه رسوایی به بار اومد. مشخص شد که امارات همزمان با قرارداد "کرسنت" ، یه قرارداد با قطر بسته و هر متر مکعب گاز قطر رو شصت و پنج دلار خریداری می کنه. به عبارتی قبل از فروش گاز ایران به امارات ( با قیمت هجده دلار ) امارات گاز قطر رو ( با قیمت شصت و پنج دلار ) خریداری می کرده. بهرحال موضوع به رسانه ها و مطبوعات کشیده شد و دولت این قرارداد ننگ آور رو لغو کرد. قراردادی که کم از قراردادهای قدیمی مثل : "گلستان" ، "ترکمانچای" ، "دارسی" و "گل شایان" نداشت.

********
خ.ن.ب.د.ز 1 : حورا هم تعطیل کرد... جی ام آی هم بسته شد.
خ.ن.ب.د.ز 2 : زیبا خانم خوب و مهربون از من خواسته که بهش یه کتاب در مورد داریوش بزرگ معرفی کنم. من کتاب "از زبان داریوش" رو معرفی می کنم. درسته که داستان وار نیس ولی مستنده. تا بفهمیم که داریوش بزرگ اونموقه چه نظم و انضباطی حاکم کرده بود توی ایران. برای داونلود کتاب "از زبان داریوش" اینجا کلیک کن. با حجم هشت و یک دهم مگابایت.
خ.ن.ب.د.ز 3 : اینم لینک داونلود وصیتنامه داریوش با حجم هفتاد و سه کیلوبایت. البته من به شخصه مطمئن نیستم که این واقعا وصیتنامه داریوش باشه.
خ.ن.ب.د.ز 4 : اینم یه لینک تبلیغاته. هر کسی دوس داشت ، یه کلیک روش بکنه. اگرم دوس داشت بیشتر از یه کلیک بکنه. بهرحال مجبور نیستین. ممنون از اونایی که کلیک می کنن و خیلی ممنون از اونایی که بیشتر از یه کلیک می کنن.
خ.ن.ب.د.ز 5 : بچه ها سعی کنین در مورد چیزی که نمی دونین نظر ندین. مث پی نوشت آپ قبل. مرسی.
خ.ن.ب.د.ز 6 : راستی. یه نظر سنجی هم گذاشتم دوباره تو وبلاگم. سمت چپ قالب. شرکت کنید. از یه مدتم سوال نظر سنجی رو عوض می کنم.
خ.ن.ب.د.ز 7 : از دوستایی که وبلاگ دارن خواهش می کنم وقتی نظر می دن ، لینک فعال وبلاگشون رو هم بذارن. دوستایی از جمله : نانی ، نسیم ، زیبا و... .مرسی.
خ.ن.ب.د.ز 8 : دوست عزیزم جواد جهنمی یه سوالی مطرح کرده که با هم می خونیم :"
يك ويديو كليپ ديدم كه مردم آمريكا رو همه شون رو گوسفند نشون مي داد كه دنبال تلويزيون بودن و اون هر كاري كه ميگفت اونا ميكردن و بوش و دارو دسته اش پشت صحنه بودن.آمريكا كه مثلا آخر آزادي و دمكراسيه.

