تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
هرز اف

حتما تا حالا توی اینترنت با عبارت "هرز نامه" برخورد کردین. هرز نامه به ایمیلهایی می گن که به صورت ناخواسته برای افراد ارسال می شه. مث ایمیلای تبلیغاتی. لابد اینم می دونین که توی کشورای اروپایی و امریکایی ارسال هرز نامه ممنوعه و جرم محسوب می شه. ولی تو ایران افرادی هستن که ایمیل افراد فارسی زبان رو جمع می کنن و به صورت مجموعه به کسایی که می خوان کالای خودشون رو تبلیغ کنن می فروشن. و قطعا اینم می دونین که هرز نامه ها بیشتر از 90% بار ترافیکی رو به خودشون اختصاص دادن. وقتی همه اینا رو می دونین پس من چی بگم؟
ولی احتمالا تا حالا با اصطلاح "هرز اف" مواجه نشدین. چون خودم ساختمش. هرز اف به افایی می گن که حاوی مقادیری چرت و پرته. که شکر خدا ایرانیا این روزا تو چرت و پرت گویی استاد شدن. حالا می خوام چن نمونه از هرز اف های ساخت نمکپاش رو براتون بذارم.

1. دختری هستم نود ساله. تمام پزشکان از ازدواج کردن من قطع امید کرده بودن. تا اینکه یه شب تو خواب "بی نظیر بوتو" رو دیدم که پاهاشو تا آخر توی حلقم فرو کرد(بخاطر احترام به نظر انوشه و چلمن این قسمت عوض شد). فرداش برام خواستگار اومد. یه شب بعد از ازدواج دوباره بی نظیر بوتو رو دیدم که به خوابم اومد و ازم خواست که این قضیه رو برای نه نفر بفرستم. برای چند نفر فرستادم. یه دختر بهش بی توجهی کرد و ریش در اورد. یه تاجر بهش توجه کرد و پسردار شد؛ ولی چون اونو برای نه نفر ارسال نکرد خودشم حامله شد. یه زن بهش خندید و وقتی خواب بود، پای شوهرش رفت رو شکم بچه ش و بچه ش مرد. خواهش می کنم بهش بی توجهی نکن. التماس می کنم. ترو خدا. ترو امام حسین. تا آخر عمر مدیونی اگه بی توجهی کنی. به جون مادر کنه های گربه سر کوچه تون بی توجهی نکن.

2. این افو با دقت بخون. یه مدت پیش یه پسری رفت سینما و وقتی خواست روی صندلی بشینه، زیر خودش احساس ناراحتی کرد. کم کم این ناراحتی احساس خودش رو به خیسی داد. وقتی دست کشید پشت خودش؛ دید دستش خیس شده. فندکش رو از جیبش در اورد و روشن کرد. ولی تا خواست به دستش نگاه کنه؛ کنترلچی ازش خواست که فندک رو خاموش کنه و اگه می خواد سیگار بکشه بره بیرون. خواست به کنترلچی بگه که نمی خواد سیگار بکشه. ولی بغل دستیاش بهش اعتراض کردن که سرو صداش نمی ذاره فیلم نگاه کنن. بلند شد و رفت بیرون و دستش رو نگاه کرد. دید دستش خونیه. دوباره برگشت و رو صندلی دست کشید. این دفه دستش زخمی شد. آخ گفت و سریع دستشو کشید. برای بار سوم دست گذاشت و بالاخره یه کاغذ اومد تو دستش. تو همین موقه فیلم تموم شد و چراغا روشن شد. دید روی صندلی کلی سوزن گذاشتن و یه کاغذم رو صندلیه. کاغذه رو باز کرد و دید نوشته: به جمع ما خوش اومدی. "انجمن کسایی که نتونستن فیلم رو کامل ببینن". اینو برای همه ارسال کن که وقتی می رن سینما حواسشون باشه.

