تبليغاتX
ایالت ایرانی نمکپاش
درباره وبلاگ
خنده بر هر درد بی درمان دواست...آره...می گم تا بخندی...به امید روزی که با پی بردن به واقعیت تلخ پشت طنز با هم گریه کنیم
وبلاگای قبلیم
نمایندگان مجاز نمکپاش
چه می کنه این نمکی
لوگو نمکی

ایالت ایرانی نمکپاش

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
تاریخچه بشریت

می گن یه شهری بود که به شهر دزدا معروف بود. توی شهر دزدا همه دزد بودن. همه مردای شهر، شب به شب، راه می افتادن و می رفتن خونه همشهریایشون دزدی. مرد این خونه می رفت خونه اون یکی و با اطمینان از اینکه صاحبخونه خودشم رفته دزدی و خونه نیست، یه چیز واسه دزدی پیدا می کرد و رفت دنبال زندگیش. بخاطر همینم همیشه زندگی روال طبیعی خودش رو داشت و همه توی یه سطح مالی بودن. چون هر کسی از دومی یه چیزی می دزدید وضع مالی هیچکس بهتر یا بدتر نمی شد.
تا اینکه یه روز یه آدم خوب اومد و توی اون شهر یه خونه گرفت و زندگیش رو شروع کرد. شب اول یکی از دزدا رفت خونه این مرد، ولی چون مرد رو توی خونه دید، نتونست ازش چیزی بدزده و دست خالی برگشت.
روال طبیعی شهر بهم خورده بود. دیگه همیشه دست یه دزد خالی بود. همیشه خونواده یکی از مردم شهر گرسنه می موندن. اون مرد باعث این قضیه شده بود. یه روز همه مردم شهر جمع شدن و رفتن در خونه اون مرد. بهش گفتن یا باید از این شهر بره یا بر طبق روال شهر زندگی کنه. مرد قبول نکرد که دزدی کنه، ولی قبول کرد که هر شب از خونه بره بیرون.
از اون به بعد اون مرد هر شب یه فانوس برمی داشت و می رفت پیش چشمه می نشست و نزدیک صب برمی گشت خونه و می دید یکی از وسایلش گم شده.
ولی بازم زندگی مردم شهر به روال عادی خودش برنگشت. از اون به بعد همه دزدا یه چیزی واسه دزدی داشتن، ولی همیشه خونه یکی از دزدا دست نخورده باقی می موند.
چون اون آدم خوب دزدی نمی کرد و فقط ازش دزدیده می شد، کم کم دچار فقر شد. و بعد از یه مدت از بیچارگی مرد.
ولی تاثیری که روی اون شهر داشت تا همیشه موند. دزدایی که اون آدم خوب باید طبق روال شهر ازشون دزدی می کرد، چون مالشون دست نخورده مونده بود، وضعشون خوب شد. اونا دیگه خودشون نرفتن دزدی. بلکه دزدای دیگه رو استخدام کردن که براشون دزدی کنن. یه عده از دزدا رو هم استخدام کردن که مواظب خونه و زندگیشون باشن که ازشون دزدی نشه. اینجوری شد که دیگه دزدای معمولی نمی تونستن از خونه پولدارا دزدی کنن. و اینجوری شد که پولدارا هر روز پولدارتر شدن و چون خودشون دزدی نمی کردن و چن تا دزد رو استخدام کرده بودن که براشون دزدی کنن، وجهه خوب گرفتن و دزدای بیچاره با اینکه دستشون به جایی نمی رسید، یا دست خالی می موندن یا از دزدایی که نگهبان مال و اموال پولدارا بودن کتک می خوردن.
و اما اسم اون آدم خوب برای همیشه بین مردم موند. دزدای معمولی اون آدم خوب رو باعث این وضع می دونستن و همیشه و هر وقت به اون آدم خوب لعنت می فرستادن. و پولدارا واسه خوب نشون دادن خودشون همیشه می گفتن که از اون آدم خوب یاد گرفتن که دزدی کار بدیه...