سوالم اينه كه آخر دمكراسي و جمهوريت اينه مردم هر چي بگن حكومت انجام بده! درست مردم چي ميگن؟ معلومه هر چي تلويزيون و ماهواره و روزنامه ها بگن.خوب اين وسيله ها چي ميگن؟ صاحبان پول و وسايل ارتباط جمعي. پس آخر دمكراسي چي ميشه ؟ حرف كي به كرسي ميشينه؟
خيلي دوست دارم جوابش رو از خودت و دوستات بشنوم.بيصبرانه منتظرم
.".
منتظر جوابای شما هستم.
خ.ن.ب.د.ز 9 : خوب جواد جون. فکر کنم خودمم باید جواب بدم. جمهوری یعنی حکومت مردمی. دموکراسی هم یعنی مردم سالاری. تقریبا یعنی همونی که تو گفتی. یعنی حکومت کاری رو انجام بده که دلخواه و به نفع مردم باشه. مشکل از ما مردمه. ما مردم اگه بخوایم واقعا درست ترین تصمیم رو بگیریم ، باید رسانه ها رو دنبال کنیم ، اخبار واقعی رو دنبال کنیم ، بعد به یه نتیجه درست برسیم. گرچه همیشه چیزی که وجود داره ، اون چیزی نیس که ما می بینیم. بهرحال. در صورتی دولت عملا به حرف مردم گوش می ده که مردم رسانه های دولتی و غیر دولتی رو در کنار هم بذارن و به نتیجه گیری برسن. یعنی تا وقتی مردم فقط به رسانه های دولتی دنبال کنن ، عملا تصمیمی می گیرن که (درست یا غلط) تصمیم دلخواه دولته. و تا وقتی که فقط رسانه های مخالف دولت رو دنبال کنن ، عملا تصمیمی می گیرن که (درست یا غلط) مخالف تصمیم دولته.
خ.ن.ب.د.ز 10 : ریرا هم یه نظری گذاشته که با هم می خونیم :"
آبیر قبول آدم باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کنه اما فراموش نکن اونا از حمله آمریکا بخاطر ملت نمی ترست...بخاطر دوام خودشونه که دارن می ترسن..اگر سیاستهای کثیف اونها نبود دلیلی هم برای حمله آمریکا به ایران نبود...پس قضیه بد و بدتر نیست این وسط فقط رژیم آخوندیه که داره برای بقای خودش دست به هر کاری می زنه....
این وسط تنها چیزی هم که مهم نیست من و تو و ما هست......سرمایه های مارو داره خرج می کنه و جون ملتهی دیگه رو برای ابقای خودش...این اوج کثافته.....اگه مملکت از لوث وجود شیخها پاک میشد......هراسی از حمله دیگر ملتها نبود آبیر
".
خ.ن.ب.د.ز 11 : شاید حرف تو درست باشه آبیر. ولی اصلا من بحث رو این نداشتم که بخاطر چی این کارو می کنه. من گفتم این باعث می شه که حمله امریکا به ایران به تاخیر بیفته. و ضمنا اصلا و ابدا قبول ندارم که اگه آخوندا ( یا به قول تو شیوخ ) نباشن ، امریکا به ایران حمله نمی کنه. امریکا به چن دلیل دنبال تصرف ایرانه. اولین و مهمترین دلیلش اینه که ایران تونست از زیر حکومت ساخته دست امریکا آزاد بشه. دومین دلیلش موقعیت فوق العاده استراتژیک ایرانه. و سومین دلیلش منابع و معادن و محصولات فوق العاده ایرانه. من نمی گم آخوندا (یا به قول تو شیوخ) خوبن یا بدن. ولی می گم دلیل حمله امریکا به ایران ، اونا نیستن.
خ.ن.ب.د.ز 12 : یکی از خانمایی که توی اینترنت در خدمتشون هستم ، چن روز پیش به من پیشنهاد دوستی داد. سعی کردم جوری که بهش زیاد برنخوره ، بهش جواب رد بدم. ولی وقتی جواب رد دادم ، بهم گفت که تو لیاقت منو نداری!!!. جل الخالق. همین دو دقیقه پیش خودش بهم پیشنهاد داده بود آ ، ولی وقتی من جواب رد دادم ، به این نتیجه رسید که لیاقتشو ندارم. چرا ما اینجوری هستیم؟؟؟ لطفا جواب بدین. دوس دارم نظر شما رو بدونم.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
تاسوعا و عاشورا (قسمت اول)
شاید بعضی از دوستان با خوندن این مطلب فکر کنن که من قصد توهین به امام حسین رو داشتم. پیشاپیش بهشون می گم این تصورشون غلطه و من تمام اتفاقاتی رو که به صورت طنز تو این مطلب اوردم به عینه دیدم. اینم بگم که این چیزایی که گفتم ، فقط قسمتی از واقعیت بود که قابل گفتن بود. ممنون.
شب تاسوعا بود که تصمیم گرفتم از خونه بزنم بیرون. راستش تو این هشت ، نه شب اینقد از تلویزیون اصول و مبانی سینه زنی رو بصورت تئوری یاد گرفته بودم که دیگه فکر کردم وقتش رسیده که نشون بدم چن مرده حلاجم. یعنی برم تو بخش عملی امتحان بدم.