3. دختری هستم دو و نیم ساله. مامان گل و خوشگل و ماه هفتاد و نه ساله م تو آی سی یو داره رو تخت بال بال می زنه. پرستارا بهش نمی رسن و دکترا توجهی بهش نمی کنن. ترو خدا واسه ش دعا کنید که اینقد بال بال نزنه و پرواز کردنو یاد بگیره.

********

خوب بریم سراغ عکس...

من قهرم: این عکسه رو خیلی وقته دارم. البته گذاشتنش فرقی توی اصل مطلب نداره. شاید فقط باسن کمتری روش فشار بیاره. اون سنگ، پایه یکی از ستونهای تخت جمشیده. تخت جمشید چند هزار ساله. آقایون ورداشتن کشون کشون با اهن و تلپ اوردنش در نماز خونه خواهران که خواهران عزیز وقتی می خوان کفش پاشنه دارشون رو در بیارن، نابدترشون رو روی این ستون (که عمرش از عمر سلسله شونم بیشتره) بذارن. می خوام پاره بشه اون باسنی که روی پایه ستون تخت جمشید لم بده. به کمرش بزنه نمازی که اینجوری آماده بشن واسه خوندنش. متاسفم برای مملکتی که اینجوری ریشه هاش رو نثار باسن افراد می کنه. و شاید لیاقت کسی که این کارو کرده، همون باسن باشه و نه بیشتر...

********

خ.ن.ب.د.ز1: حتما حتما تو نظر سنجی شرکت کنید. دلیلش رو بعدا می گم. حتما شرکت کنید آ. مرسی.

خ.ن.ب.د.ز2: این قالبه رو عجالتا همینجوری واسه رفع کوتی گذاشتم. راستش اصلا حال و حوصله کار کردن رو قالب رو ندارم.

خ.ن.ب.د.ز3: تمام دوستانی که باهام تبادل لینک یا لوگو داشتن لطفا بهم بگن تا دوباره لینک و لوگوشونو بذارم توی نمکپاش. مرسی.

خ.ن.ب.د.ز4: پس اگر نذری داری و می خوای گوسفندی در خانه خدا قربانی کنی، و همان لحظه بیادت آید که دوستت از تو رنجیده است، گوسفند را همانجا نزد قربانگاه رها کن و اول برو و از دوستت عذرخواهی نما و با او آشتی کن؛ آنگاه بیا و نذرت را به خدا تقدیم کن.
انجیل لوقا. موعظه سرکوه. آیات 23 و 24