********
خوب بریم سراغ عکس این سری...

 


من قهرم: اصولا ما ایرانیا مردمی بودیم که همیشه به حواشی یه قضیه بیشتر از اصل توجه می کردیم. توی "من قهرم" پیش، سعی کردم که از دوستان بخوام از حواشی دوری کنن. ندا رو نه تبدیل به درفش کاویانی کنن و نه لجنمالش کنن. ولی با کمال مسرت و خجستگی!!! متوجه شدم دوستان کاملا به حرف من تیپا زدن. در هر حال همیشه هر انتخاباتی توی ایران رو با یه رستوران بین راهی مقایسه می کنم که فقط چند نوع غذای محدود توی لیستش داره و هیچ نوع غذایی که کاملا باب طبعم باشه سرو نمی کنه. بهرحال باید یکی از اون غذاها رو بخورم. خوردن اون غذا باعث لذتم نمی شه، فقط باعث می شه گرسنه نمونم. از همه این مسائل گذشته بهرحال محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شده و من امیدوارم که ایشون ضمن ادامه دادن طرحها و فعالیتهای مثبتشون، اشتباهات و اعمال غلط گذشته رو تکرار نکنن. گرچه به تجربه فهمیدم که امید به اصلاح یه رئیس جمهور، در حد اینه که از توی لپ لپ، انگشتر برلیان در بیاد.
********
خ.ن.ب.د.ز1: دوست عزیزم علامت سوال(؟). ممنون از اینکه نظرت رو رک گفتی. و البته یکم بیشتر از رک!. ولی بازم خوشحالم که می بینم بدون هیچ فحشی نظرت رو گفتی. و بیشتر خوشحال شدم که دیدم راحت انتقاد کردی.
اصولا روال کار همیشگی این وبلاگ همینجور بوده. بگذریم. گفته بودی کم کم چیزای توی مخم رو دارم بروز می دم. مگه چیزیم هس که یه دفه بروز داده بشه؟ منم اگه قرار بود بار اولی که مطلب نوشتم همه محتویات مغزم رو بروز بدم که الان بعد از پنج سال چیزی برای گفتن نداشتم.
دوست عزیزم از دو حالت خارج نیست. تو یا منو نمی شناسی و جدیدا خواننده نمکپاش شدی یا اینکه داری مغلطه می کنی. همه خوب می دونن که من با کسی خرده حساب ندارم. با شهامت میام و نظرم رو می گم. توی مطلبم هم انتقاد از سیاست های "محمود احمدی نژاد" رو می بینی. نمی دونم چه اصراری داری که بگی من طرفدار احمدی نژادم. البته اگر مشکلی داری که با گفتن این حرف توسط من حل می شه، بخاطر حل مشکل تو اینو می گم. ولی در هر حال من حتی اگر طرفدار نظام شاهنشاهی هم باشم، باید برداشت بی طرفانه ای از مطالب داشته باشم و اگر اینکار رو نکنم حق خواننده م رو ضایع کردم.
در مورد قسمتی که در مورد بسیجیا نوشتم بازم به ابزار مغلطه دست بردی. من گفتم "...من می فهمم که چرا مردمی که با هم اختلاف عقیده دارن(توی بحث ما یعنی مردم عادی و بسییجیا) با همدیگه درگیر می شن، ولی نمی فهمم که چرا باید از همدیگه متنفر باشن...". مگه همه بسیجیا روی مردم باطوم و تفنگ کشیدن؟ اونجا رو نمی دونم ولی اینجا خیلی از بسیجیا بودن که توی این قضایا حتی برای یکبار انگشتشون به باطوم نخورد. منظور من از این حرف این بود که چرا باید همه بسیجیا رو به چوب یه عده آدم بی صفت(لغت حیوون صفت ظلم به حیوانات محسوب می شه از نظر من) برونیم؟
ضمنا حیوون از دیدن کشته شدن یه آدم غریبه گریه نمی کنه. تنها مواردی که از گریه حیوانات برای انسانها گزارش شده، مواردیه که اسب و سگ برای صاحبشون گریه کردن. مثلا اسب اسکندر مقدونی موقه مرگ اسکندر.
نه. اعدام نه. اعدام خیلی احمقانه و کوته فکرانه س. بازم مغلطه کردی. اولا اگر دوست یا آشنایی داری که زمان انقلاب دنبال جریانات سیاسی بوده، در مورد قضیه کشمیری و میرحسین موسوی بپرس. من بخاطر یه سری مصالح(جمع مصلحت- با ابزار ساختن خونه اشتباه گرفته نشه) نمی تونم این قضیه رو توی وبلاگ بگم. ضمنا وقتی می گم اشتباه بزرگی کردن به این معنیه: میرحسین موسوی می خواست توی این نظام رئیس جمهور بشه. وقتی ثابت کرد که با نظام مخالفه پس دیگه هیچ راهی برای رئیس جمهور شدنش باقی نمونده. تاوان حرکتش اینه.
ضمنا محسن رضایی توی یه جمع خصوصی اعلام کرده بود که وزارت کشور هیچگونه همکاری نکرد و حاضر به بازشماری آرا نشد. بخاطر همین شکایتم رو پس گرفتم. البته راست یا دروغ این حرف بهم ثابت نشده، بخاطر همین نمی خواستم توی نمکپاش بگم. که تو مجبورم کردی.
اگرم گفتم رضایی زرنگتر بود چون یکی به نعل می زد و یکی به میخ. یعنی به عبارتی مزورانه و با سیاست کثیف ولی زیرکانه کار کرد. در مورد مردونگی موسوی و کروبی هم نظری ندارم چون امتحانشون نکردم!.
در مورد اینکه تو می گی کوروش و داریوش آدم دروغگو رو دوست ندارن هم نظری ندارم. چون اینم امتحان نکردم!.
ضمنا من دنبال چیزای حاشیه ای نگشتم. اتفاقا انتقاد کردم از این کار. وقتی گفتم یه عده ندا رو تبدیل کردن به درفش کاویانی و یه عده یه دستمایه پیدا کردن برای لجنمال کردن یه دختر، منظورم همین مسائل حاشیه ای بود. حالا من به تو بعنوان یه برادر کوچکتر یه پیشنهاد دارم: هیچوقت جوگیر نشو.
خ.ن.ب.د.ز2: در جواب چلمن و حاج خانم و سه نقطه(...) هم باید بگم که جواب حرف شما رو هم دادم. اگه جواب "علامت سوال" رو بخونین متوجه جوابم می شین.
خ.ن.ب.د.ز3: نسیم گفته : "
آخر من نفهمیدم تو کدوم وری هستی؟"
در جواب نسیم باید بگم که من بی طرفم. حرف حق رو می زنم، می خواد به نفع یا به ضرر هر کدوم از طرفین باشه. اصولا وقتی که دارم مطلب می نویسم وظیفه م ایجاب می کنه که بی طرفانه قضایا رو به نقد بکشم.