تا از خونه زدم بیرون یه صدای بلند جیغ و بعدشم یه صدای ویز و بعدشم صدای هق هق. یا یه چیزی تو همین مایه ها. یه موتور دو ترکه بود که از کنار گوشم رد شد. احتمالا جیغی که زد بخاطر مظلومیت امام حسین بود و هق هقشم مال مظلومیت اهل بیت امام حسین. البته حس کردم که تمام هیکلم خیس شده ؛ ولی گفتم احتمالا این خیسی مال اشکای این موتور سوارا بود. بنده خداها چقد گریه کرده بودن. قد یه بطری آب معدنی خیس شدم!!!
دیده رو ندیده گرفتم و رفتم طرف هیئت. هیئتو تو باند هلیکوپتر شهر زده بودن. نزدیک هیئت بودم که دیدم یه ماشین خیلی اکشن پارک کرد و چن تا جوون که تلو تلو می خوردن ازش زدن بیرون. اومده بودن واسه سینه زنی. یعنی انشالا که اینجوری بود. خیلی تلو تلو می خوردن. احتمالا شربت شهادت نوشیده بودن ، منتها ناقص. یعنی احتمالا فقط نصف شربته رو خورده بودن. بخاطر همینم تلو تلو می خوردن. رفتم تو هیئت و یه گوشه واسه خودم گرفتم نشستم. دیدم یه پیرمردی که ظاهرا مسئول نظم سینه زنا بود ، اومد و سعی کرد اون جوونا رو بیرون کنه. جوونام مثکه با سر و صدا ازش خواستن که بمونن تو هیئت. پیرمرده هم ازشون خواست که فقط سینه بزنن و هیچ حرفی نزنن. اونام قبول کردن.
کم کم سینه زنا افتادن رو دور و ریتم سینه زنی تند شد. یه دفه یکی از جوونا بلند گفت : حییییییییییییییییییییییدر. پیرمرد مهربون ناظم هم با صدای بلند همراهیش کرد : زهرمااااااااااااااااااااااار...
خوب اینم یه جور تشویقه دیگه. از هیئت زدم بیرون. می گفتن یه دسته راه افتاده تو شهر که از همون طرفا می گذره. می خواستم دسته رو ببینم. دسته زنجیر زنا رو می دیدم که چطوری خودشونو گل مالی کردن و با زنجیر خودشونو کباب می کنن. راستش البته نفهمیدم که وقتی اینجوری خودشونو با زنجیر کبود می کنن ، چه فایده ای به حال امام حسین داره ، ولی خوب حال می داد. چنانی با زنجیر رو کمر خودشون می زدن که چشماشون می زد بیرون. همینجوری که داشتم برادرای عزیز عزادار زنجیر زنو نگاه می کردم ، یهو چشمم به یه برادر و خواهر افتاد که اون گوشه داشتن با هم بحث می کردن. در مورد مظلومیت امام حسین لابد!!!. هر چی زنجیر زنا به من نزدیکتر می شدن ، اون خواهر و برادرم به همدیگه نزدیکتر می شدن. خلاصه یه لحظه قبل از اینکه زنجیر زنا دید منو کور کنن ، دیدم که دست اون برادر رفت طرف اون خواهر و دست اون خواهر طرف اون برادر. حالا البته احتمالا می خواستن سر بذارن رو شونه همدیگه و برای مظلومیت اهل بیت امام حسین گریه کنن...
" لطفا سی دی دوم را درون دستگاه بتپانید "