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
مشکلات فوتبال ایران

مشکلات فوتبال ایران
همونطور که خودتون شاهد هستین، رحمت و نعمت از در و دیوار فوتبال کشورمون میباره. مساوی با تایلند، مساوی با کره تو آزادی، کم شدن تماشاچیا، حضور تماشاگر مونث خارجی و ممنوعیت حضور تماشاگران مونث ایرانی، شعارهای توهین آمیز و جدیدا شعارهای نژاد پرستانه. گفتیم ما که انگشت تو هر سوراخی کردیم، یه انگشتیم به سوراخ فوتبال کشورمون برسونیم. از نظر شما که ایرادی نداره؟ داره؟...
اولین مشکل در مورد باخت های پی در پی تیم ملی فوتبالمون بود. در مورد این موضوع با سرمربی برکنار شده تیم ملی "علی دایی" صحبت کردم. البته بهم اجازه نداد صداشو ضبط کنم ولی هر چی یادمه نوشتم. این شما و این توضیحات علی دایی
من به باخت های پی در پی تیم ملی خیلی مشکوک بودم. من این همه زحمت می کشیدم و بازی حریف رو آنالیز می کردم و از خواب و خوراکم می زدم و وقت می ذاشتم و نقشه می ریختم و تیم رو به بهترین شکل ارنج می کردم، اونوقت نتیجه نمی گرفتیم. بخاطر همین بعد از تساوی مقابل کره جنوبی، شبونه به سمت اردبیل رفتم و خدمت آقای اردبیلی رسیدم.
ایشون سید بزرگواری هستن که از علوم خفیه اطلاع دارن. وقتی که نوبت به من رسید، ایشون نگاهی به من کرد و گفت: تو کارت مشکل می بینم آرکاداش
جلو رفتم و دست ایشون رو بوسیدم و مشکلم رو توضیح دادم.
آقای اردبیلی دو تا مهره(البته منظور آقای دایی طاس بود) روی اسطرلاب انداختن و بعد از نگاه کردن به صفحه ش گفتن: تیم شما طلسم شده. البته این طلسم خیلی ساده س. ولی بخاطر اینکه دو تا از بازیکنایی که توی ترکیب تیمت بودن، جنب بودن و بدون غسل وارد زمین شدن، این طلسم عمل کرده. من بهت یه دعا می دم. این دعا رو با یه تیکه آهن توی آب می ندازی و می جوشونی. وقتی خوب جوشید، آبش رو با پیشاب یه پسر نابالغ قاطی می کنی و به خورد تمام بازیکنات می دی و دعا و آهن رو برمی داری و نصفه شب می ری قبرستون و آهن رو زیر یه درخت، خاک می کنی و دعا رو بالاش آتیش می زنی. جوری که خاکسترش بریزه روی همون نقطه ای که آهن رو چال کردی. و من این کار رو انجام دادم. ضمنا با آقای اردبیلی تا پایان مسابقات جام جهانی قرارداد امضا کردم تا در کنار تیم ملی باشن. بخاطر همینه که هنوز با اطمینان می گم: ما می ریم جام جهانی

********

خوب بریم سراغ عکس...



من قهرم: فدراسیون فوتبال تصمیم می گیره یه سرمربی برای تیم ملی مشخص کنه. یه لیست پنج نفره رو اعلام می کنه: مایلی کهن، جلالی، قطبی، قلعه نویی، پیروانی(امیدوارم اسامی رو اشتباه نگفته باشم). بعد علی دایی میاد و با برنامه نود یه مصاحبه تند و تیز تلفنی انجام می ده و فرداش بعنوان سرمربی تیم ملی انتخاب می شه. در حقیقت از نظر من انتخاب علی دایی برای سرمربی گری تیم ملی، فقط برای بسته شدن دهن دایی بود و بس. فقط می خواستن روی علی دایی کم بشه. که البته موفق شدن. ولی کسایی که این وسط ضرر کردن بازیکنای سوخته تیم ملی بودن و مردم دلسوخته ایران...

********

خ.ن.ب.د.ز1: این مطلب رو قبل از بازی ایران و عربستان نوشته بودم.

خ.ن.ب.د.ز2: قالب قبلی مشکل پیدا کرده بود و اجرا نمی شد. تو فکر روبراه کردن یه قالب جدید هستم ولی وقت ندارم فعلا. حالا با همین بسازین تا چن روز آینده خدا بزرگه.

خ.ن.ب.د.ز3: قلی جان هر جور راحتی. می خوای عمومی بگو، می خوای خصوصی بگو. فقط کاری نکنی مارو ببندن آ. می گم یادت نره قول دادی هر دفه میای اینجا نظر می ذاری لینکتم بنویسی. مرسی.