خ.ن.ب.د.ز4: چند نقطه(.........) توی یه قسمت از نظرش گفته: "
...رضایی هم گفت در بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است..."
راستش من متوجه نمی شم. وقتی می گی هفتاد تا هشتاد درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک نوشته شده، یعنی یه نفر با یه خودکار چیزی حدود بیست میلیون رای نوشته؟ اونم در عرض نهایتا یک شب؟ اگه آقای رضایی این حرف رو زده شاید منظورش شعبده بازی بوده. یه چیزی تو مایه های خرگوش از توی کلاه در اوردن...

خ.ن.ب.د.ز5: آقا مهدی گفتن :"...میخواستم بگم خوشا به غیرت تهرانی ها . اگه شهرستانی ها(غیر تهرانی ها) بهشون برنمیخوره باید بگم اگه کم کاریشون نبود کل نیروهای کشور رو نمیریختن توی تهران که برای هر ادمی که توی خیابون هست یه گاردی باشه . توی این جریانات اخیر باید بگیم خوشا به غیرتشون . کاشکی غیرتهرانی ها ، تهرانی ها رو تنها نمیذاشتن ..."
محض اطلاع شما دوست عزیز باید عرض کنم که آخرین روز تظاهرات که فقط دو سه هزار نفر توی تهران سروصدا کردن، یه جوون آبادانی با صدای امریکا تماس گرفت و گفت که از آبادان برای همراهی با مردم به تهران اومده. و از مردم تهران گله داشت که کجا رفتن و چرا اونا رو تنها گذاشتن. ضمنا صرف اینکه شما مخالف احمدی نژاد هستین، دلیل بر مخالفت بقیه مردم نیست. شاید اون شهرستانایی که شما دیدی کسی نریخته توی خیابون، طرفدار احمدی نژاد بودن.
خ.ن.ب.د.ز6: از تمامی طرفدارا و مخالفای کاندیداها می خوام که در مورد طرفدارای گروه مقابل پوشش مناسب رو به کلامشون بدن و از توهین به طرفدارای طرف مقابل پرهیز کنن. اینجا یه مکان عمومیه. مرسی.
خ.ن.ب.د.ز7: می گن سرنخ"تظاهرات/اغتشاشات" اخیر به ده نفر از افراد سفارت انگلیس رسیده که پنج نفرشون رو بازداشت کردن. البته از صحت و سقم این قضیه اطلاعی ندارم.
خ.ن.ب.د.ز8: برای خوندن شرح خبرهای زیر روی عنوان خبر کلیک کنید:
 