********
خوب. بریم سراغ عکس این سری که بعدش کلی حرف دارم...


من قهرم : یکی دو روز پیش یه خبر تو روزنامه ایران منو تعجب زده کرد. تو اسرائیل یه رفراندوم گرفتن و احمدی نژاد بعنوان مرد سال انتخاب شده. از طرف اسرائیلیا. نمی دونم چطوریه ولی قبلا می گفتن اسرائیلیا ضد ایرانن. یعنی چرا احمدی نژادو انتخاب کردن. چرا این قضیه اینقدر بازتاب خبری داشت تو ایران؟ یعنی اسرائیلیا عوض شدن و طرفدار ایران شدن؟ یا...
********
خ.ن.ب.د.ز1 : چلمن یه نظری گذاشته که با هم می خونیم :"سلام!
یه راست میرم سر اصل مطلب.....
راجع به "من قهرمت " ه عمو جون !!!
تو خودت داری راجع به دولت مینویسی و انتقاد های سیاسی میکنی.چندین بار هم به کاری که دارن با مردم میکنن (منظورم همون بخور بخور شونه که باعث میشه یه عده ای برن زیر خط فقر)گیر دادی.حالا میای به کاری که یه زن برای سیر کردن شیکم خونوادش میکنه که به احتمال خیلی زیادی هم راه دیگه ای به جز این نداره گیر میدی و میگی "اسم زن ایرانی" رو لکه دار میکنه ؟ازت توضیح می خوام !!! یه چیزه دیگه.منظورت از "می دونم تعداد پسرایی که اینجور رفتارا رو دارن خیلی بیشتره " چی بود؟منو که میشناسی!!!!
"
آره چلمن جان. من البته هم از دولت و هم از جامعه انتقاد می کنم. انتقادم از دولت اینه که چرا اکثر مردم ما رو یا بیچاره کرده ، یا فقیر ، یا رشوه بگیر ، یا فاحشه ، یا دزد. اما انتقاد من از این دختر بخاطر فاحشه بودنش نیس. بخاطر بی ارزش بودنشه. دختری که بخاطر نون شبش می ره فاحشگی می کنه ، پول داره خرج اینترنت کنه؟؟؟ رفیق کجایی؟ دخترایی که این آگهی ها رو زدن بخاطر نون شب لنگ نیستن ، مشکل جای دیگه س.
در مورد قسمت دوم حرفتم باید بگم که واقعا تعداد پسرایی که دنبال رابطه نامشروع با دخترا هستن ، خیلی بیشتر از دختراس. بخاطر همینه که فاحشگی تبدیل به یه شغل زنونه شده. چون تقاضای بالا از طرف آقایونه. خیلی ساده س. حساب دو دوتا چهار تاس.
خ.ن.ب.د.ز 2 : ترانه خانمم یه سوال مطرح کرده که با هم می خونیم و بعدش جوابشو می دم :"
يه سوال دارم واقعا يه دختر بايد چند سال تلاش كنه تا بتونه اينجوري به اونهمه نجابتي كه خدا توي وجودش گذاشته غلبه كنه و اونو سركوب كنه نجابتي كه هممون خوب ميدونيم توي وجود تموم دخترا هست تا بتونه به اين راحتي تمام سرمايه هاي وجودشو حراج كنه؟ ... ولي اينم بگم امثال اين دخترا هيچوقت نميتونن نجابت دختراي ايراني رو زير سوال ببرن چون توي اقليتن و هميشه توي اقليت ميمونن"
به نظر من نجابت تو خون همه هس. ولی یه پدر با اوردن نون حروم سر سفره ، و یه مادر با تربیت غلط ، می تونن نجابت یه دختر یا پسر رو بخوابونن. نجابت از بین نمی ره ، فقط می خوابه. مث وجدان.
در مورد قسمت دوم حرفت هم باید بگم چرا ، می تونن. از خودت می پرسم. چن بار پیش اومده وقتی تو خیابون راه می رفتی ، یه پسر بهت تیکه انداخته؟ فکر می کنی چرا؟ بخاطر رفتار چن تا دختر دیگه نبوده که اون پسر به خودش اجازه داده بهت متلک بگه؟
خ.ن.ب.د.ز 3 : مهشید خانمم یه نظری گذاشته که با هم می خونیم و بعدش جواب می دم :"
سلام . خب سری برم سراغه اصله مطلب.
ببین همه ی اینایی که گفتی درسته منم قبول دارم اما اینی که من می پرسمو جواب بده
ماها که میدونیم اینار وخیلی مشابه اینو و خیلی چیزاییه دیگه ای که صداش در نمیاد میدونیم چقدر دارن حقمونو میخورن چقدر اقازاده ها خوردنو میخورن باز چرا ساکتیم صدامون در نمیاد چرا هر وقت هر کی خواست یه چیزی بگه خفش کردن مگه نجنگیدیم تا یه جامعه اسلامی داشته باشیم
جمهوری اسلامی یعنی این ؟ اینو میخواستن درست کنن که ماها فقط بریم جلویه گلوله تا این بشه اونایی که خونشونو دادن واسه این جامعه دادن ؟اینی که اینا ساختن
چقدر به لبنان عراق فلسطین افغانستان کمک کردنو میکنن ما اینجا کم بدبخت بیچاره داریم کم ادامایی داریم که شبو بی غذا میخوابن یعنی واقعا اونا از اینا خبر
ندارن یا دارنو نمیخوان چشاشونو وا کننو ببینن هان ؟ واسه باز سازیه فلان حرم تویه عراق کمک میکنن خدایی علی که از عدالیت میگفت و اینام از عدالته علی میگن عدالته علی اینه موندم اینا چیکار
میخوان بکنن اون دنیا حتما میگی تو اون دنیایه خودت مگه چه جوریه نمیگم من خیلی درستم اما حداقل ادعا هم نمیکنم
اره راست گفتی حرف واسه اونا ارزون تموم میشه اما ما اگه حرفی بزنیم واسمون بد تموم میشه
چرا صدامون در نمیاد اگه همه باهم متحد بشیم میتونیم نمیتونیم مگه همین ماها نبودیم که 8 سال جنگیدیم از پسه اونا بر اودیم از پسه اینا بر نمیایم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
"