خ.ن.ب.د.ز4: دوستان در مورد اون وبلاگ نویسی که توی زندان کشته شده اطلاعات خواستن. اطلاعاتی که به دست ما رسیده حاکی از اینه که یه نفر به اسم "امیدرضا میرصیافی" که وبلاگ نویس هم بوده توی زندان کشته شده. ولی در مورد اینکه بخاطر مطالب وبلاگش کشته شده یا نه؛ یا اینکه اصلا بخاطر وبلاگش زندانی شده هیچ اطلاعی در دست نیست. یعنی فقط می دونیم یه نفر تو زندان کشته شده که قبلا وبلاگ نویسی می کرده. یه لینک با توضیحات بیشتر رو هم می ذارم که اگه خواستین مطالعه کنین:
حقوق بشر در مانیفست علی(ع) و برخی از مقامات جمهوری اسلامی!
؟

خ.ن.ب.د.ز5: همین دیگه. آها. راستی ظاهرا خاتمی جدی جدی کنار کشیده. حالا ببینیم چی می شه. البته نظر شخصی من اینه که خاتمی میاد جلو و میرحسین موسوی به نفع خاتمی می کشه عقب.

خ.ن.ب.د.ز6: هنگامی که کشتی در بندر است، جایش امن است، ولی کشتی ها را برای اینکار نساخته اند. "سفر زیارتی: پائولو کوئیلو"

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
عید اومده هموطن

عید اومده هموطن
عیدت مبارک خفن
لباس نو نداریم
پول از کجا بیاریم؟
سفره عید با دو "سین"
سوسک و سوراخ زمین
خونه شده یک اتاق
حموم، دستشویی، اجاق
زیر زمینه خونه مون
مستاجریم همه مون
اینجا دینش اسلامه
چیز حاج آقا لامه
بخواد سرم بچرخه
فرو می ره تا دسته
تکون اگه بخوریم
کافریم، "حد" می خوریم
فساد، فحشا، حقارت
دلیل کفر ملت
بیچارگی، بدبختی
ملت چقد سرسختی؟
دینو ببین چه خوبه
رئیس جمهور محبوبه
دولت عزیز همه س
ناپدری همه س
صادرات رفته بالا
دختر، قالی، نفت، خرما
روابط گشته عالی
با مالی و سومالی
از شوخی که بگذریم
حقیقت، با ترس و بیم
می خوام بگم؛ آماده؟
ایران خراب آباده
گفته پیامبر ما
خاتم من الانبیا:
"کشور با کفر می مونه
با ظلم می شه ویرونه"
این شما و این ایران
کهنه سرای شیران
رستم، سهراب، کمانگیر
کوروش، داریوش، جهانگیر
طناب عدل ایران
پاینده نوشینروان*
خالی شده این سرا
از خسرو، از سورنا
ایران شده یک گربه
ببر قدیمی مرده
عید هشتاد و هشته
نهم گروی هشته

نوشینروان: نام دیگر انوشیروان ملقب به انوشیروان عادل

********

خوب بریم سراغ عکس...

من قهرم: پنجم اسفند ماه بود که رئیس جمهور به طور ناگهانی به یکی از خوابگاه های دخترای دانشجوی تهران سر زد. تا ساعت سه و نیم شب هم با دخترای دانشجو گپ می زد. توی تموم سوالای دانشجوها فقط یه سوال برای من جالب بود. فقط یه دختر دانشجو جرات این رو داشت که بپرسه: آقای رئیس جمهور؛ این چهار سال کجا بودین؟ چرا الان که نزدیک انتخاباته اومدین دیدن ما؟. جواب احمدی نژاد رو می تونین هر چیزی فرض کنین. چندان مهم نیس. چون همون جوابی رو داد که همه رئیس جمهورا و مسئولای دیگه، موقه انتخابات استفاده می کنن.

********

خ.ن.ب.د.ز1: قلی پرسیده قضیه این "خ.ن.ب.د.ز" چیه. عرض کنم که این حروف مخفف این جمله س: خودتو نچسبون برو دنبال زندگیت.

خ.ن.ب.د.ز2: وقتی که سگی هار به آدمی حمله میبرد، آن عاملی که سبب دور شدن سگ و در امان ماندن شخص می شود، چماق است نه دعا.

خ.ن.ب.د.ز2: نوروز رسیده. نوروز شش هزار ساله. با هر دین و مذهبی، ایرانی نوروزت مبارکباد.

 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com