دستگيري باند اغتشاشگران با لباس پليس و بسيج
به نام كروبي مي‌خواستند در مراسم موسوي بمب گذاري كنند
رييس‌جمهور به دنبال عاملان قتل ندا( در مورد تحویل بدن بی جان ندا به خونواده ش شنیده م که با شرط عدم برگزاری مراسم و دفن بی سر و صدای ندا، کالبدش رو تحویل خونواده ش دادن. حتی گفته شده با مسجدی که قرار بوده مراسم ندا توش برگزار بشه تماس گرفته شده و ازشون خواسته شده که این مراسم رو لغو کنن. البته در مورد این خبر هم مطمئن نیستم.)
شورای نگهبان صحت انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد (که البته کاملا قابل پیش بینی بود)
نقش انگلیس در اغتشاش های اخیر و علل بازداشت کارمندان سفارت انگلیس
و بالاخره افشاگری اژه ای درباره ناامنی ها (محسنی اژه ای رئیس سازمان اطلاعاته)
خ.ن.ب.د.ز9: نسیم جان، من لینکت رو ندارم. تا وقتیم لینکتو نذاری یعنی...
خ.ن.ب.د.ز10: ویشمستر جان بابت شعره ممنون.
خ.ن.ب.د.ز11: پیشی کوچولو توی یه قسمت از نظرش گفته بود: "...
گفتم که ! فقط بلدید جبهه گیری کنید ! من چشمامو نبستم ! شما فقط اون تیکه حرفام رو که به نفعتون نبود رو خوندید !!! ..." راستش فکر می کنم حرفش در مورد بعضی از دوستان صدق کنه. مثلا در مورد  دوستی که با نام همون چند تا نقطه نظر می ذاره. این دوست عزیزم لینکایی که گذاشتم رو دید، ولی حرفایی که جلوی همون لینک توی پرانتز نوشتم رو ندیده.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
مصاحبه

دوستان عزیزم. متاسفانه آیدی من با مشکل

مواجه شده. از شما خواهش می کنم در

صورت تمایل آیدی جدید منو

(namak.paash) اد کنید و

به دوستان مشترک هم اطلاع بدید.مرسی.