من تا جایی که می تونم دارم داد می زنم. البته من با سه کلمه "جمهوری" ، "اسلامی" و "ایران" کاملا موافقم. و فکرم کنم که همه بچه های ایرانی حداقل با کلمه "جمهوری" و "ایران" موافق باشن. حتی اگه مسلمون نباشن. مسئله تو اجرای ضعیفه. و در مورد قسمت دوم حرفت در مورد کمک به فلسطین و غیره. این حرفی رو که الان می خوام بزنم ، تا حالا هیچ جا نزدم. هیچ دقت کردی هر جایی که جنگی باشه و پای امریکا (مستقیم یا غیر مستقیم) تو اون جنگ باشه ، ایران به طرف دوم جنگ کمک می کنه؟ این یه جور پیشگیریه. هر چقدر تو منطقه اغتشاش بیشتر باشه و امریکا سرش بیشتر به کشورای دیگه گرم باشه ، احتمال حمله ش به ایران کمتره. همه هم اینو می دونیم که اگه امریکا الان درگیر چن تا جنگ نبود ، به ایران حمله می کرد. در حقیقت دولت ما داره با کمک به فلسطین و افغانستان و لبنان و عراق و... از حمله امریکا به ایران جلوگیری می کنه. در حقیقت یه جور مشغولیت فکری برای امریکا بوجود اومده که ایران داره سعی می کنه تشدیدش کنه. البته درسته که یه عده آدم بیگناه اون وسط دارن کشته می شن و بودجه هنگفتی هم داره خرج این قضیه می شه ، ولی خوب ، همیشه آدم باید از بین "بد" و "بدتر" ، "بد" رو انتخاب کنه. و ضمنا اینم یادت باشه که هدف ، وسیله رو توجیح می کنه.
خ.ن.ب.د.ز 4 : مهشید خانم یه نظر دیگه م گذاشته. بخونیم با هم :"
[ در مورد ] من قهرم:
نمیدونم این جور دخترا هدفشون چیه اما واقعا خجالت نمیکشن ؟
اخه روشون میشه من که نمیتونم خودمو یه لحظه هم جایه اینا بزارم روم نمیشه البته از این پسرام کم نیستنا اونارم میگفتی بد نبود
"
در مورد این قسمت حرفت هم باید بگم که اگه "من قهرم" رو تا آخر می خوندی ، می دیدی که خودمم گفتم تعداد اینجور پسرا خیلی بیشتر از دختراس.
خ.ن.ب.د.ز 5 : و بالاخره می رسیم به "خ.ن.ب.د.ز" آخر که اصلا بخاطر این پی نوشت بود که آپ کردم. این پی نوشت مخصوص یه نفره. خودش متوجه می شه. اگه دلتون می خواد می تونین بخونینش ، ولی لطفا ازم نپرسین در مورد کیه که شرمنده تون می شم.
راستش خیلی وقت پیش نظرای خصوصی وبتو خوندم. هیچوقت نخواستم به روت بیارم که می دونم به دوست پسرت چه بدیهایی کردی. ولی الان که دیگه رابطه تون یه مدته تموم شده بهتره منم حرفامو بزنم.
اول معذرت می خوام که نظرات خصوصیتو خوندم. می دونم اشتباهه. مث بعضیام نیستم که اصلا به روی خودم نیارم. صد در صد کارم اشتباه بوده و مقصرم. ولی دوست پسرت ازم خواسته بود که حواسم بهت باشه. خودتم اینو می دونی. جلوی خودت ازم خواسته بود سایه به سایه ت برم و عملا جاسوسیت رو بکنم. جلوی روی خودت. پس شاید اسم این کار جاسوسی باشه ، ولی چون خودت می دونستی ، توجیه پذیره.
سیاوش خیلی پسر خوبیه نه؟ اسمشو اوردم که اگه هنوز شک داری با خودتم ، بری یه دوری تو نظرای خصوصی وبلاگت بزنی و مطمئن بشی که با توام. داشتم می گفتم. سیاوش پسر خوبیه مگه نه؟ یه پسر با معرفت که بهت گفته جنس پسر چقد کثیفه. واقعا چقد دریای معرفت. مگه فرشید( دوست پسر سابقتو می گم) جلوی روی خودم ازت نخواست که با هیچ پسری حتی مسیج بازی نکنی؟ پس چرا از سیاوش شماره شو خواستی؟ جالب اینه که شماره شو بهت نداد. خیلی با معرفته نه؟ حداقل بیشتر از تو به عشقش وفادار بود.
بجای شماره خودش ، شماره عشقشو بهت داد. خیلی با معرفته خدایی. نه؟
راستش فرشید تا همین دیروز نتونسته بود عشقتو از دلش بیرون کنه. حتی وقتی که بهش گفتی " رفتارای تو رو بعنوان یه شوهر خیلی قبول دارم ، ولی بعنوان دوست پسر نه!!!"
اون بنده خدا حق داشت ازت متنفر بشه به نظر من. ولی نشد.
حتی وقتی که بهش گفتم سیاوش چه نظرایی برات گذاشته ، چون ازش خواستم به روت نیاره ، هیچوقت هیچی بهت نگفت. می دونی چرا؟ بهش گفتم اگه بخوای بهش خیانت کنی ، الانم جلوتو بگیریم یه جای دیگه می کنی. اگرم بخوای وفادار باشی که خودت باید بذاری کنار این کارا رو. ولی تو هیچوقت نفهمیدی سکوت فرشید از حماقتش نیس.
ساده س که الکی بگی عاشق یکی هستی. نه؟
بیچاره فرشید. شاید چون من یه پسرم این حرفو می زنم ، ولی به نظرم وقتی قبول کردی که تلفنی صحبت کردن با پسرای دیگه و مسیج بازی باهاشون ، خیانت به فرشیده ، پس نظر همه این باشه که تو خائنی. یه خیانتکار.
راستش دیروز که با فرشید نظرای سیاوشو مرور می کردیم ، فرشید خیلی راحت گفت که کاملا ازت متنفر شده. بخاطر همین نظرات. همون دیروز ازت متنفر شد. باورت می شه؟ بار اول که خوندشون متنفر نشد ، حتی تا دیروز هنوزم دوستت داشت ، ولی دیروز که دوباره خوندشون ازت متنفر شد.
برای اون دیگه مهم نیس که چیکارا کردی. ولی یه چیز برای من مهمه. می خوام بدونم و دوست دارم اونقدر شهامت داشته باشی که یه بار تو زندگیت راستشو بگی.
این سیاوش کی بود که همه چیز رابطه تو با فرشید ، بهش گفته بودی؟
اگه فرشید منو قاطی رابطه تون کرد ، کاملا علنی و جلوی روی خودت بود. ولی تو چرا سیاوشو پنهانی وارد رابطه تون کردی؟ چرا شماره شو خواستی؟ چرا همه چیز رابطه تونو بهش گفتی؟ عشق جدیدت بود که ناکام موند؟
برات متاسفم.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
سین - جیم (قسمت سوم )
س : اون شصت هزار دستگاه تلویزیون ، بیست هزار تخته فرش ، پنجاه و دو حلقه لاستیک ، ده هزار حلقه رینگ ماشین ، هزار و صد سری کوپن و... که احتکار شده بود و کشف شد کجا رفت؟ لطفا این مطلب رو در وبلاگ خودتون چاپ کنین و ضمنا بگین کجا رفت؟(صیغه تاکید)
ج : چاپیدیم. البته ما چاپیدیم و دوستان چاپیدن(صیغه دائم)

س : چن ساله که مسئولان آموزش و پرورش مرتب تکرار می کنن که "دریافت وجه هنگام ثبت نام دانش آموزان اختیاری است". این چه جور اختیاریه که مدیر مدرسه هر چقد تیغش ببره می گیره؟ بهتر نیس یه باره اجباری می کردن که تکلیفمونو بفهمیم؟
ج : نخیر... اون وقت با اصل "تحصیلات رایگان" منافات پیدا می کرد. این بود که اختیاری کردن. منتها برای اینکه مدیرای مدارسم یه نقشی تو امور جاری داشته باشن ، اختیارشو دادن دست مدیرا.

س : مسئولای تلاشگر و غیور شهر ما ، در عرض یه شب هم میدون اصلی شهرو بازسازی کردن ، هم خیابونای اصلی شهرو آسفالت کردن ، هم پارکا و بلوارای شهرو گلکاری کردن و هم جدولای کنار خیابونو رنگ زدن. فرداش دیدیم یه مقام عالی رتبه کشوری به شهر ما اومد. شما بفرمائین برای تداوم اقدامات مسئولای شهر ، چیکار باید بکنیم؟
ج : دعا عزیزم... دعا. دعا کنین که بازم گذر مسئولای کشوری به شهرتون بیفته.

س : گاهی وقتا به نظر می رسه که جنابعالی پای خودتونو از گلیمتون درازتر می کنین. اسم این کار چیه؟
ج : خطای باصره. گلیم ما کوتاهه. ولی شما هم مث بعضیا فکر می کنین که پای ما درازه.

س : قاچاق فروشی تو شهر ما بیداد می کنه. یه تن ، یه تن ، حمل و نقل می شه. آقایون مسئولا اون بالا نشستن ، قانون تصویب می کنن ، ستاد تشکیل می دن. راستی اونا دارن حقوق چی رو می گیرن و در حقیقت تو این کشور چیکار می کنن؟
ج : قانون تصویب می کنن ، ستاد تشکیل می دن. البته بی انصافی نشه ، اخیرا شعارم می دن.