- آقا سلام علیکم. یه لحظه تشریف بیارین.
- آقا بخدا من کاری نکردم. اصلام جزو این خس و خاشاکا نیستم که میان تو خیابون و اغتشاش و آشوب ایجاد می کنن و شعار می دن و خودشونو جای مردم دولت دوست ایران جا می زنن.
- شعار...؟
- آقا باور کنین بخدا من جزو اینایی که از خونه می زنن بیرون و روی دیوارا شعار می نویسن هم نیستم. اینام یه مشت خس و خاشاکن.
- از خونه می زنن بیرون؟ نه من فقط می خواستم چن تا سوال...
- آقا باور کنید من فقط از خونه زدم بیرون تا برای خونه خرید کنم. می بینید که با خانمم هم اومدم.
- خانمتون...
- بله آقا بخدا خانممه. اینم حلقه هامون. به جون شما نباشه به مرگ شما خانمه. تاریخ عروسی جفتمونم پنج اردیبهشت هفت سال پیشه. اسم مادر زنمم رقیه س.
- آره. ولی من می خواستم در مورد تجمعات این چن روزه ازتون...
- آقا بخدا من اهل تجمع و اجتماع و جماع نیستم. نه تا حالا با اسپری رنگ کار کردم و نه کلیشه دستم گرفتم. اصلام بلد نیستم با شابلون چیزی بنویسم. به جون شما تا حالا اصلا یه بارم مشتم رو نبردم هوا.
- یه بارم مشتتو نبردی هوا؟
- نه آقا غلط کردم. منظورم این بود که بر علیه نظام با این خس و خاشاکا همراه نشدم. من راه پیمایی و نماز جمعه م تا حالا قضا نشده. به جون شما هر جمعه می رم نماز جمعه و تا وقتی صدام بگیره فحش خواهر-مادر می دم به هر چی امریکایی و انگلیسی و اسرائیلی و فرانسوی و آلمانی و دانمارکی و مصری و بلژیکی و کاناداییه.
- فحش خواهر مادر؟
- نه آقا منظورم فحش خواهر مادر نبود دقیقا. قسمتای بی ادبانه ش رو تو دلم می گم من. آخه خوب نیس خواهرامون تو جامعه اسلامی این کلماتو بشنون. بخاطر همینم هس که من کاملا با دولت موافقم که می گه نباید خانما بیان توی ورزشگاه.
- ورزشگاه؟
- آقا یه دفه خدای نکرده فک نکنین من جزو این خس و خاشاکام که تو ورزشگاه فحش می دن و بعد از بازی چراغ قرمز رد می کنن و صندلی پاره می کنن و شیشه می شکنن آ. من مث بچه آدم می رم می شینم توی ورزشگاه و بعدشم سوار ماشینم می شم و بدون اینکه از یه چراغ قرمز رد بشم می رم خونه.
- سوار ماشینت می شی؟
- بله آقا. البته فقط وقتی سوارش می شم که کار واجب داشته باشم آ. ولی جانم فدای دولت اکثر مواقع با اتوبوس و مترو می رم اینور و اونور. به جون شما راس می گم. اصلا من هر ماه سی لیتر بنزین اضافه میارم.
- بنزین اضافه میاری؟
- بله آقا. البته یه وقت فکر نکنی از اینام که بنزینشو می فروشن آ. آقا بخدا من اهل فروختن بنزین و اینا نیستم. می ذارم توی کارت بمونه تا بسوزه. جانم فدای دولت، من که خدای نکرده نمی خوام کشورمون پیشرفت نکنه. بنزینم که سرمایه ملیه.
- همه اینا درست، ولی من می خواستم در مورد اغتشاشات این چن روزه...
- آقا بخدا شما اشتباه گرفتین. من بخدا خس و خاشاک نیستم ولی خس و خاشاک پیش پای دولتم به جون شما. اینم خانممه. می تونین ازش بپرسین. هر وقت تلویزیون این خس و خاشاکا رو نشون می ده من می شینم فحش می دم بهشون.
- فحش می دی؟
- نه آقا چرا منظور میگییری؟ بخدا من اهل آلوده کردن فضای صوتی نیستم. اصلا غلط کردم. مثکه نباید از اینجا رد می شدم. الان دور می زنم...
- سرکار... بزنش مرتیکه فلان فلان شده رو. همین خس و خاشاکان که باعث شدن مردم به دولت بدبین بشن و به اموال عمومی صدمه بخوره. بزنش خواهر مادر...
********
خوب. بریم سراغ عکس...