س : علت اینکه مسئولا مدام وعده می دن و از ساخته شدن خونه و کارخونه و جاده و بیمارستان و... حرف می زنن ولی عمل نمی کنن ، اینه که طبق تحقیقات بنده ، حرف ارزونتر و از آجر و آهن و ماشین آلات تموم می شه...
ج : حرف مسئولا رو نمی دونم ، ولی برای منکه حرف حساب می زنم ، همچین ارزون ارزونم تموم نمی شه.
********
خوب بریم سراغ عکس این سری...


من قهرم : به دو تا متن زیر دقت کنین. پیشاپیش بخاطر لحن بی ادبانه و کلمات زشت ، معذرت می خوام...

دوست دارید جونو دلتون روشن بشه
با این شماره تماس بگیرید حالشو ببرید
منیژه از تهران
70-----2-021
63-----0912

سلام به همه پسرای باحال
رزیتا هستم 19 ساله، خیلی س...سی عاشق ...یرهای کلفت
اگه اهل حال هستید شماره من :
05-----0936

اینا هر دو واقعی هستن. نمی گم از کجا گیرشون اوردم. کلمات رو هم خودم سانسور کردم. همینطور شماره تلفنها رو. می دونم پشت سر من حرف در میاد وقتی اینو ببینین ، ولی می ذارم. می دونم تعداد پسرایی که اینجور رفتارا رو دارن خیلی بیشتره ، ولی من دلم برای پسرا نمی سوزه. دلم برای دختر ظریف و نجیب ایرانی می سوزه که امثال این خانما(به معنای واقعی کلمه خانم!!!) اسمشونو خراب کردن. آماده شنیدن انتقادا هستم.

********
خ.ن.ب.د.ز 1 : متاسفانه باید بگم که وبلاگ مینا هک شد. فقط می تونم بگم متاسفم. کاش کار دیگه ای از دستم بر می اومد.
خ.ن.ب.د.ز2 : حورا خره داره ایز کامینگ بک می کنه به ایران. تاریخ دقیق حرکتش مشخص نیس. ولی اهمیتیم نداره. دیر و زود داره ، سوخت و سوز نداره. امیدوارم هر چه زودتر دیپورتش کنن.
خ.ن.ب.د.ز3 : ماه رمضونم تموم شد و عید فطر اومد. بهرحال برعکس نظر بقیه ، به نظرم آدم تو همه ماههای خدا می تونه گناهاشو پاک کنه. رمضون و محرم و صفر شاید بهتر از بقیه باشن پیش خدا ، ولی آدما همیشه پیش خدا همونن.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
سین - جیم (قسمت دوم)
س : مرتبا تو روزنامه ها می خونیم که فلان مقدار ماده مخدر قاچاق ، تو فلان استان کشف شده ؛ ولی بازم کلی ماده مخدر تو شهرای ایران هست و روزانه توزیع می شه. شما بفرما که : این ماده مخدر چطور وارد ایران می شه؟ چطور به شهرای مختلف قاچاق می شه؟ چطور به دست معتادای محترم می رسه؟ چطور با این همه بگیر بگیر ، بازم کلی مواد تو بازار هست؟ و چطور یه مقدار از این مواد کشف می شه و یه مقدارش به مقصد می رسه؟
ج : والا شما از ما همه جور راهنمایی خواستی ، جز اینکه مواد چطوری ساخته می شه. از مسئولای محترم مملکتی خواهش می کنم اسم قاچاقچیا رو اعلام کنن ، تا مردم به اینجانب ، شک نکنن.

س : پدر من ، روز ثبت نام برادرم تو مدرسه ، مبلغ پنجاه هزار تومن ، بابت ثبت نام تقدیم مدیر محترم مدرسه کردن. اما چن ماه بعد ، مدرسه از طریق برادرم نامه ای به شرح زیر تقدیم پدرم کرد:
"سلام علیکم!
جهت تامین کمبود دبیر و هزینه تعمیرات و خرید نیمکت و رنگ آمیزی کلاسها و... از شما برادر گرامی درخواست می شود در این امر خیر با اهداء مبلغی ما را یاری فرمائید.
در ضمن مبلغ ششصد هزار ریال بابت سهمیه شما منظور گردید.
حالا سوال من از شما اینه : اسم این کار چیه؟ اختیار یا اجبار؟
ج : امر خیر سهمیه ای با اهدای زورکی از طریق خودیاری اجباری به نحو داوطلبانه.

س : چن روز پیش توی روزنامه خوندم که پنج نفر از اعضای یه باند ، که هجده دستگاه ماشین "جوراب بافی" وارد کشور کرده بودن ، توسط ماموران "دایره تجسس پلیس" به دام افتادن.
حالا سوال من از شما اینه که جرم این افراد چی بوده؟
ج : برای مردم ، پاپوش درست می کردن.