من قهرم: این چن روزه صحبتای زیادی در مورد "ندا" شد. دختری که معلوم نیست از طرف کی و کدوم گروه تیر خورد و جون خودشو از دست داد. البته می گن که این تیر از طرف نیروهای غیرمردمی شلیک شده، ولی توی هیچکدوم از فیلمایی که من در این مورد دیدم مشخص نبود که چه کسی تیر رو شلیک کرده. حالا البته بهرحال این تیر(بحق یا به ناحق) به نیروهای غیرمردمی نسبت داده شد و ندا تبدیل شد به پیرهن عثمان. عکسای ندا، وقتی که خون روی صورتش جریان پیدا کرده بود، تبدیل شد به درفش کاویانی و اینکه اون پسری که همراه ندا بوده، چه ارتباطی با ندا داشته، تبدیل شد به یه دستمایه برای لجنمال کردن شرافت و ناموس یه دختر. حالا البته من نمی دونم ارتباط واقعی اون پسر و ندا چی بوده. نمی خوامم بدونم که ندا چرا کشته شد. مسئله اینه که ندا و هدفش(هر چی که بوده) تبدیل شد به یه وسیله. چون یه دختر بود. بازم ثابت شد مردم ایران احساساتین و در مورد جنس مونث دو برابر احساساتین. از این قضیه بگذریم. من می خوام بگم ندا بخاطر هدفی شعار داد و جون داد که بهش اعتقاد داشت. حداقل اونقدر عقل داشت که بدونه رفته توی تظاهرات و احتمال هر جور صدمه دیدنی هست. ولی می خوام بگم همه شمایی که برای ندا گریه کردید و چندین و چند بار کلیپ کشته شدنش رو دیدین و بغض کردین و فحش دادین و ناله نفرین کردین، چن بار برای اون دختر بچه ای که کشته شد دل سوزوندین؟ دختر بچه ای که همراه مادرش داشت از مهد کودک به خونه برمی گشت. دختر بچه ای که نمی دونست تنفر یعنی چی. نمی دونست توهین و تحقیر و دروغ و سیاست یعنی چی. دختر بچه ای که معنی باطوم برقی و گاز اشک آور و گاز فلفل و تفنگ و خون رو نمی دونست. ندا از نظر عقلی بالغ بود ولی اون فقط یه دختر بچه بود که شاید به فکر عروسکی بود که قرار بود امروز مامان واسه ش بخره...
********
خ.ن.ب.د.ز1:مینا سس خور، ترانه، فاطمه کوهی، عسل، اشکان، چلمن، هومن، مرتضی، و بقیه دوستانی که الان اسمشون تو ذهنم نیست، اطلاع داشته باشید که آیدی من پرید. آیدی جدید من اینه namak.paash لطفا این آیدی رو اد کنید. مرسی.
خ.ن.ب.د.ز2: دیگه همین روزاس که دوستای کنکوریمون کم کم پیداشون بشه. مث ناهید و مینا سس خور. امیدوارم با این همه زحمتی که کشیدن(خصوصا ناهید!) بتونن نتیجه دلخواهشونو بگیرن. مینا سس خور که قرار بود بعد از کنکور دوباره بیاد وبم. امیدوارم فراموش نکرده باشه که عمو نمکی ای هس. من که دلم براش تنگ شده.
خ.ن.ب.د.ز3: ریرا وبش رو حذف کرده. یا وبش رو حذف کردن. نمی دونم. فقط می دونم وبی که تا دیروز بود، حالا دیگه نیست.
خ.ن.ب.د.ز4: رفسنجانی بازم نشون داد که توی سیاست هیچکاره هایی هستن که همه کارن.

خ.ن.ب.د.ز5: حاضر نشدن میرحسین موسوی و مهدی کروبی توی جلسه رسیدگی به اعتراضات وزارت کشور، به نظر من یه معنی داشت و اونم مخالفت اونا با نظام بود. از نظر من اشتباه بزرگی کردن که تاوانش رو می دن.

خ.ن.ب.د.ز6: من دلم می سوزه. واقعا دلم می سوزه. برای تک تک مردمی که کتک خوردن. هم برای مردم عادی و هم برای بسیجیا. ولی بیشتر دلم برای بسیجیا می سوزه. صادقانه بگم، که دل همه ما برای مردم می سوزه. هیچکس توی این مملکت نیست که دلش برای مردم نسوزه، ولی دل چن نفر از ما برای بسیجیا می سوزه. مگه اونا آدم نیستن؟ مگه اونا از ما نیستن؟ فرق اونا با ما چیه بجز عقیده متفاوت؟ من می فهمم که چرا مردمی که با هم اختلاف عقیده دارن(توی بحث ما یعنی مردم عادی و بسییجیا) با همدیگه درگیر می شن، ولی نمی فهمم که چرا باید از همدیگه متنفر باشن.

خ.ن.ب.د.ز7: همونطور که حدس می زدم انرژی مردم تخلیه شد و قضیه تقریبا خوابید. البته هر زلزله ای یه سری پس لرزه داره. ولی بحران گذشت. حالا باید دید تاوان این بحران رو دولت باید بده یا مردم.

خ.ن.ب.د.ز8: قشنگترین اشتباه هم آپ شد.
 تایپ شده به انگشت نمکپاش |  
فهرست اصلی
نمکای فسیل شده
نمکسنجی

Copyright © 2006 All Rights Reserved by is-namakpaash.Blogfa.com