س : سازمان بهزیستی کشور ، مدیر محترم بهزیستی مازندران رو با حفظ سمت ، به سرپرستی استان آذربایجان شرقی منصوب کرده. چطور؟
ج : اینکه نشد دلیل. شما وقتی می خوای همچین حرفی بزنی ، اول نقشه رو نگا کن عزیز من. من رفتم نقشه رو نگا کردم. فاصله مرکز این دو تا استان ، چهار انگشت بیشتر نبود. پس اعتراض تو هم وارد نیس.

س : مردم اگه خلاف کنن ، تعزیرات حکومتی می شن. ولی اگه حکومت خلاف کنه چی می شه؟
ج : تعزیرات مردمی. ولی من رفتم تحقیق کردم. فعلا فقط مردم خلاف می کنن.

" لطفا سی دی سوم را درون دستگاه بتپانید "

********
خوب بریم سراغ عکس این سری که بعدش برسیم به من قهرم...


من قهرم : نمی دونم شنیدین یا نه؟ قراره سه یا چهار صفر از واحد پولی ایران حذف بشه. سه صفر تقریبا قطعی شده. نمی دونم فایده این کار چیه. روی تورم که تاثیری نداره. روی ارزش بین المللی پول ایرانم که تاثیری نداره. یه مثال میزنم. بنده ماهی دویست و هفتاد و چهار هزار تومن حقوق دریافتیمه. فرض بگیریم که سه صفر از پول ایران حذف بشه. آخر ماه ، مسئول حسابداری ، یه دویست تومنی و یه صد تومنی بهم می ده و می گه : اینم حقوقت. باقیشم واسه خودت ، برو عشقتو بکن. از شوخی گذشته واقعا اگه کسی دلیل موجهی برای این کار پیدا کرده ، اعلام کنه. البته یه دلیلش رو خودمم می دونم : انرژی هسته ای ، حق مسلم ماست...
********
خ.ن.ب.د.ز1 : اتاق کنفرانس و چت روم اختصاصی نمکپاش با آدرس زیر افتتاح شد.
http://is-namakpaash.cbox.ws ضمنا برای دسترسی به این لینک ، می تونین توی پیوندای وبلاگ ، روی اولین لینک با عنوان "چت روم و اتاق کنفرانس اختصاصی نمکپاش" کلیک کنید. امیدوارم که ازش استفاده مفید بشه و بین دوستان پا بگیره.
خ.ن.ب.د.ز2 : دلم برای پیشی کوچولو تنگ شده.
خ.ن.ب.د.ز3 : ریرای عزیز بازم لطف کرده و نظری واسه من گذاشته. یه قسمت از نظرش رو با هم می خونیم و بعدش می ریم سراغ جواب من"
...امر به معروف و نهی از منکر خوبه......به شرطی که آمران معروف و ناهییان منکر خود منزه باشند
یکم بیشتر تو ضیح بدم؟
مثل این میمونه که من به تو در حالی بگم آبیر به نا محرم نگاه نکن که نگاه خودم گره خورده یک زیبا روی نا محرم باشه.......... ". البته این تمام نظرش نیس. این قسمتی از نظرشه که من می خوام در موردش صحبت کنم.
خ.ن.ب.د.ز4: ریرا جان ، می خوام جواب حرفت رو بدم. فکر می کنم من نتونستم منظورمو خوب برسونم. ببین ریرا جان ، خوب همیشه خوبه ، بدم همیشه بده. من اگر فرضا "مال مردم خور" باشم ، نمی تونم بگم این کار خوبیه. بهرحال بده. یه مثال دیگه. یه فاحشه می دونه کارش بده ، ولی اون کارو انجام می ده. چون گشنه س. چون بچه ش گرسنه س. سعیم می کنه که دخترش مث خودش نشه. به این می گن "واقعیت غیرمنطقی". چیزی که منطقی نیس ولی وجود داره. حقیقته. حکایت سیگار کشیدنم همینه. من شایدم دندونم خراب باشه و بخاطر اینکه دردش ساکت بشه سیگار بکشم ، ولی در هرحال نمی تونم بگم سیگار کشیدن کار بدی نیس. بهرحال کار بدیه. امیدوارم تونسته باشم منظورمه برسونم.
خ.ن.ب.د.ز5 : حورا؟ خره؟ ور آر یو؟ یونیور سیتی ایز کلوز آ(بر وزن منتظرم آ). کام بک تو نت بابا.
خ.ن.ب.د.ز6 : هدیه ویژه نمکپاش به دوستان در لیالی قدر. هر شب یک دعا. از پرشین موبایل داونلود کنید.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com